فی لوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی لوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله نیچه و من

اختصاصی از فی لوو دانلودمقاله نیچه و من دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مسلمانی
از مسلمانی نگویید از فریاد نگویید از تجاوز از ظلم بر فلسطین مگویید که وطن من فلسطین من است اگر فریادی از این جاست اگر فقر و ظلمی است از اینجاست اگر تجاوزی است از اینجاست چه غمگین لحظه ایست که میبینم دخترکی را که گیج از روزگار با چند هزاری به خود فروشی می اندیشد چه گریه سان باید کرد با دیدن این همه تفاوت در اجتماع؛ با دیدن مردی که از بیگاری گوژپشت نماست و انجا کلاه سیاهی را میبینم که همچو زاغ بر ثروتی نشسته که قارون حکایت پوچ اوست ومردمی را میبینم که دست به دعا نشسته اند و از هو مدد می طلبند و هو : اری او می اندیشد که چگونه بی حرکت برکت می طلبند انها مرگ بر می گوییند بی انکه در جنگی ستیز کنند و هو با دشمن است چرا که فرعون نیز در پناه به هو می گفت ابرویم را بر موسی بخر ودشمن می داند چگونه بجنگد چه خام اند انها که در خیال به جنگ رودررو می اندیشند که دیگر جنگی در میان نیست و ای خامان جهان ایا به جنگ نوین بالاتر از جنگ هسته ای نیز اندیشه اید ایا به جنگ ژنتیک به تغییرات فیزیولوژیک که در شما پدید می اورند اندیشه اید ایا به انچه به شما می خورانند به انچه که در مغزهایتان می رانند اندیشیده اید ایا به من نیز اندیشیده اید به خود چه؟
به حکایتی که بر خود خواسته اید به مسلمانی ایا اندیشیده اید به انان که ثرمایه ها از شما میبرند و بهترین چیزتان فکرتان و عقیده تان و انچه خدا داده است زندگی تان ایا خدا را نیز از شما گرفته اند ایا رواست که وطنی تو در ماند و تو به فکر مسلمانی خویش باشی
مرا مسلمان مخوان که با تو هم پیاله نخواهم بود اری با نامسلمان غمخوار ترم و سبک از بار گناه حال به چه کس مرگ بر می گویی؟
به انان که با تو دشمنند یا انان که در کنارت از تو چیزها می طلبند؟
یا ایا مرا مرگ می دهی که چه سان زندگی را می شکافم ؟
¤ نوشته شده در ساعت 22:55 توسط protuslaus
پیام‌هاى دیگران ( 33 نظر )
باز زندگی
صدای عشق می اید با هزارهای لرزان از امید با نسیم خدای که خدایگان را می شمارد و
فضائل انسانی را ؛ پرتویی که در سکوت ارزوهای انسانی را به ارمغان می اورد و من از اندیشه ها می گویم چه زیبا که از محمد بگوییم از ارزویی خداوندگاری او ؛از حکایت بی سرانجامی که
با علی به عشق ابدیت زندگی در سکوتی مرگبار با محبتهای زهرا شعله ور شد و عشق
انسانی مایه سرافرازی عشق ورزی شد .
اری حکایت علی چیز دیگری است و امید محمد ارزویی دیگری ؛ دو تن در وجودی ذوب شده اند
که مایه سر افرازی است یعنی اعتماد به خویشتن ؛ و صدای خنده بارها شنیده می شود
که چه سان پرتوی صداقت هاله امید در دلها می افشاند تا چه کس بتواند ملتی گرد اورد؛
اما چه سود انگاه که همه چیز در هدایت عظمت است این شکوه بی داد گری باشد که مولد
اندیشه را پایمال کند و خود در بطن هدایت فرمان هدایت صادر کند چه غمگین است که علی
در برابر این طغیان سر به خویشتن فرو می کند و خویشتن را تنها با خویش همراه می بیند
محمد می خندد چرا که اندیشه به ثبوت خود می خندد و علی در گروی اندیشه تنها زندگی
را می بیند اری زهرا مولد عشق ازلی و ابدی اوست تا اندیشه پویا بماند و دیگر چه کس
است که همچو انان بر قهر اجتماع بتازد و عصیان بر نیستی های زندگی بگمارد ؟
تنهایی
تنهای ; تمام زندگی مرا در بر گرفت و او بود که همه چیز را به من اموخت عشق ; نفرت
و زندگی را و تمام ارزو های بچه گانه پر از امید را اما من در اشتیاق دیگری از او گریختم
و سالها گریختم و جز او هم چیزی نیافتم . با عشق دم زدم در نفرت شکستم و در زندگی روان
ساختم اما هرگز این یار با وفا را جدا ز خود ندیدم . مغرور بود و دوست داشتنی تنها کس که
همواره داشتمش و می باید که این چنین بگذرد روز گار من . اری غم بودم او بود ; شاد بودم
او بود و بعد زندگی او تنها همراه در سفر من است همچنان که از قبل با من بود چه کس بیش
از او مرا دوست دارد تا دوستش بدارم همچو تنهایی
و حکایت آخر از نا خوانده های دیگر :
آه چه کس نام تعمیدی و فضیلتی درست برای چنین اشتیاقی یافته است ؟ آن روزی که خود خواهی را
فضیلت ایثارمی نامد!!! وهمانگاه و براستی برای نخستین بار چنان افتاد که کلام او خود خواهی را
خجسته شمرد ;خود خواهی سالم و تندرستی را که از روانی نیرومند سر چشمه می گیرد از روانی نیرومند که تن والا از ان اوست;زیبا پیروزگر وتوان بخش تنی که در پیرامون او چیزها همه آیینه
