فی لوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی لوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله حوزه ابریز

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله حوزه ابریز دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

این معادله ها، روش اجرای انفصال خاک بر روی مناطق شیار دار که اصولا توسط نیروی ریزش باران موجب می شوند را به کار می گیرد وضربه جزیی که از جریان زمینی ایجاد می شودرا نادیده می گیرد.غلظت،شدت باران در طول یک طوفان به ندرت ثابت می باشد، که میزان انفصال ذرات خاک که یک عمل وابسته به زمانی می باشد را موجب می شود.متاسفانه، در اغلب مطالعات تاثیر وابستگی زمانی در تغییر جدایی یا انفصال ذرات خاک توسط پارامتر ریزش باران یکجا گرفته شده است. (سال 1975 در meyer،Foster) به عبارت دیگر، انفصال ذرات در مناطق شیاری (جویباری) اصولا توسط جریانهای اشباع شده موجب می شود.وضربه جزیی که از برخورد ریزش باران بوجود می آید را نادیده می گیرد. هنگامی که ذرات از توده خاک جدا می شوند، مقدار انرژی ای که برای انتقال رسوب لازم است، خیلی کمتر می باشد.
انتقال-B
برای ذرات جدا شده که تبدیل به رسوب آبراهه می شوند، به عواملی برای انتقال خودشان به مناطق جدید نیازمند هستند و سرانجام به سوی کانالهای آبراهه ها. هم ریزش باران، هم جریان آب حاصل از بارندگی در حوضه آبریز می توانند ذرات خاک را انتقال دهند:

 

 

 

انتقال بارندگی
انتقال ذرات خاک توسط بارندگی معلول عمل پاشیدن می باشد و ظرفیت پاشش تابع میزان بارندگی و چگالی بارندگی، راه رونده شیب دار، خصوصیات خاک، سرعت باد و شکل ظاهری می باشد. بعنوان یک قاعده کلی، درصدکلی خاک پوشیده شده که بسوی پایین سراشیبی حرکت می کند برابر است با درصد شیب به اضافه 50 (در سال 1953،Ekern)اما، ضربه اصلی از نیروی قطرات باران برای انفصال و جدایی ذرات خاک می باشد نه برای انتقال در مناطق شیاری. ذرات منفصل و پاشیده شده بعد، اصولا توسط جریان سطح کم عمق به سوی جویبارها و شیارها انتقال داده می‌شوند (درسال 1995،Nearingetal)،در آنجا، ذرات خاک از مناطق شیاری به یکدیگر ملحق می شوند.وبه سوی کانالهای جریان دار انتقال داده می شوند، توسط جریان متمرکز انتقال داده می شوند. (درسال1973،Young and Wiersma).

 

انتقال جریان آب حاصل از بارندگی در حوزه آبریز
ماکزیمم مقدار رسوبی که یک جریان زمینی می تواند حمل کند، اغلب به سمت ظرفیت انتقال ارجاع داده می شود که بستگی به ترازانرژاش دارد و همچنین توسط سرعت جریان تخمین زده می شود و به تجمع راه رونده شیب دار و شعاعی که برابر با سطح خیس شده است وزبری سطح و قابلیت حمل ذرات بستگی دارد.
یک جریان متلاطم نسبت به یک جریان آرام بیشتر فرسایش و انتقال داده می شود، در صورتیکه تشکیل حوزه دادن جریان نتیجه ته نشست یا رسوبگذاری را سریع می کند. از زمانی که سرعت جریان زمینی با عمق 29/10افزایش می یابد، میزان انتقال بزرگتر و بیشتر می شود وفاصله انتقال برای جریانهای عمیق طولانی تر می شود. بنابراین یک تقلیل در جریان زمینی یا کاهش انفصال، یک افزایش در سطح مقطع عرضی، یا یک تغییری در شیب یک کاهشی در میزان انتقال باعث خواهد شد. در نتیجه ذرات سنگین تر، بزرگتر ومدورتر ابتدا، ته نشین می شوند در صورتیکه ذرات کوچکتر، سبکتروپهن تر در آویز باقی می مانند. بنابر این، ذراتی که سایزهای بزرگتری دارند در بالا دست جریان رودخانه ته نشین می شود وذراتی که اندازه های کوچکتر دارنددر پایین دست جریان رودخانه ته نشین می شوند. جریانهای گل و لای و رسوبی بیشتر از نوع تمیزشان فرسایش می یابند. سائیدگی و خرد و شکسته شدن ذرات در برابر یک چیز دیگر زمانی که آنها انتقال یافتند در جریان رودخانه ای اتفاق می افتد. این باعث می شود که ذرات بزرگتر به ذرات کوچکتر خرد و شکسته شوند (سایش) و آنها به دورتر از پایین جریان رودخانه انتقال می یابند. در لفظ نسبی، سنگ رتمی و سنگ ماسه ای نسبت به سنگ آهک و دولومیت راحت تر خراشیده می‌شوند، در صورتیکه گرانیت و کوارتز میزان خراشیدگیشان کمتر می باشد.(سخترند) (در سال 1964، Gottschalk)

 