داری می کنند .تنی نرم ووسوسه گر ;رقاصی که< روان خود کامه> کنایه ای از او و جان کلام در باره اوست . خود کامگی چنین تن ها و روانها خود فضیلت نام می دهد این خود کامگی خویشتن را
در میان کلام هایش در باره نیک وبد چنان در امان می دارد که گویی در بیشه ای مقدس مکان دارد او با نام های نیکبختیش هرچه را خوار شمردنی است از خود می راند از خود دور می کند تمامی ترسها را و می گوید بد یعنی ترس
در چشم او خوار است هر انکس که همواره نگران است و اه می کشد و زار می زند و نیز هرانکس
که از کمترین بهره نمی گذرد و نیز خوار می شمارد تمامی خرد اندوه خوار را زیرا براستی خردی نیز هست که در تاریکی می شکفد ;شبگون خردی که پیوسته آه می کشد <همه چیز باطل است>.
شکاکیت خجولانه نیز در نظرش پست است و نیز هر انکس که به جای دست و نگاه سوگند می طلبد
ونیز خرد بس بسیار شکاک زیرا که این راه و رسم روانهای ترسا است .
ونیز در نظرش پستر شمرده می شوند اماده به خدمتان ;سگوارانی که زود به پشت می خوابند یعنی فروتنان . باری خردی نیز هست که فروتن است و سگوار و دیندار و پیوسته خدمتگذار.
نزد او نفرت انگیز و دل بر هم زن است کسی که هرگز از خود دفاع نمی کند کسی که تفهای
زهراگین و نگاههای بد خواهانه را فرومی دهد آن بس بسیار شکیبا و با همه چیز در مدارا
و به همه چیز رضا که این راه ورسم بندگی است خواه در برابر خدایان و تیپهای خدایی بندگی کند
خواه در برابر بشر و آراه ابلهانه ای بشری ;این خود خواهی خجسته به هر گونه بندگی تف
می کند اری :
بد : او چنین می نامد آنچه را شکسته پشت است و بندگی شکسته وار و چشمهای چشمک زن
گرفتار ; دلهای فک وار (سگ ابی) و آن راه و رسم مزورانه ی تسلیم شدگی را که با دهان
باز ترسان بوسه برآستان می زند.
و دروغین خرد : نامی است که او به همه هوشمندی بردگان ;سپید مویان و خستگان می دهد
بوی÷ه به تمامی جنون شریرانه شوریده سر زیاده زیرک سبزوسیاه سر .
و اما دروغین خردمندان همه روحانیان اند و از جهان خسته گان و جان های که از جنس
زن وبرده اند .
آه که از دیر باز دربازی چه نیرنگ بازیها که با خود خواهی کرده اند! و درست همین نیرنگ
بازی با خود خواهی است که می بایست فضیلت باشد و فضیلت نامیده شود !
واز خود گذشته > همان چیزی است که این جبونان خسته از جهان و عنکبوتان یکتا پرست
به حق می خواهند که باشند اما بر ایشان همه ; فرا می رسد اکنون روز; دگرگونی ; شمشیر
داد; نیمروز بزرگ : انگاه بسی چیزها پدیدار خواهد شد !
و ان کس که من را مقدس خوانده است و خود خواهی را خجسته ; براستی او ان پیشگو
همچنین به زبان می راند انچه را که می داند : هان فرا می رسد .نزدیک است نیمروز بزرگ
هزاران بار بر اندیشه چگونه بودن اندیشیدم و هزاران نکته از هزاره ها برگزیدیدم اما هرگز در زمان نیاسوده بودم زیرا که تنها اوست که اثارش اصول یگانه زندگی است و انسان گذرگاه زمان .
واضح تر بگویم می خواهم تا به اخر اول تا انجا که ماده ای هست زندگی را بگشایم و بعد از ان ببینم رویای مبهمی را که چون دست یافتنش را در حال ممکن نیست در پرستش بجویم که هرچه پرستیدنی است دست نیافتنی است اری چه می دانست انسان قبل از این و چه می داند انسان حال از این و چه می داند انسان بعد از این.
اری مید انم که چه ساده می اندیشید و اسوده پاسخ می داد به هر انچه که در رویا هایش به کشف ان می پرداخت انسان قبل از این و چه سخت می یابد جوابهای این سوالات ابدی را انسان حال از این و چه گوارا تفسیر می کند انسان بعد از این.
اری او می گفت زمین محور عالم است و ما می گوییم محوری موجود نیست و ان چه می گوید؟
من نه با او کاری دارم و نه با ان من به وضوح میبینم که افکارم در تصور راهی ندارد جز این که در چهار چوب ساخته خود برای تفهیم بهتر از جهانی می گوید که مدتی پیش در هم امیحت و در انفجاری بزرگ چنان خودرا گسترانید که گویی همچنان در رفتن است لیکن در مرزهای ان و بعد ازان چه رخ داده است؟ این حقیقت موجود است که سرعت خروج غیر ماده از ماده پیشی گرفته است و دنیای ماده را هاله ای از غیر ماده پوشانده است اری بعد از ماده و در انتهای؛ ان ابتدای اغاز می گردد که بیشک با جهان کنونی در تفاوت است این ابتدا خود در انتهای ابدی بس دشوار می نماید که ابتدایی دیگر از دنیایی دیگر نباشد اما فضا چنان که عقل در تصور انرا می گنجاند دچار بی بعدی است و انچه که بعدی ندارد در مکان بی مفهوم است همچو تعریف نقطه در ریاضیات .