در تحقیقات و بررسی در این زمینه، میزان انتقال رسوبی آب جاری و روان تقریبا همزمان با نیروی پنجم سرعت جریان دریافت شده بود (در سال1958، (Laursen، نیروی تنش ناشی از ته برش (درسال 1972، Meyer، Foster)یا ناشی از نیروی رودخانه، محصول ونتیجه تنش ناشی از ته برش و سرعت جریان دریافت شده بود، یک معادله وسیعتر و جامعتری وجود دارد که برای تخمین کلی میزان انتقال رسوب ( یا عرض درتوده) جریان زمینی برای یک طوفان توسطFoster در سال 1982 ارائه شده است.1.55Ct Tc= 138Qqs، Q برابر است با تصفیه کل /با پهنای ( )، qبرابر است با ماکزیمم تصفیه /با عرض و پهنای( )و S برابر است با سینوس زاویه شیب دار و Ctبرابر است با یک عامل بازتابنده، منعکس کننده نفوذ مستقیم خاک که نیروهای هیدرولیک جریان را می پوشاند. مقدار C3 ، (ماکزیمم) برا یک زمین خالی می باشد و 2/. برای شیبها 8% که مولچ سبک دارد می‌باشد.
ضریب و توان به سایز ذرات بستگی دارد، در معادله17/11، وضعیتهای بارز واقعی اغلب خاکهایی را که برای تهیه وسایل لازم است را نشان می دهد. از زمانی که تصفیه در نتیجه سرعت جریان، پهنا و طول ان تخمین زده شده، معادله 17/11 را می توان جانشین کرد. Tc=138(v)(q)(d)(s1.55)(g)11/18 سرعت جریان در واحد و d عمق جریان در واحد m می باشند.
رسوبگذاری، ته نشست
ته نشست ذرات متحرک به دامنه نسبی میزان انتقال و نیروی رسوبگذاری بستگی دارد. (توسط انفصال ذرات خاک تعیین و اندازه گیری می شوند.)اگر نیروی ته نشست، کمتر از میزان جابجایی باشد، بعد نیروی ته نشست به سمت پایین شیب حرکت می کند. اگر نیروی ته نشست قبل از ظرفیت و میزان جابجایی باشد، رسوبگذاری رخ می دهد. این می تواند بصورت معادله زیر بیان شود. Dp=Cd(Tc-D) (11/19)
Dp برابر است با میزان رسوبگذاری در واحد و Ts برابر است با میزان جابجایی ذرات در واحد و D برابر است با نیروی رسوبگذاری در واحد و Cd برابر است با ضریب واکنش مرتبه اول برای ته نشست در واحد عرضی.
مقدار کمی از Cd می تواندیک فاصله زیادی را در جابجایی ذرات قرار بدهد، در نتیجه رسوبگذاری کمتر صورت می گیرد. مقدار Cd به دلیل تقلیل در اندازه ذرات و سرعت ریزش کاهش می یابد، اما همانطورکه تصفیه بیشتر می شود Cd هم زیادتر می‌شود. در سال 1982 معادله زیر را برای تخمین Cdدر رسوبگذاری توسط جریان زمینی ارائه داده است.
11.20 d Cd=./5( )معادله
Vt برابر است با سرعت ریزش در واحد ، و Q برابر است با تصفیه در واحد . سرعت ریزش Vt در واحد به وسیله قانون Stoke ها می تواند اندازه گرفته شود.
r،شعاع ذرات در واحد می باشد،شتاب ثقل با توجه به جاذبه زمین می باشد. برابر است با درجه غلظت ذرات، چگالی مایع است و نیروی مکانیکی جنبشی کل مایع می باشد. این معادله سرعت ریزش ذرات را با چگالی مشابه در یک مایع ارائه داده، که با تناسب شعاع ذرات افزایش خواهد یافت. (ریزش ذرات) برای سلیت هایی که با شعاع r=0/0005cm و و در 20oc در برابر است با می باشند، سرعت ریزش 0/09 در آب روان خواهد بود. چنانچه گل و لای ها در جریان زمینی با عمق cm./1 و سرعت 5/. جابجا شوند، بعد آن ذرات در سطح آب به مدت 11 ثانیه در جریان جابجا خواهند شد ودر 55 متری پایین سراشیبی ته نشین می شوند. برای یک خاک نیمه غربی و نمونه ای، ضریب واکنشG برای خاک رس (24m)، برای سلیت ( 10Mm )و برای ماسه (200Mm) به ترتیب در حدود می باشند. که توسط Foster ارائه شد.

 

 

 

فرسایش ناخالص آبریز
فرسایش خاک در یک حوزه آبریز را می توان به شش منبع اصلی طبقه بندی کرد. شامل جویبارها، شیارها یا خندقهای مجراهای فصلی، راه آبها، کانالها و ریزش های خاکی یا سنگ از کوه (زمین). مقدار فرسایش خاک از این شش منبع فرسایش ناخالص آبریز نامیده می شود. فقط درصدی از فرسایش ناخالص حوزه آبریز در طول یک طوفان به کانالهای آبراهه ای خواهد رسید وبقیه در داخل حوزه آبریز که در معرض فعل و انفعالات دیگر طوفان قرار می گیرند حبس می شوند. فرسایش درون شیاری A=. سطح جریان آب حاصل از بارندگی در حوزه آبریز اغلب در کانالهای کوچک متعدد در قسمت پایینی سراشیبی که به صورت قابل مشاهده در سر تاسر زمین پخش می شود متمرکز می شود.
بعضی از کانالهای کوچک می توانند با روش زراعت نرمال جابجا شوند، و افت خاک در امتداد این کانالهای کوچک رخ می دهد به صورت فرسایش شیاری مصطلح می شوند. فرسایش در مناطق بین شیارها و جویبارها، فرسایش درون شیاری نامیده می شود. فرسایش شدید شیاری می تواند از448t/ha/yearتجاوز کند(توسط Foster در سال1986 ارائه شده است.) . در حالی که میزان فرسایش درون شیاری بالاتر از 45t/ha/year برآورد شده است. (توسطmeyer درسال 1981ارائه شده است.) طرحهای تجربی و فیزیکی برای برآورد میزان فرسایش درون شیاری و شیاری توسعه پیدا کرده است. اغلب طرحهای فیزیکی تحت فرسایش شیاری ودرون شیاری در دو فرایند متفاوت عمل می کنند وطرحهای مبنی برعامل آنها را در یک تخمین جداگانه ای قرار می دهد.
الگوی تجربی
روش ساده تجربی با مشاهده داده فرسایش نسبت به عوامل زیست محیطی، از طریق تحلیل آماری مرتبط می باشد.به طور کلی، توسعه الگوهایی برای برآورد میانگین بلند مدت تلفات و افت خاک راحتتر است نسبت به برآورد آن د یک طوفان و نیز برای تخمین در مناطق معمولی نسبت به مناطق خاص. به دلیل اینکهآن طرحها به صورت تئوری قابل انبساط نیستند، آنها فقط در مناطقی که مطالعات انجام می گیرد قابل اجرا هستند و همین طور تحت شرایط مشابه زیست محیطی قابل اجرا هستند. بنابراین قابلیت اطمینان برآوردها بر داده ها در توسعه طرح بستگی دارد و همین طور به شایستگی ناحیه ای که طرح در آن به اجرا در می آید بستگی دارد. طرح اول برای تخمین افت خاک در شیب های توده ای توسط zingg در سال 1940 به عنوان یک تابعی از 2 پارامتر ساختاری توسعه یافت.

Aزاویه راه رونده شیب دار وL طول شیب می باشد. این مهندس مطالعات راه انداخته دیگر را که به افت خاک از عوامل زیست محیطی مربوط است را می خواند. بعنوان مثال، شرایط اقلیمی خاک ها و پوشش گیاهی. بعدها ازداده افت خاک که از40000 طرح تحت یک دامنه وسیعی از شرایطهای بارندگی جمع آوری کرده استفاده کرد. Mugrave در سال 1947 یک طرح پیش بینی شده را که در توپوگرافی همانند عوامل پوشش و اقلیمی استعمال می شود را ارائه داد.