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   18 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله نیچه و من

دانلودمقاله اقبال لاهوری

اختصاصی از فی لوو دانلودمقاله اقبال لاهوری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


زبان فارسی درهند :
از سال 369 هجری قمری ( 986 میلادی ) یعنی از زمان ورود ناصرالدین به هند تا سال 1275 هجری قمری ( 1857 میلادی ) یعنی انقراض سلطنت خاندان مغول کبیر ( سلسله بابری هند از اعقاب امیرتیمور گورکان زبان فارسی ، زبان رسمی و درباری و دیوانی ، و زبان شعر و ادب مردم هند ، جزء افتخارات خاندانهای بزرگ و خواص مردم بود و هنوز هم در هند وپاکستان خاندانهای اصیل مسلمان بدانستن زبان فارسی ، افتخار می نمایند .
دردوران پادشاهی گورکانیان که از سال 932 تا 1275 هجری قمری یعنی سیصد و چهل و سه سال طول کشید ، دربار دهلی یکی از مراکز فرهنگ و علوم و تمدن ایرانی بود و ا عتبار و شکوه زیادی داشت تا جایی که دربار صفویه را در اصفهان تحت الشعاع قرار داده بود و اغلب شعرای فارسی زبان از ایران به هند رفته و پادشاهان این خاندان را مدح گفته و صله می گرفتند .
زبان فارسی تا نیمه قرن نوزدهم زبان رسمی بود . خط فارسی نستعلیق نیز دراغلب زبانهای هندی مورداستفاده قرار گرفت و بعدها خط رسمی زبان اردو شد . ولی زبانهای سندی و پنجابی و بنگالی به خط نسخ درآمدند .
در لشکر کشیهای سلطان محمود غزنوی به هند، جمعی از شاعران و علمای ایرانی به هند رفت و هند را به ایرانیان شناساندند. پس از سلطان محمود نیز با اعقاب او ، شاعرانی مانند ابوالفرج رونی و هجویری و ممسعود سعد سلمان به هند رفته و درلاهور اقامت گزیدندو درعهد ملوک غوری و پادشاهان شرقی ، شعرا ونویسندگان دیگری مانند عبدالملک جریانی و محمود عوفی و امیر خسرو دهلوی و آذری اسفراینی موجب رواج زبان فا رسی درهند شدند .
شعرای دیگر مشهور فارسی زبان عهد گورکانیان و بعد از آنان درهند عبارتند از :
ظهیرالدین بابر و اسماعیل عادلشاه دکنی متخلص به وفایی و غزالی مشهدی و عرفی شیرازی و نظیری نیشابوری و طالب آملی و کلیم کاشانی و قدسی و غنی کشمیری و صائب تبریزی .
این شاعران علاوه بر آنکه درهند از احترام خاصی برخوردار بودند و سبب شهرت ممدوحین خویش می شدند ، زبان فارسی را بعنوان زبان ادب و کمال و نشانه فضل و هنر ، در سراسر منطقه رواج دادند تا جائی که در شعر فارسی سبکی هم بنام سبک هندی بوجود آمد . از جمله شهرهای بزرگ هند شهرلاهور بود که پایگاه عمده ای برای نشو و نمای زبان فارسی و سرزمین مناسبی جهت شاعران و فضلای ایرانی شده بود .
قدمت نام و آبادی لاهور تا حدود دو قرن قبل از میلاد مسیح می رسد، ولی مقارن ظهور اسلام و در دوران تاخت و تاز مهلب بن ابی صفره و محمد بن قاسم ثقفی و تا فتح این شهر بدست سلطان محمود غزنوی درسال 405 هجری ، این شهر اهمیت زیادی نداشت و از توابع ملتان محسوب می شد و ملتان خود جزو استان پنجاب بود ، ولی بعدها به واسطه آمد و شد شعرا و فضلای ایرا نی ، شهر لاهور اهمیت فراوانی یافت تا جائی که زبان فارسی و تمدن ایرانی از آنجا به دهلی و سایر بلادهند و آسیای جنوب خاوری راه یافت .
همانطور که قبلامتذکر شدیم در شهر لاهور با وجود نفوذ زبان انگلیسی هنوز زبان فارسی حرمت خود را از دست نداده و در بین خواص و خاندانهای بزرگ رواج کامل دارد ، بنابر این باید گفت یکی از دلائلی که علامه اقبال لاهوری را به سرودن شعر فارسی ترغیب کرده آن است که زبان فارسی میراث خانودگیش بوده و اقبال توانسته بوداین زبان را هم مانند زبان اردوفرا گیرد .