افت خاک(a-cm h. درتن acre-)و k، قابلیت فرسایش درونی خاک در واحد (in یا cm) می باشد.
Asre=43560 پای مربع از زمین (جریب فرنگی)
2. Factor-based این طرح مبنی بر عوامل می باشد مانند،که شامل عواملی از قبیل :بارندگی،خاک،توپوگرافی،پوشش گیاهی واجرای آن می باشد که ممکن است به طور قابل توجهی در اتلاف و افت خاک موثرباشد. تاثیر هر عامل بر افت خاک به صورت جداگانه توصیف شده است، که براساس دیگر داده های مشاهده شده به صورت تئوری انجام شده است. هر عامل ممکن است یک یا چند فرایند فرسایش به همراه فعل و انفعالاتشان موجب شود. سرانجام، تمام عاملها برای تعیین برآورد و کمیت درهم مضاعف می شوند، اگر چه عوامل بر طبق طرحشان می باشند ولی همچنین تا درجه زیادی براساس آزمون و مشاهده داده ها می باشند. معادلات دیگر از میان تحلیلات آماری به دست نیامده اند. به صورت نیمه تجربی هستند و هنوز محدودیتهای خاصی را به همراه دارند. از بهترین انواعشان، معادله جامع افت خاک می باشد که توسط (ishmeier w) ارائه شد و همین طور اصلاحیش. (USDA در سال1995).a.معادله جامع افت خاک (usle ). این معادله در اصل توسط خدمات تحقیقات کشاورزی scs (ars)در دهه 1950 برای برآورد میانگین سالیانه فرسایش شیاری و جویبارها از زمین های کشاورزی در مناطق شرقی کوههای راکی تعیین شده است.
این معادله در مناطق پوشیده هم مرز U.S در اواسط دهه 1960توسعه پیدا کرد. معادله usle یک ابزارخیلی با ارزش و موفقیت آمیز برای اداره زمین و برنامه ریزی تقریبا به مدت 50 سال دیگر می باشد. در معادله usle افت خاک (A) می باشد، عامل ریزش باران (R) عامل خاک (K) با تغییرات، عامل سراشیبی دامنه (S) و عامل طول شیب (L) و عامل عمل محافظت (P) و عامل اجرا و اداره ومنطقه پوشیده (C) می باشد.
A=RKLSCP (11/24)
A، افت خاک در واحد تن ( 1/acre/=0.446t/ha )برآورد می شود و R عامل ریزش باران، انرژی مرتبط با گسترش فرسایش خاک می باشد. در یک طوفان ساده، نیروی فرسایش در نتیجه انرژی جنبشی طوفان E در واحد (1ft/arce-in) می‌باشد. (1ft/acre-in) و ماکزیمم شدت و سرعت طوفان 30 دقیقه I30 می باشد که در هر (in/n(cm/n)) با رقم 100 جدا شده است. برای یک برآوردی زمانی لازم جهت انجام فعالیت مطابق با R و A بدین صورت محاسبه شده.

n به رقم کل سالها اشاره می کند و m به طوفانهایی که در سال می آید اشاره می‌کند و E انرژی جنبشی طوفان در واحد بریتانیایی می باشد.(ftacr-in) که در معادله زیر بدین صورت محاسبه می شود.

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  15  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله حوزه ابریز

دانلود مقاله روشهاى مختلف ارباب سیر و سلوک

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله روشهاى مختلف ارباب سیر و سلوک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 گفتنى است که ارباب سیر و سلوک و علما و دانشمندانى که در این راه گام برداشته و تعلیمات قرآن و سنت را راهنماى خویش قرار داده (نه صوفیانى که تحت تاثیر مکتبهاى التقاطى و غیر اسلامى بوده‏اند) هر یک براى خود روشى را پیشنهاد کرده‏اند; یا به تعبیر دقیقتر، مراحل و منزلگاههایى در نظر گرفته‏اند که در ذیل به بخشى از آنها به صورت فشرده اشاره مى‏شود، تا این بحث کاملتر و پربارتر گردد:
1- سیر و سلوک منسوب به «بحرالعلوم‏»
در این کتاب که به فقیه باهر و علامه ماهر «بحرالعلوم‏» نسبت داده شده است هر چند انتساب بعضى از بخشهاى آن به این بزرگوار بعید به نظر مى‏رسد ولى قسمتهایى از آن داراى اهمیت فوق‏العاده‏اى است; براى سیر و سلوک الى الله و پیمودن راه قرب به پروردگار عوالم چهارگانه و به تعبیر دیگر، چهار منزلگاه مهم ذکر شده است:
1- اسلام
2- ایمان
3- هجرت
4- جهاد
و براى هر یک از این عوالم چهارگانه سه مرحله ذکر شده است که مجموعا دوازده مرحله مى‏شود که پس از طى آنها، سالک الى الله وارد عالم خلوص مى‏گردد، و این مراحل دوازده‏گانه به شرح زیر است:
منزل اول، اسلام اصغر است، و منظور از آن اظهار شهادتین و تصدیق به آن در ظاهر و انجام وظائف دینى است.
منزل دوم، ایمان اصغر و آن عبارت از تصدیق قلبى و اعتقاد باطنى به تمام معارف اسلامى است.
منزل سوم، اسلام اکبر است و آن عبارت است از تسلیم در برابر تمام حقایق اسلام و اوامر و نواهى الهى.
منزل چهارم، ایمان اکبر است و آن عبارت از روح و معنى اسلام اکبر مى‏باشد که از مرتبه و اطاعت‏به مرتبه شوق و رضا و رغبت منتقل شود.
منزل پنجم، هجرت صغرى است، و آن انتقال از «دارالکفر» به «دارالاسلام‏» است مانند هجرت مسلمانان از مکه که در آن زمان کانون کفر بود به مدینه.
منزل ششم، هجرت کبرى است، و آن هجرت و دورى از اهل عصیان و گناه و از همنشینى با بدان و ظالمان و آلودگان است.
منزل هفتم، جهاد اکبر است، و آن عبارت از محاربه و ستیز با لشکر شیطان است‏با استمداد از لشکر رحمان که لشکر عقل است.
منزل هشتم، منزل فتح و ظفر بر جنود و لشکریان شیطان، و رهایى از سلطه آنان و خروج از عالم جهل و طبیعت است.
منزل نهم، اسلام اعظم، و آن عبارت از غلبه بر لشکر شهوت و آمال و آرزوهاى دور و دراز است که بعد از فتح و ظفر، عوامل بیدار کننده برون بر عوامل انحرافى درون پیروز مى‏شود و اینجاست که قلب، مرکز انوار الهى و افاضات ربانى مى‏گردد.
منزل دهم، ایمان اعظم است، و آن عبارت از مشاهده نیستى و فناى خود در برابر خداوند است، و مرحله دخول در عالم فادخلى فى عبادى وادخلى جنتى است که در این هنگام حقیقت عبودیت و بندگى خدا ظاهر مى‏شود.
منزل یازدهم، هجرت عظمى است، و آن مهاجرت از وجود خود و به فراموشى سپردن آن، و سفر به عالم وجود مطلق، و توجه کامل به ذات پاک خداست که در جمله «وادخلى جنتى‏» خطاب به آن شده است.
منزل دوازدهم، جهاد اعظم است که بعد از هجرت از خویشتن، متوسل به ذات پاک خداوند مى‏شود تا تمام آثار خودبینى در او محو و نابود گردد و قدم در بساط توحید مطلق نهد.
بعد از پیمودن این عوالم دوازده‏گانه وارد عالم خلوص مى‏شود، و مصداق «بل احیاء عند ربهم یرزقون‏» مى‏گردد. (1)

چگونگى سیر و سلوک در این روش
در رساله سیر و سلوک منسوب به علامه بحرالعلوم بعد از ذکر عوالم و منازل بالا به چگونگى طى نمودن این راه پرمشقت و پرافتخار پرداخته و بیست و پنج دستور براى وصول به این مقاصد بالا و والا مى‏دهد که آنها را بطور فشرده در ذیل مى‏آوریم:
سالک الى الله و رهرو راه قرب به پروردگار براى وصول به این عوالم، بعد از آن که اصول دین را از طرق معتبر شناخت و به فروع احکام دینى و اسلامى کاملا آشنا شد، بار سفر مى‏بندد و به راه مى‏افتد و با انجام دستورهاى بیست و پنجگانه زیر به سوى مقصد همچنان پیش مى‏رود:
اول، ترک آداب و عادات و رسومى است که انسان را از پیمودن راه باز مى‏دارد و غرق در آلودگیها مى‏کند.
دوم، عزم قاطع بر پیمودن راه، که از هیچ چیز نترسد و با استمداد از لطف‏تردیدى به خود راه ندهد.
سوم، رفق و مدارا، و آن این که در آن واحد امور زیادى را بر خود تحمیل نکند مبادا دلسرد و متنفر شود، و از پیمودن راه بازماند.
چهارم، وفا، و آن عبارت از این است که نسبت‏به آنچه توبه کرده وفادار بماند و به آن باز نگردد، و نسبت‏به آنچه استاد راه مى‏گوید وفادار بماند.
پنجم، ثبات و دوام است، به این معنى که برنامه‏هایى را که انتخاب مى‏کند به صورت عادت مستمر در آید تا بازگشتى در آن صورت نگیرد.
ششم، مراقبت است، و آن عبارت از توجه به خویش در تمام احوال است که تخلفى صورت نگیرد.
هفتم، محاسبه است، که در حدیث «لیس منا من لم یحاسب نفسه کل یوم; کسى که همه روز به حساب خویش نرسد از ما نیست!» (2) به آن اشاره شده است.
هشتم، مؤاخذه است، منظور از مؤاخذه این است که هر گاه مرتکب خطایى شدبه خویشتن تنگ بگیرد و از این راه خود را مجازات کند.
نهم، مسارعت است، یعنى به مقتضاى امر «وسارعوا الى مغفرة من ربکم‏» (3) که در قرآن مجید آمده در مسیر حق شتاب کند، پیش از آن که شیطان مجال وسوسه یابد.
دهم، ارادت است، و آن عبارت از این است که باطن خود را چنان خالص کند که هیچ غشى در آن نباشد، و نسبت‏به صاحب شریعت و اوصیاى معصوم او کاملا عشق ورزد.
یازدهم، ادب است، یعنى نسبت‏به ساحت قدس خداوند و رسول‏اکرم صلى الله علیه و آله و جانشینان معصوم او شرط ادب نگاه دارد، و کمترین سخنى که نشانه اعتراض باشد بر زبان نراند، و در تعظیم این بزرگان بکوشد و حتى در بیان حاجت از الفاظى که نشانه امر و نهى است‏بپرهیزد.
دوازدهم، نیت است، و آن عبارت است از خالص ساختن قصد در این سیر و حرکت و جمیع اعمال از براى خداوند متعال.
سیزدهم، صمت است، به معنى خاموشى و حفظ زبان از سخنان زائد و اکتفا به مقدار لازم.
چهاردهم، جوع و کم خوردن، که از شروط مهمه پیمودن این راه است ولى نه تا آن حد که باعث ضعف و ناتوانى گردد.
پانزدهم، خلوت است، و آن عبارت است از کناره‏گیرى از اهل عصیان و طالبین دنیا و صاحبان عقول ناقصه; و به هنگام عبادات و توجه به اذکار، دور از ازدحام و غوغا بودن.
شانزدهم، سهر و شب بیدارى (مخصوصا بیدارى در آخر شب)، که در آیات و روایات اسلامى کرارا به آن اشاره شده است.
هفدهم، دوام طهارت، یعنى همیشه با وضو بودن است که نورانیت‏خاصى به باطن انسان مى‏دهد.
هیجدهم، تضرع به درگاه خداوند رب‏العزة است، که هر چه بیشتر بتواند اظهار خضوع در پیشگاه پروردگار کند.
نوزدهم، پرهیز از خواسته‏هاى نفس (هر چند مباح باشد) تا آنجا که در توان دارد.
بیستم، رازدارى و کتمان سر، که از مهمترین شرایط است، که اساتید این رشته به آن اصرار مى‏ورزیدند، و آن این که اعمال و برنامه‏هاى خویش را در این راه مکتوم دارد (تا کوچکترین تظاهر و ریا در آن حاصل نشود) و اگر مکاشفاتى از عوالم غیب براى او دست داد آن را نیز پنهان دارد و به این و آن بازگو نکند (تا گرفتار عجب و خودبینى نگردد).
بیست و یکم، داشتن مربى و استاد است، اعم از استاد عام که در کارهاى مربوط به سیر و سلوک با ارشاد او پیش مى‏رود و استاد خاص که آن رسول‏خدا صلى الله علیه و آله و امامان‏معصوم: مى‏باشد.
البته باید سالک توجه داشته باشد که این، مرحله بسیار دقیق و باریکى است; تا کسى را نیازماید و از صلاحیت علمى و دینى او آگاه نشود، در ارشادات به او تکیه نکند که گاه شیاطین در لباس استاد درآیند و گرگان ملبس به لباس چوپان شوند و سالک را از راه منحرف سازند.
مرحوم علامه طباطبایى در این زمینه مى‏گوید: که حتى به ظاهر شدن خارق عادت و اطلاع بر علوم پنهانى و اسرار نهان انسان، و عبور بر آب و آتش، و اطلاع بر مسائل مربوط به آینده و مانند آن نمى‏توان اطمینان کرد که صاحب چنین اعمالى مقام پیشرفته‏اى در سلوک راه حق دارد; زیرا، اینها همه در مرتبه مکاشفه روحیه حاصل مى‏شود، و از آنجا تا سرحد وصول و کمال، راه بسیار است.
بیست‏ودوم،«ورد» است، و آن‏عبارت است‏از ذکرهاى‏زبانى که‏راه را به‏روى‏سالک مى‏گشاید و او را براى گذشتن از گردنه‏هاى صعب‏العبور مسیر الى‏الله یارى مى‏دهد.
بیست و سوم، نفى خواطرات است، و آن عبارت است از تسخیر قلب خویشتن و حکومت‏بر آن، و تمرکز فکر به گونه‏اى که هیچ تصور و خاطره‏اى بر او وارد نشود مگر به اختیار و اذن آن; و به تعبیر دیگر، افکار پراکنده بى‏اختیار فکر او را به خود مشغول ندارد، و این یکى از کارهاى مشکل است.
بیست و چهارم، فکر است، و منظور از آن، آن است که سالک با اندیشه عمیق و فکر صحیح در آگاهى و معرفت‏بکوشد، و تمام تفکر او مربوط به صفات و اسماء الهى و تجلیات و افعال او بوده باشد.
بیست و پنجم، ذکر است، و منظور از آن، توجه قلبى است‏به ذات پاک پروردگار; نه ذکر با زبان که به آن ورد گفته مى‏شود; و به تعبیر دیگر، منظور این است که تمام نظر خویش را به جمال پروردگار متوجه سازد و از غیر او چشم بپوشد.
این بود خلاصه آنچه از سیر و سلوک منسوب به علامه بحرالعلوم استفاده مى‏شود که علامه طباطبائى نیز همین روش را با مختصر تفاوتى - مطابق آنچه در رساله «لب‏اللباب‏» - آمده دنبال کرده است.
2- روش مرحوم ملکى تبریزى:
ایشان (مرحوم حاج میرزا جواد آقا تبریزى) که یکى از اساتید معروف سیر و سلوک محسوب مى‏شود، در رساله «لقاءالله‏» راهى را پیموده است که در جهاتى با آنچه در رساله منسوب به بحرالعلوم آوردیم متفاوت است.
نامبرده، نخست لقاءالله را عنوان مقصد اعلاى سیر و سلوک معرفى مى‏کند و از آیات مختلف قرآن بهره مى‏گیرد و شواهد زیادى از روایات براى آن مى‏آورد و صریحا به این اشاره مى‏کند که منظور از لقاءالله مشاهده با چشم نیست چرا که خداوند منزه از کیفیتى است که‏موجب رؤیت‏است; همچنین‏منظور از لقاءالله ملاقات‏ثواب و نعمت‏او در قیامت‏نیست، بلکه‏منظورنوعى‏«شهود»و ملاقات قلبى‏و روحى و مشاهده باچشم‏دل‏است.
سپس براى پیمودن این راه طولانى و پرفراز و نشیب، برنامه‏اى را پیشنهاد مى‏کند که در جهات زیر خلاصه مى‏شود:
1- تصمیم و نیت‏براى پیمودن این راه است
2- توبه صحیح از گذشته، توبه‏اى که در اعمال و اعماق انسان نفوذ کند و او را دگرگون سازد و آثار گناه را از جسم و جان و روح او بشوید.