 

خاندان اقبال
نیاکان اقبال از بزرگان و پاندیت های عالی مقام کشمیر بودند که در عهد سلطنت شاه زین العابدین بدین اسلام مشرف شدند و بنام خاندان « سپرو» یعنی ملا و درس خوانده معروف گشتند .
از اجداد اقبال نخستین کسی که بدین اسلام گروید « لولی حاجی » نام داشت که در روستای « چگو » از دهستان « ادون » دربخش « پهلگام » متولد شد .
اقبال حدود یک صدو ده سال در شهر سیالکوت از بلاد پنجاب چشم به جهان گشود و مقدر بود یک چنین طفلی ، از چنان خاندانی ، مردم هند ، بخصوص مسلمانان را از خواب غفلت بیدار کند و آنان را بسر غزّت و شرف و سعادت رهنمون باشد .
مادراقبال نیز زنی پرهیزکارو از خاندانی شریف ومسلمان بود و « امام بی بی » نام داشت . این بانوی ارجمند به قرائت قرآن مجید سعی و اهتمام بسیار مینمود و پیداست تربیت این پدر و مادر تا چه حد در پرورش شخصیت و افکار فرزندشان ، علامه ی اقبال تاثیر داشته است .

 

تحصیلات اقبال
همان طور که متذکر شدیم اقبال در دامان پدر و مادری متقی و پرهیزگار و اهل علم و ادب و عرفان و روحانیت پرورش یافت . او کوچکترین فرزند خانواده اش بود .
پدر اقبال « شیخ نور محمد » او را برای آموختن قرآن و خواندن ونوشتن به مکتبی در مسجد حسام الدین سیالکوت فرستاد و سپس او را به مدرسه « اسکاچ میشن سیالکوت » گذاشت .
اقبال پس از گرفتن گواهی نامه از این مدرسه وارد کالج شد و در آن دانشکده علاوه بر علوم متداول ، زبان فارسی و عربی را در محضر مولانا سید میر حسن شمس العلماء فرا گرفت و در سال 1897 درسن بیست و چهار سالگی دیپلم لیسانس خود را از آن کالج دریافت داشت .
افکار بلند و ترقی خواهانه اقبال ،او را بر آن داشت تا دنبال کار پدر نرود و گوئی از همان اول میدانست که رسالتی برای جامعه مسلمانان هند دارد و باید این ودیعه را به سر منزل مقصود برساند ، بنابر این محیط کوچک سیالکوت را برای پرورش افکار خود مناسب ندید و به شهر لاهور آمد که دانشگاه پنجاب در آنجا بود و استادان اروپائی و هندی در آن دانشکده مشغول تدریس و پژوهش انواع علوم بودند .
اقبال در همان سال دردانشکده دولتی لاهور ثبت نام کرد و بنا به تشویق استادش « سرتامس آرنولد » رشته فلسفه را برگزید و دوره فوق لیسانس خود را در رشته فلسفه با رتبه اول حائز گردید و موفق به اخذ مدال شد .
اقبال در تاریخ دوم سپتامبر 1950 از لاهور وارد دهلی و از آنجا به بمبئی و سپس به لندن عزیمت نمود و دردانشگاه کمبریج در رشته فلسفه ثبت نام نمود و در آنجا با دکتر « مارک تیگرت » از استادن بنام فلسفه و پیرو مکتب « هگل » آشنائی پیدا کرد و از محضر او استفاده ها بود . همچنین با « ادوارد براون » و دکتر « نیکلسن » نیز آشنا و در صحبت این دانشمندان به بسیاری از رموز زبان و ادب فارسی و تصوف اسلامی دست یافت و در همین دوره بود که طبع بارور او به سرودن شعر فارسی تمایل پیدا کرد .
سرانجام اقبال درجه لیسانس خود را از دانشگاه کمبریج دریافت داشت و در حالیکه مشغول تحصیل فلسفه بود در دانشکده حقوق « لینکولن ان » نیز ثبت نام کرد وسپس در سال 1907 برای تکمیل مطالعات فلسفی خویش عازم هایدلبرگ آلمان شد و در همانجا بود که با دختر جوان هندی آشنائی و دوستی پیدا کرد واگر چه این آشنائی بازدواج نیانجامید ولی این دوستی بی آلایش تا آخر عمر اقبال دوام یافت .
اقبال در همین سالها رساله « سیر حکمت درایران » را نوشت و بخاطر آن درجه دکترای حقوق از دانشگاه مونیخ را اخذ کرد .
چاپ این رساله ، اقبال را در اکثر محافل علمی و ادبی و سیاسی اروپا بنام فیلسوفی از مشرق زمین مشهور ساخت و از در اکثر محافل علمی برای سخنرانی دعوت بعمل آمد و چاپ این سخنرانیها در اکثر مطبوعات انگلستان نیز موجب شهرت بیشتر وی گشت .
اقبال همه راه و روش ها و منزلهای فلسفی و روحی عصر خویش را با بینش و جهت یابی ایمان و عرفان اسلامی خویش پیمود ، و ره آورد سفرها و مطالعات خود را در مغرب زمین ، یک جا به هموطنانش عرضه کرد .