3- برگرفتن توشه راه است; و براى آن چند برنامه ذکر کرده است:
الف - در صبح، مشارطه (با خود شرط کند که جز راه حق نپوید); در روز، مراقبه (توجه به این که از راه منحرف نگردد); در شامگاهان، محاسبه (توجه به این که در روز گذشته چه انجام داده است).
ب - توجه به اوراد و اذکار و توجه به وظائف بیدارى و هنگام خواب.
ج - توجه به نماز شب و خلوت با خداوند و شب‏زنده‏دارى و ریاضت در مساله خواب و خوراک که از حد لازم تجاوز نکند.
4- بهره‏گیرى از تازیانه سلوک، و آن عبارت است از مؤاخذه کردن خویشتن به خاطر توجه به دنیا و قصور و کوتاهى در برابر حق، و پوزش خواستن از پروردگار و سرزنش خویشتن به خاطر بى‏وفائیها و اطاعت از شیطان در حضور پروردگار، و سعى و تلاش در طریق اخلاص.
5- در آستانه تحول، و در این مرحله باید قبل از هر چیز، به پایان زندگى و مرگ بیندیشد که فکر مرگ براى سوزاندن حب دنیا و اصلاح بیشتر صفات زشت داروى مؤثرى است. (سپس به عظمت پروردگار و اسماء و صفات او بیندیشد و به یاد اولیاء حق باشد و بکوشد خود را به صفات آنان نزدیک سازد.)
6- در آستانه سر منزل مقصود، در این بخش اشاره به این معنى مى‏کند که انسان داراى سه عالم است:
1- عالم حس و طبیعت
2- عالم خیال و مثال
3- عالم عقل و حقیقت.
عالم حس و طبیعت‏یکپارچه ظلمت است و تا از آن نگذرد به عالم مثال که عبارت از عالمى است که حقایق آن داراى صورتند و عارى از ماده نمى‏رسد.
و تا از عالم مثال نگذرد به عالم عقل نمى‏رسد; و منظور از عالم عقل، عالمى است که حقیقت و نفس انسان در آن عالم، نه ماده دارد و نه صورت; و هنگامى که به عالم عقل رسید و نفس خویش را خالى از ماده و صورت شناخت، به معرفت پروردگار دست مى‏یابد; و مصداق «من عرف نفسه فقد عرف ربه‏» (4) مى‏شود. (5)
3- روش دیگر
در رساله «لقاءالله‏» عالم و محقق بزرگوار، آقاى مصطفوى، برنامه دیگرى براى این سیر و سلوک الهى ذکر شده است.
در این رساله که رساله جامع و پربار و متکى به آیات و اخبار است، نخست اشاره به آیات مربوط به لقاءالله مى‏کند و بعد از آن که این لقاء و ملاقات را به معنى ملاقات معنوى و روحانى تفسیر مى‏نماید، در شرح آن مى‏افزاید که براى رسیدن به سر منزل مقصود باید انسان حدود برانگیخته شده از جهان ماده و حد زمان و مکان و حتى حدود ذاتى که در همه ممکنات موجود است درهم بشکند و غرق و فناى عالم لاهوت گردد و به لقاى پروردگار نائل آید و مخاطب «یا ایتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربک راضیة مرضیة فادخلى فى عبادى وادخلى جنتى; تو اى روح آرام یافته! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است، سپس در سلک بندگانم در آى و در بهشتم وارد شو!» (6)
سپس براى رسیدن به این سرمنزل بزرگ و بى‏مانند طى پنج مرحله را پیشنهاد مى‏کند:
مرحله اول: تکمیل و تقویت اعتقادات و توجه خاص به اصول دین.
مرحله دوم: توبه و بازگشت‏به اعمال صالح و پرهیز از گناهان و انجام واجبات است.
مرحله سوم: مهیا و آماده شدن براى پاکسازى نفس از رذائل و آراستن آن با فضائل اخلاق است.
مرحله چهارم: محو انانیت و حصول فنا در برابر عظمت‏حق است.
در این مرحله که تعلق زندگى مادى برطرف شده و تعلقات به اموال و اولاد و لذات، مشتهیات مادى و خیالى تغییر کرده و به تعلق روحانى و معنوى مبدل شده، تنها چیزى که باقى مانده تعلق به نفس خویش است و این تعلق به اندازه‏اى ریشه‏دار و محکم است که گوئى از شدت ظهور خفا پیدا کرده است; ولى یک نکته باقى است و آن این که سالک در تمام این مراحل مقصودش رسیدن به لقاى او، به پروردگار، بوده; یعنى، در واقع و در باطن هر کارى کرده براى خود کرده است.
به تعبیر دیگر، او مى‏خواسته به مقامات والا نائل گردد و از مقربین درگاه خدا باشد و به کمالات روحانى و معنوى برسد; پس در همه جا سخن از خود او بوده نه از هدف، به دلیل این که هرگاه به چنین مقامى واصل مى‏شد نهایت‏سرور و خوشحالى پیدا مى‏کرد ولى اگر دیگرى براى او این مقامات پیدا مى‏شد حداقل تا این حد خوشحال نبود. اینجا است که باید من و توجه به خود بر طرف گردد و محبوب و مورد علاقه سالک جلوه و ظهور خدا باشد نه مقید به خود او; به تعبیر آشکارتر، «من‏» باید حذف شود و این حجاب که بزرگترین مانع و سد راه حق و آخرین حجاب سالک براى وصول به لقاءالله است، بر طرف گردد.
براى از میان بردن این حجاب چندین راه است:
1- راه توجه قلبى به خداوند و توحید ذاتى و صفاتى و افعالى و از این طریق مى‏فهمد که غیر او در برابر او هیچ و پوچ است.
2- تفکر و استدلال براى مبارزه با انانیت و حجاب نفس، به این معنى که خدا را وجودى نامحدود و ازلى و ابدى وحى مطلق مى‏بیند و خود را وجودى از هر نظر محدود و در منتهاى عجز و ضعف و فقر و سراپا نیاز که یک لحظه بى وجود او نمى‏تواند باقى بماند.
3- معالجه با اضداد و آن این که در هر مورد بجاى «من‏» توجه به خدا و بندگان صالح خداوند باشد و خود را در حضور دائم در پیشگاه حق ببیند.
مرحله پنجم: در این مرحله سالک به صورت یک انسان ملکوتى در آمده و داخل در جبروت مى‏شود!
منظور از ورود در مرحله جبروت آن است که انسان به خاطر کمال صفا و خلوص و محو در نور الهى، نفوذ و سلطه پیدا مى‏کند و براى فعالیت و انجام وظائف الهى و ارشاد خلق و امر به معروف و نهى از منکر از روى معرفت کامل قدم برمى‏دارد.
به تعبیر دیگر، تا حد زیادى از فکر خود فارغ گشته و به تمام مسائل و وظائف و احکام و آداب شرع و سیر و سلوک اطلاع پیدا کرده و در مقام تشخیص درد و درمان، همچون طبیبى حاذق و ماهر گشته است. (7)
نکته قابل توجه این که ایشان در همه جا از آیات و روایات اسلامى به عنوان گواه و شاهد مطالب خویش استفاده کرده‏اند.
خلاصه و جمع‏بندى مکتبهاى سیر و سلوک
از آنچه علماى سیر و سلوک و رهروان این راه (البته آنهایى که در طریق شریعت و مسیر اسلام و اهل‏بیت گام برمى‏داشتند نه التقاطیهاى صوفى مآب) بر مى‏آید و نمونه‏هائى از آنها در بالا آمد، اصول مشترک زیر استفاده مى‏شود:
1- هدف اصلى لقاءالله و شهود ذات پاک پروردگار با چشم دل و حضور روحانى و معنوى در محضر اوست.
2- براى رسیدن به این مقصد، نخستین گام توبه از همه گناهان و شستن رذائل اخلاقى و آراسته شدن به فضائل اخلاقى است.
3- در این راه باید آداب چهارگانه مشارطه و مراقبه و محاسبه و معاقبه را فراموش نکند; یعنى، صبحگاهان با خود شرط کند که گرد گناه و خلاف رضاى حق نگردد و در تمام مدت روز مراقب نفس سرکش باشد و شامگاهان و هنگام خواب به محاسبه بنشیند و اگر خلافى از او سرزده بود خود را به‏وسیله ترک انواع لذائذ مجازات و عقوبت کند.
4- مبارزه با هواى نفس که بزرگترین سد این راه است از واجب‏ترین واجبات مى‏باشد.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  24  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله روشهاى مختلف ارباب سیر و سلوک