 

نقش اقبال در شناخت اسلام به مسلمانان هند
اقبال درانگلستان با انجمن « اتحاد اسلام » که جمعیتی مرکب از هندیهای مسلمان و انگلیسی های علاقمند و بعضی افراد دیگر بود آشنا شد .
افراد این جمعیت ، خواهان اتحاد تمام کشورهای اسلامی و در حقیقت دنباله رو افکار سید جمال الدین اسد آبادی بودند . اصولا اندیشه اتحاد اسلام درسالهای آخر قرن نوزدهم پیدا شده و شکوفا گشته بود و در همان زمان ، جهان اسلام را به شور و ولوله انداخته ، جوانان پرشور هند مخصوصا شهر لاهورا را نیز وسوسه می کرد .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  19  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله اقبال لاهوری

دانلود مقاله زندگی نامه ابن سینا

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله زندگی نامه ابن سینا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 جنسیت: مرد
تولد و وفات: (۳۷۰ -۴۲۸/۴۲۷) قمری
محل تولد: افشنهٔ بخارا
شهرت علمی و فرهنگی: پزشک ، فیلسوف ، منطقی و دانشمند
مشهور به ابن‌سینا یا ابوعلی‌سینا. در مغرب زمین آویسن یا آویسنا و ملقب به حجهٔ‌الحق ، شیخ‌الرئیس ، شرف‌الملک ، امام‌الحکما. ابن‌سینا در افشنهٔ بخارا ، زادگاه مادرش ، متولد شد. پدر وی از دیوانیان دستگاه سامانیان بود و در تربیت فرزندان خود کوشا. پدر ابن‌سینا ، عبدالله ، شیفتهٔ تعلیمات اسماعیلیان بود. ابن سینا ، علی‌رغم اشراف به‌نظر و عقاید این گروه گرایشی به این فرقه نداشت. در چهارده‌سالگی در علم بر استاد خود ابوعبدالله ناتلی پیشی گرفت ، چندان‌که مشکلات منطق را بر استاد خود می‌گشود. در شانزده‌سالگی جمعی از پزشکان فاضل زیردست او کار می‌کردند. ابوعلی با مداوای بیماری نوح‌بن منصور سامانی امیر خراسان اجازه گرفت که از کتابخانهٔ عالی امیر استفاده کند. در هجده‌سالگی جامع‌العلوم شد و از این پس ترقیات وی نتیجهٔ اجتهاد شخصی خود وی بود. در بیست‌‌ویک سالگی نخستین اثر فلسفی وی تحت عنوان "العروضیه" به درخواست ابوالخیر عروضی نوشت. پس از درگذشت پدر ، به خدمات دیوانی روی آورد. به‌زودی فکر و تدبیر او مورد قدردانی واقع شد. امیران علاوه بر نصایح پزشکی او در سیاست نیز خواستار رأی او شدند. چندین بار به وزارت رسید ، و در معرض رشک دیگران قرار گرفت. چندین‌بار فرار کرد و مدتی زندانی شد. ولی از زندان گریخت. چهارده سال در آرامش در دربار علاء‌الدوله دیلمی در اصفهان می‌زیست. بر اثر مسافرت‌ها و شب‌زنده‌داری‌ها و بی‌توجهی به خود به قولنج مبتلا شد و در ضمن لشگرکشی علاء‌الدوله در همدان درگذشت و در همین‌ شهر به خاک سپرده شد. در جشن یادبود هزارهٔ او بر مزارش بنائی ساختند شهرت ابن‌سینا چندان است که از مرزهای سرزمین‌های اسلامی گذشته و به سراسر جهان رسیده است. آثار او به زبان‌های مختلفی ترجمه و منتشر شده‌اند.
ابن‌سینا ، علاوه بر پزشکی و فلسفه ، در نجوم ، فیزیک ، علوم‌ طبیعی نیز آثاری دارد از آن جمله در اواخر عمر ، به‌ دستور علاء‌الدوله آلتی شبیه ورنیهٔ کنونی برای به‌دست‌ آوردن نتایج دقیق در رصد اختراع کرد. از هوش و حافظهٔ وی سخن‌ها گفته‌اند و او را سرآمد فلاسفهٔ اسلامی دانسته‌اند. وی با ابوریحان بیرونی و ابوسهل مسیحی ، معاشرت و مباحثه داشت و از معاصرینش می‌توان ابن‌خمٌار و ابوالفرج بن طیٌب را نام برد و از جمله شاگردانش ابوالحسن بهمنیار‌ بن مرزبان ، ابن‌زیله ، ابوعبدالله معصومی ، ابوعبید جوزجانی را با ابوسعید ابوالخیر نیز مباحثه‌ای داشت که بسیار مشهور بود. ابن‌سینا در زمینهٔ ادبیات نیز کتاب‌هائی نوشت و اشعاری نیز به وی منسوب است. از آثار او: "النجاهٔ"؛ "الاشارات و التنبیهات" ، در منطق و حکمت؛ "الشفاء" در حکمت علمی نظری؛ "دانشنامهٔ علائی" ، به فارسی؛ "اسرار‌الصلاهٔ"؛ "مبدأ و معاد" ، "قانون" ، در طب. این کتاب با وجود ناقص بودن ، سبب اشتهار ابن‌سینا در اروپا شد. "اسباب‌ حدوث‌الحروف و مخارج‌ها" ، در زبان‌شناسی ، "الموجز‌الکبیر"؛ "الموجز‌الصغیر" ، هر دو در منطق؛ "رساله حی‌بن یقظان"؛ "المدخل الی‌صناعهٔ الموسیقی" ، در موسیقی که از آثار فارابی کامل‌تر و جامع‌تر است؛ "مقالهٔ فی‌آلهٔ رصدیهٔ". در کل ۲۷۶ عنوان کتاب به او نسبت می‌دهند که ۱۳۱ اثر را با انتساب صحیح و مابقی را با انتساب مشکوک از او دانسته‌اند.
زندگی
ابن سینا بلخی یا پورسینا حسین پسر عبدالله زاده در سال ۳۷۰ هجری قمری و در گذشته در سال ۴۲۸ هجری قمری، دانشمند و پزشک و فیلسوف بود. نام او را به تفاریق ابن سینا، ابوعلی سینا، و پور سینا گفته‌اند. در برخی منابع نام کامل او با ذکر القاب چنین آمده: حجة‌الحق شرف‌الملک شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن ابن علی بن سینا البخاری. وی صاحب تألیفات بسیاری است و مهم‌ترین کتاب‌های او عبارت‌اند از شفا در فلسفه و منطق و قانون در پزشکی.
«بوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگ‌ترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است زیرا تا عهد او هیچ‌یک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامه‌ای از همه علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگ‌ترین کسی است که از عهده این کار برآمد.»(اموزش و دانش در ایران، ص۱۲۵)
«وی شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود.»(خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۴۹۳)
بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است:
پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم .نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنان‌که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند.
در آن هنگام مردی به نام ابو عبدالله به بخارا آمد او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم وقتی که ناتل به خانه ما آمد من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.
ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم.
چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی‌رفت در کوتاه‌ترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.
بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمی‌فهمیدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمی‌یافتم از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنان‌که مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقت آن پی نبرده‌بودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید می‌شدم و می‌گفتم مرا در این دانش راهی نیست... یک روز عصر از بازار کتابفروشان می‌گذشتم کتابفروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آن را خریدم، اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابو نصر فارابی، هنگامی که به در خانه رسیدم بی‌درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواری‌های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگی را پشت سر نهاده بودم.
وقتی من وارد سال ۱۸ زندگی خود می‌شدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمی‌دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم.
چندی پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن در بخارا نیز کتاب‌هایی نوشته بودم. در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمدم مدتی همچون آواره‌ای در شهرها می‌گشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد.
ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و در آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و هم در آن شهر به خاک سپرده شد.