دانلود مقاله انواع چرخدنده ها

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله انواع چرخدنده ها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

چرخدنده های صاف یا سادهSuper Gears که در شکل(13-1) می بینیم برای انتقال حرکت از یک میل محور به میل محور موازی با آن بکار می روند و دنده های آنها بامحورشان موازی است. از میان همه گونه های چرخدنده ها چرخدنده های صاف ساده ترین آنها است و به همین سبب برای توضیح روابط اولیه سینماتیک منحنی دنده بکار خواهد رفت.

 

 

 

 

 

 

 

چرخدنده های مارپیچHelical gears که در شکل 13-2 می بینیم دنده های کجی نسبت به محور دوران چرحدنده دارند. این چرخدنده ها را می توان برای همان کاربرد چرخدنده های صاف بکار برد ولی مانند آنها پرصدا نیستند زیرا در گیری دنده ها بتدریج رخ می دهد. دنده های کج بارهای محوری و گشتاورهای خمشی پدید می آورند که در چرخدنده های صاف نداریم. چرخدنده های مارپیچ گاهی برای انتقال حرکت بین دو محور ناموزای( متنافر) بکار می روند.
چرخدنده های مخروطیbevel Gears که در شکل(13-3) می بینیم دنده هایی روی سطوح مخروطی دارند و بیشتر برای انتقال حرکت بین میل محور های متقاطع بکار می رود.

 

 

 

 

 

آنچه که در شکل می بینید درواقع چرخدنده های مخروطی ساده یا دنده دار استstraight-tooth bevel gears است. چرخدنده های مخروطی مارپیچ spral bevel Gears بگونه ای هستند که دنده های آنها راست نیستند بلکه به صورت کمان دایره است( مارپیچ). چرخدنده های هیپوئید کاملاَ شبیه چرخدنده های مخروطی مارپیچ است با این تفاوت که میل محور آنها متنافر است.
در شکل(13-4) نوع چهارم از انواع اصلی چرخدنده ها را می بینید که حلزون و چرخ حلزون است چنانچه می بینید حلزون شبیه یک پیچ است. جهت گردش چرخ حلزون به جهت گردش حلزون بستگی دارد و نیز اینکه دنده های حلزون راست گرد، تراشیده شده باشد یا چپ گرد. مجموعه حلزون و چرخ حلزون ها را ممکن است بگونه ای بسازید که یا دنده های یکی، دیگری را در بر گیرد و یا هر دو بکدیگر را در بر گیرند. این مجموعه چرخدنده ها را تک دربرگیر single – eveloping و دو در برگیر double- enveloping گویند ارتباط حلزون و چرخ حلزون بیشتر هنگامی بکار می رود که نسبت سرعت دو میل محور زیاد مثلاَ 3 یابیشتر باشد.
واژه ها و مشخصات فنی
مجموعه واژه های فنی دنده های چرخدنده صاف را در شکل(13-5) می بینیم تعاریفی که در زیر می آید نیز در شکل می بینیم.
دایره گام(pitch circle ) دایره فرضی است که همه محاسبات همیشه بر پایه قطر آن که قطر گام باشد انجام می شود. دوایر گام یک جفت چرخدنده به هنگام کار با یکدیگر مماس هستند. از دو چرخدنده در گیر آنکه کوچکتر است را چرخ کوچک(pinion) و آنکه بزرگتر است را معمولاَ چرخدنده(Gear ) گویند.

 

 

 

 

 