ابن سینا و اخلاق
ابن سینا همان طور که در باره معاد می‏گوید: معاد روحانی را عقل می‏فهمد; ولی معاد جسمانی را شریعت‏خاتم انبیا صلی الله علیه و آله و سلم آورده و ما را بی نیاز کرده است.
جناب ابن سینا در علم اخلاق کتابهایی نگاشت. او بسیار مؤدب و بزرگوار بود و آثار عظمت و ادب در نوع نوشتارهای او کاملا به چشم می‏خورد. از همین رو عارف نامدار «ابو سعید ابوالخیر» از او می‏خواهد تا رساله‏ای در زمینه تهذیب و تزکیه نفس، برای وی بنگارد. مرحوم بوعلی نیز رساله سودمند کوتاهی برای جناب ابوسعید ابوالخیر می‏نگارد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  31  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله زندگی نامه ابن سینا

دانلود مقاله نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی نظارت چیزی نیست

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی نظارت چیزی نیست دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی
نظارت چیزی نیست جز ارسال پیامهایی که به طور مؤثر رفتار گیرنده پیامها را تغییر دهد

 

مقدمه
نظارت و کنترل یکی از ارکان مدیریت به شمار می آید و مدیر به عنوان یکی از وظایف اصلی خود باید شیوه ها و امکانات و عملیات گوناگون تشکیلات را زیر پوشش نظارتی قرار دهد تا حرکت دستگاهها به انحراف و امکانات موجود به هدر نرود.
مدیر در حیطه نظارت، کلیه فعالیتها را با برنامه می سنجد و در صورت تطابق شیوه ها و مقدار و نوع فعالیتها با برنامه و هدفهای تعیین شده، سلامت دستگاه مربوط را اعلام می کند ولی در صورت تطابق نداشتن عملیات واحدها و افراد با هدفها و برنامه ها مدیر باید از اصل هدایت استفاده کند و با هدایتها و راهنماییهای مناسب انحراف را اصلاح و خسارتها را جبران نماید. به کمک کنترل است که مدیریت نسبت به نحوه تحقق هدفها و انجام عملیات آگاهی یافته و قدرت پیگیری ایجاد می شود و زمان مناسب برای سنجش و اصلاح آنها را پیدا می کند. کنترل ابزار کار مدیران در رده های مختلف سازمان از مراتب عالی تا رده های سرپرستی است و لزوم آن را در سطوح مختلف بسادگی می توان احساس کرد. سازمان بدون وجود یک سیستم کنترل در تحقق هدفهای خود موفق نبوده و نمی تواند از منابع خود بدرستی استفاده کند.
در اسلام ارزشیابی، حسابرسی و سایر اصطلاحاتی که در حقیقت برای بیان نظارت و کنترل مورد استفاده قرار گرفته، فراوان بحث شده است. در حقیقت سه مرجع بر کارگران و مدیران حکومت اسلامی نظارت دارند و یا به بیان دیگر، کارگزاران حکومت اسلامی در مقابل سه مرجع یعنی خدا، امام و مردم مسئولند.
در اسلام نظارت تنها در چارچوب وظایف دولت و حکومت خلاصه نمی شود، بلکه کلیه افراد جامعه موظفند بر اساس یک تکلیف شرعی همچون نماز و روزه بر امور اجتماعی و رفتار افراد و اطرافیان نظارت همگانی و عمومی داشته باشند. نظارت عمومی که به آن امر به معروف و نهی از منکر می گویند دارای مراحل و درجات مختلفی است و برحسب اینکه شخص چگونه مرتکب گناه شود، از تکلیف خود سرباز زند، نحوة برخورد با او و دادن تذکر تفاوت دارد. مسلمان معتقدند خداوند را همواره حاضر و ناظر بر امور می داند.
بنابراین چه کنترل باشد و چه نباشد احساس می کند که باید بر نفس خود مسلط باشد
و از جاده صحت و درستی منحرف نگردد. انسان متقی در اسلام، انسانی است که مجهز به یک دستگاه کنترل متشکل از اصول اعتقادی، عقل، فطرت، وجدان و ضمیر روشن می باشد. او خدا ترس است. چنین فردی قطعاً خود کنترل خواهد بود. التفات و توجه به مسائل حرام و حلال، پرهیز از گناهان و انجام کارهای صواب همه شیوه هایی هستند که فرد مسلمان را خود کنترل می سازد، بنابراین با انجام یک سلسله برنامه های فرهنگی و ارشادی می توان در چنین زمینه مساعدی بذر خود کنترلی را در سازمان پراکند و بارور ساخت.
هر رشته ای از رشته های گوناگون علوم را پایه ها و ارکانی است که مسائل مربوط در حوزه آن علم بر محور آن اصول می چرخند. و در ارتباط با آن اصول معنا می دهند، و آنگاه که یکی از ارکان مربوط متزلزل شود مجموعه آن سازمان فکری و علمی متزلزل خواهد شد.
مدیریت نیز همانند دیگر رشته های علوم از این قاعده مستثنی نیست و به عنوان یکی از رشته های علوم انسانی دارای ارکان و اصولی است که شامل برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، نظارت و کنترل می باشد. بنابراین نظارت و کنترل یکی از اجزای اصلی مدیریت به شمار می رود به گونه ای که بدون توجه به این جزء سایر اجزای مدیریت مثل برنامه ریزی، سازماندهی و هدایت نیز ناقص بوده و تضمینی برای انجام درست آنها وجود ندارد. در واقع زمانی که یک برنامه تهیه شد و برای اجرای آن سازماندهی صورت گرفت و رهبری و هدایت آن مشخص شد، انتظار این است که هدفهای برنامه تحقق پیدا کند و در اجرای برنامه، اطمینان وجود داشته باشد که روند حرکت دقیقاً به سوی هدفهای تعیین شده است.
بنابراین مدیر به عنوان یکی از وظایف اصلی خود باید شیوه ها، امکانات و عملیات گوناگون تشکیلات را زیر پوشش نظارتی قرار دهد تا حرکت دستگاهها به انحراف و امکانات موجود به هدر نرود.

 