گام دایره ای (Circular Pitch):p که روی دایره گام اندازه گیری می شود و فاصله نقطه ای روی یک دنده تانقطه نظیر آن روی دنده مجاور است. پس گام دایرهای برابر با مجموع کلفتی یک دنده و پهنای دهانه دو دنده( روی دایره گام.م.) است.
مدول (Medule)m : نسبت قطر گام به تعداد دنده هاست. واحد طولی که در اینجا بکار می رود میلیمتر است. مدول همان مشخصه اندازه دنده در دستگاه استاندارد بین المللی SI است.
گام قطری (Diametral Pitch)p : نسبت تعداد دنده های چرخدنده بر قطر گام است. بنابراین همان عکس مدول است چون گام قطری در واحد اینچی بکار می رود؛ آن را تعداد دنده در اینچ نیز می گویند.
اندازه سر دنده ( Addendum ): برابر است با فاصله شعاعی بین سطح سردنده(top land ) : تا دایر ه گام
اندازه پای دنده (Dedendum)b : برابر است با فاصله شعاعی بین سطح دنده (Buttom land تا دایره گام.
گوی کل دنده (whole depth) : دایره ای است مماس بر دایره سر چرخدنده درگیر با آن.
آزادی یا لقی(Clearance ): اندازه فزونی طول پای دنده یک چرخ از طول سرچرخدنده در گیر با آن است.
پس زنی:( Backlash ): مقدار فزونی طول پای دنده یک چرخ از طول سر چرخدنده درگیر با آن است.
پس زنی:( Backlash ) : مقدار فزونی دهانه دو دنده مجاور، از کلفتی دنده در گیر با آن است که روی دوایر گام اندازه گیری می شود.
شما می بایست درستی روابط مفید زیر را برای خودتان ثابت کنید:
(13-1)
که : =p گام قطری، تعداد دنده بر اینچ
=N تعداد دنده ها
=d قطر دایره گام
(13-2)
که: =m مدول به میلیمتر
=d قطر دایره گام به میلیمتر
(13-3)
=p گام دایره ای
(13-4)
13-3 عمل جفت شدن یا مزدوج Conjugate Action
در بحث زیر فرض بر این است که فرم دنده کاملاَ درست پرداخت شده و بطور مطلق صلب(Rigid ) است. البته چنین فرضی غیرواقعی است زیرا در ماشینکاری فرم دنده محدودیت هایی و بی دقتی هایی وجود دارد و نیروهای وارده نیز موجب تغییر شکل هایی می گردد. کار در گیری دنده های دو چرخدنده که با هم حرکت دورانی را درست می کنند همانند بادامکها می باشد. هر گاه منحنی( پروفیل) دنده ها یا بادامکها طوری طرح شوند که نسبت سرعت زاویه ای ثابتی به هنگام درگیری ایجاد نمایند، گویند که با هم جفت یا مزدوج شده اند(Conjugate Action ) دست کم از نظر تئوری، می شود هر نوع پروفیل دلخواهی برای یک دنده برگزید و سپس پروفیلی برای دنده دیگر با آن پیدا نمود تا عمل جفت شدن را انجام دهند. یکی از این راه حلها پروفیل گسترده( لفاف یا پوشش دایره)( Involute Profile ) است که با اندکی استثناء عموماَ برای دنده تمام چرخدنده ها بکار می رود و تنها راه حلی است که به آن خواهیم پرداخت.
هرگاه یک سطح منحنهی بر سطح منحنی دیگر فشار وارد کند( شکل 13-6) نقطه برخورد در جایی است که دو سطح برهم مماس هستند( نقطه C ) و نیروها در هر آن در راستای قائم ab برهر دو منحنی می باشند. خط ab نمودار راستای نیروهاست که به آن خط عمل یا( خط درگیری) گویند(Line of action ) این خط حط المرکزین 0-0 را در نقطه ای مانند p قطع می کند. نسبت سرعت زاویه ای بین دو بازو متناسب با عکس نسبت فاصله شعاعی آنها تا نقطه p است. دوایری که از تقطه p می گذرند و به مرکز هر یک از دو مرکز دوران رسم شده است را( دوایر گام) یا( دایره تقسیم)(Pitch Circles ) و شعاع

 

 

 

 

 

 

 


هر یک را شعاع دایرع گام(pitch Radius ) گویند. نقطه p را( نقطه گام)(pitch Point ) گویند.
برای انتقال حرکت با سرعت زاویه ای ثابت نقطه گام باید ثابت باقی بماند، طور یکه همه خطوط عمل(Lines of actions ) برای تمام نقطه های آنی برخورد باید از همان نقطه p بگذرد. در مورد منحنی( پروفیل) گسترده یا پوش خواهیم دید که تمام نقاط برخورد در همان راستای ab خواهد افتاد و همه قائمهای منحنی( پروفیل) دنده ها، در نقاط برخورد روی خط ab می افتد و بنابراین اینگونه پروفیلها حرکت دورانی را بطور یکنواخت منتقل می نمایند.
خواص گسترده یا پوش دایرهINVOLUTE PROPERTIES
یک منحنی گسترده دایره را میتوان بدانگونه که در شکل(13-7- الف) نشان می دهد پدید می آورد. یک تکه مانند B به استوانه A متصل است و نخ def محکم بدور استوانه پیچیده شده است. نقطه b روی نخ مورد بررسی است. هنگام پیچیدن و بازشدن نخ به دور استوانه، نقطه b، منحنی ab گسترده دایره را طی می کند. شعاع انحنای منحنی گسترده تغییر یکنواختی می نماید بطوریکه در نقطه a صفر و در نقطه c بیشترین مقدار است. از آنجا که نقطه b در یک

آن به گرد نقطه e دوران می نماید. شعاع انحنای نقطه b برابر ed است بنابراین خطوط مولد یعنی de در تمام نقاط تقاطع بر منحنی پوش دایره عمود ودر عین حال همیشه بر استوانه A مماس می باشد.
حال پروفیل گسترده دایره را می آزماییم که چگونه از پس انتقال حرکت یکنواخت برمی آید. در شکل( 13-7- ب) تنه دو چرخ دنده را می بینیم که مرکز آنها در ثابت و دوایر مبنای آنها به ترتیب به شعاع و می باشد. اکنون خیال می کنیم که نخی به دور دایره مبنای چرخ(1)، ساعت سو، پیچیده و از a تا b سفت کشیده شده و سپس بدور دایره مبنای چرخ (2) خلاف ساعت سو، پیچیده شده باشد. حال اگر دو دوایر مبنا در جهت حرکت بکدیگر گردش نمایند، طوریکه نخ همیشه بحالت محکم بماند،، نقطه ای مانند g روی نخ، دو گسترده cd و ef را به ترتیب روی چرخهای(1) و (2) ردسازی و رسم می نماید. از آنجا که دو گسترده بطور همزمان توسط نقطه ردساز پدید می آید، نقطه ردساز معروف نقطه برخور د دو گسترده است در حالیکه تکه ab از نخ، خط مولد می باشد. نقطه برخورد در طول خط مولد حرکت می کند. خط مولد موقعیت خود را تغییر خواهد داد زیرا همواره بر دو دایره مماس است و از آنجا که خط مولد همیشه بر گسترده ها در نقطه برخورد عمود است نیاز به حرکت دورانی یکنواخت برآورد شده است.
تداخل یا میاندوی Interference
درگیری آن تکه از منحنی های دنده که مزدوج نیستند را تداخل یا میاندوی می گویند. شکل(13-16) را بررسی کنید. دو چرخدنده شانزده دنده ای را می بینید که با زاویه فشار منسوخ شده چهارده و نیم درجه آنها را تراشیده اند. چرخدنده راننده(2)، ساعت سو می گردد. نقاط آغاز و پایان در گیری به ترتیب با A و B مشخص شده اند که روی خط فشار می باشند. حال نگاه کنید که نقاط تماس خط فشار با دوایر مبنا C و D بین نقاط B و A قرار گرفته اند. تداخل همین است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

میاندوی را میتوان بگونه زیر بیان نمود. در گیری، زمانی آغاز می
شود که نوک دنده چرخ رانده با دامنه چرخ راننده برخورد نماید. در این حالت دامنه چرخ راننده نخست با دنده چرخ رانده در نقطه Aدرگیر می شود و این درگیری( پیش از) وارد عمل شدن تکه منحنی پوش دایره دنده چرخ راننده ر خ می دهد به زبان دیگر درگیری دنده د ر زیر دایره مبنای چرخ دوم و در آن تکه از دامنه که از منحننی لفاف دایره نیست آغاز می شود. اثر آن د ر عمل این است که نوک یا سطح پوش دایره ای چرخ رانده میخواهد دامنه دنده چرخ راننده را که پوش دایره نیست گود کند.
در این مثال همان اثر یکبار دیگر به هنگام ترک درگیری دنده ها رخ می دهد. در گیری باید در نقطه D یا پیش از آن تمام شود. اما چون تا نقطه B درگیری پی می گیرد اثر آن گود انداختن نوک چرخ راننده یا تداخل آن با دامنه چرخ رانده است.
در مرحله تولید چرخدنده ها میاندوی خودبخود حذف می شود زیرا ابزار برش تکه تداخل کننده دامنه دنده را از بین می برد این اثر را برش زیرین(under cutting ) گویند.
چنانچه برش زیریئن در دنده ملموس و جدی باشد آن را آشکارا ضعیف می کند. بنابراین با از بین بردن میاندوی به هنگام ساختن دنده ها فقط دردسر دیگری را جایگزین دردسر نخست کرده ایم. روی اهمیت دردسر دنده هایی که با برش زیزین تضعیف شده اند، دیگر بیش از این تکیه نمی کنیم. البته می شود تداخل را با افزودن تعداد دنده های چرخدنده ها از بین برد هرچند که اگر بخواهیم چرح دنده ها قدرت معنی را انتقال دهند افرایش تعداد دنده ها را فقط می شود با افزایش قطر گام بکار برد. این کار سبب بزرگترشدن چرخدنده ها می گردد که بندرت دلخواه است و بعلاوه سرعت خط گام را افزایش میدهد. افزایش سرعت خط گاوم صدای چرخ دنده ها را بیشتر می ک ند و تا اندازه ای هم از قدرت انتقالی می کاهد، که البته نسبت مسقیم ندارد. در هر حال بطور کلی کاربرد تعداد دنده بیشتر برای از بین بردن میاندوی با کمترشدن برش زیرین راه حل قابل قبولی است.
می توان به کمک زاویه فشار بزرگتر نیز میاندوی را کاهش داد. با این کار دایره مبنا کوچکتر می شود طوریکه مقدار بیشتری از منحنی دنده ، پوش دایره خواهد بود. اگر بخواهیم چرخدنده کوچک کوچکتر و شمار دنده های آن کمتر باشد، خوبست زاویه فشار درجه را بکار بریم هرچند که نیروهای مالشی و بارهای شعاعی زیادتر و نسبت درگیری کم می شود.

 


شکل دادن دنده های چرخدنده Forming of cear teeth
برای شکل دادن دنده های چرخدنده ها راههای بسیاری وجود دارد؛ مانند ریخته گری با ماسه، قالب گیری پوسته ای( shell molding )، ریخته گری دقیقInvestment )(casting ریخته گری با قالب دائمی Permanent ) ریخته گری تزریقی(die casting )(این روش معمولاَ برای فلزات غیرآهنی مانند آلیاژهای آلومینیوم و برنج و برنز بکار می رود.م.) و ریخته گری به روش گریز ا ز مرکز(Centrirugal casting ) .
دنده را می شود با گرد فلزکاری(Powder metallury process ) یابا روش حدیده( extrusion ) درست می کرد. میله ای آلومینیومی را نخست شکل داده و سپس برشهای عرضی از آن می گیرند. چرخدنده هایی که نسبت به اندازه خود، بارهای فشاری زیادی تحمل می کنند ر ا معمولاَ از فولاد و به کمک تیغه های شکلدار(قلم فرم)from cutters و یابا تیغه های مولد generating cutters می تراشند.
در روش برش با تیغه شکل دار( قلم فرم) شکل تیغه برش درست مانند شکل فاصله بین دو دنده است. در برش با قلم مولد ابزاری که از نظر منحنی دنده شکل دیگری دارد، نسبت به چرخ خام blank آنقدر حرکت می کند تا شکل مناسب دنده ها بدست آید.
یکی از تاره ترین و امیدبخش ترین روشهای شکل دادن دنده ها، روشی است که به آن شکل دهی یا فرمکاری سرد( Cold forming ) یا نورد سرد(Cold rolling ) گویند و در آن چرخدنده ای به عنوان قالب در برابر چرخ خام فولادی آنقدر می غلتد تا دنده ها شکل گیرند. ب روش نورد کاری، خواص مکانیکی فلز به مقدار زیادی افزایش می یابد و در عین حال منحنی دنده با کیفیتی بالا بدست می آید.
دنده های چرخ دنده می شود با فرزکاری صفحه تراشی یا چرخ فرز حلزونی(Hobbing) شکل داد. سپس با تراشیدن، جلادادن ولیسه زنی، سنگ سمباده زنی یا چرخ صیقل، سطح آنر ا به پرداخت دلخواه رساند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  27  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله انواع چرخدنده ها

بررسی امکان‌پذیری طراحی و ساخت قالب‌های فورج مدولار (Modular)

اختصاصی از فی لوو بررسی امکان‌پذیری طراحی و ساخت قالب‌های فورج مدولار (Modular) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

بررسی امکان‌پذیری طراحی و ساخت قالب‌های فورج مدولار (Modular)


بررسی امکان‌پذیری طراحی و ساخت قالب‌های فورج مدولار  (Modular)

 

فرمت فایل : word(قابل ویرایش)تعداد صفحات114

 

فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه 1
فصل اول
1- صنعت فورج 5
1-1- انواع عملیات آهنگری 9
1-1-1- از جهت درجه حرارت 9
2-1-1- از دید چگونگی تغییر شکل 11
فصل دوم
2- تجهیزات آهنگری 19
1-2- چکش ها و پرسهای فورج 19
2-2- نمودار گردشی 22
2-3- اجزای سیستم فورج 23
فصل سوم
3- اصول آهنگری 26
1-3- مراحل اصلی شکل دادن با فلش 26
2-3- نحوه سیلان فلز در فرایند فورج 29
3-3- دسته بندی قطعات فورج 38
فصل چهارم
4- اصول طراحی قالبهای فورج 41
1-4- طراحی قالبهای بسته آهنگری 44
2-4- مواردی که باید در طراحی قالبهای فورج رعایت شود 53
فصل پنجم
5- توسعه یک سیستم ابزار انعطاف پذیر 61
1-5- طراحی ابزار 63
2-5- سیستم برای تراز و بست قالبها 66
3-5- سیستم برای راهنمایی بین قسمت بالا و پایین 66
4-5- سیستم تعویض سمبه 67
5-5- سیستم تعویض سریع قالب 67
6-5- زمان انجام طراحی 72
7-5- روشهایی برای جاسازی قطعات قالب 73

فصل ششم
6- انعطاف پذیر ساختن 88
1-6- قالبهای چند تکه 90
2-6- سیستم های قالب چند تکه فورج 96
3-6- قالبهای چند تکه در آهنگری دقیق آلومینیوم 102
4-6- سایش قالب و کنترل آن 106
نتیجه گیری 108
منابع 109
سپاسگذاری 110


دانلود با لینک مستقیم


بررسی امکان‌پذیری طراحی و ساخت قالب‌های فورج مدولار (Modular)