ضرورت مدیریت در اسلام
در اجتماع منافع و مقاصد اشخاص با یکدیگر ارتباط و اشتراک پیدا می کند و برای هر چه مطلوبتر شدن این ارتباط و پایمال شدن حقوق، تعیین وظایف، معرفی حدود و رعایت حقوق ضرورت دارد تا حق از باطل و راستی از کژی مشخص گردد. اینجاست که هماهنگی بین افراد و واحدهای اجتماعی، هدایت بسوی هدف، نظارت بر ضوابط و ارزشیابی کارها، ضرورت مدیریت را روشن می سازد.
از دیدگاه اسلام ضرورت مدیریت تا آنجاست که اگر گروهی قصد مسافرت داشته باشند، درحالی که تعدادشان از سه نفر هم کمتر نباشد باید یکی از آن سه را به عنوان مدیر برگزینند تا روح نظم و انضباط را بر اجتماع کوچک حاکم گردانند، تا کارها در ناه نظارت و هماهنگی مدیر نتیجه مطلوب را به دست آورد.
پیغمبر اسلام حضرت محمد(ص) فرمود:“الاکان ثلاثه فی سفر فلید مروااحدهم”
“ هرگاه در مسافرت تعداد مسافران به سه نفر رسید باید یکی از آنها مدیریت گروه را به عهده گیرد.”( کنزل العمال، جلد6،ص717)
بنابراین ضرورت مدیریت در زندگی اجتماعی تا آنجاست که حتی بسیاری از حیوانات که به صورت اجتماعی زندگی می کنند بر اساس فرمان غریزه، مدیری را بر می گزینند تا در اداره محیط اجتماعی خود ناظر به ضوابط و مسئولیتها باشد، مطالعه در زندگی زنبور عسل و مورچگان می تواند این معنا را کاملاً روشن نماید.
قرآن کریم ضرورت مدیریت را در موارد گوناگون و با شکلها و شیوه های خاصی بیان می دارد تا جامعه بشری را به این اصل اساسی متوجه سازد. در قرآن کریم آمده است:
“ و قال موسی لاخیه هارون اخلفنی فی قومی”
“ موسی به برادرش هارون گفت: تو درمیان قوم من جانشینم باش.”( سوره اعراف آیه 142)
همچنین پیامبر اسلام نیز همانند دیگر پیامبران الهی، از جانب خداوند مامور شد تا در آخرین سال عمرش در سفر حجه الوداع، جانشین خویش را به مردم معرفی نماید و به طور رسمی و اختصاصی، با منصوب نمودن علی(ع) به خلافت و امامت، تکلیف مدیریت را در امور دین و دنیای امت اسلامی مشخص سازد.
“ یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس”
“ ای پیغمبر! آنچه از جانب خدای تو، در مورد معرفی علی(ع) بر تو نازل گردیده ابلاغ کن و اگر کار معرفی مدیریت امت اسلامی صورت نگیرد رسالت خدا را انجام نداده ای، دلهره نداشته باش که خداوند تو را از شر مردم بدخواه حفظ می کند.”( مائده، آیة 67)
{ سازمان بدون وجود یک سیستم کنترل در تحقق هدفهای خود موفق نبوده و نمی تواند از منابع خود بدرستی استفاده کند.}

 

تعاریف کنترل و نظارت
در مورد کنترل و نظارت تعاریف مختلفی شده است که تعدادی از آن به شرح زیر آورده می شود:
• نظارت کوششی که مدیریت در جهت تطبیق عملیات با برنامه انجام می دهد تا میزان صحت و سقم فعالیتها را به دست آورد.
• کنترل فرایندی است که مدیر از طریق آن عملیات پیش بینی شده را با عملیات انجام شده مقایسه می کند و در صورت وجود اختلاف و انحراف بین آنچه باید باشد و آنچه هست به رفع و اصلاح آنها اقدام می نماید.
• کنترل عبارت است از فعالیتی منظم که ضمن آن نتایج مورد انتظار در قالب استانداردهای انجام عملیات معین می شوند، سیستم دریافت اطلاعات طراحی می گردد، عملیات پیش بینی شده و انجام شده باهم مقایسه می گردند، اختلافات و انحرافات مشاهده شده ارزیابی و میزان اهمیت آنها مشخص می شوند و سرانجام اصلاحات لازم برای تحقق هدفها و ماموریتهای سازمان صورت می گیرند.
• کنترل تلاشی منظم است در جهت رسیدن به هدفهای استاندارد، طراحی سیستم بازخورد اطلاعات، مقایسه اجزای واقعی با استانداردهای از پیش تعیین شده و سرانجام تعیین انحرافات احتمالی و سنجش و ارزیابی آنها به روند اجرایی که در برگیرندة حداکثر کارایی است.
• ارزیابی تصمیم گیریها و برنامه ها از زمان اجرای آنها و اقدامات لازم برای جلوگیری از انحرافات عملیات نسبت به هدفهای برنامه و تصحیح انحرافات احتمالی را کنترل یا نظارت می نامند.
• نظارت چیزی نیست جز ارسال پیامهایی که بطور موثر، رفتار گیرنده پیامها را
تغییر دهد.
• نظارت عبارت است از فعالیتی که باعث تطبیق عملیات با برنامه می شود.

 

نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی
در اسلام از ارزشیابی، حسابرسی و سایر اصطلاحاتی که در حقیقت برای بیان نظارت و کنترل مورد استفاده قرار گرفته، فراوان بحث شده است.
برخلاف سیستمهای مدیریت در غرب، در مدیریت اسلامی کنترل و نظارت در ادارات و سازمانها از پنج طریق زیر صورت می پذیرد:
• روش مستقیم و بدون واسطه؛
• روش مستقیم با واسطه؛
• روش غیر مستقیم( بازرسان مخفی)؛
• نظارت همگانی؛
• خود کنترلی.
روش مستقیم و بدون واسطه ـ برای عینیت بخشیدن به روش نخست بر مدیران است که با توسعه فرهنگ اسلامی و نشر عقاید انسانی در درون سازمان از طریق تشکیل کلاسهای عقیدتی، برپایی نماز و تکیه بر صفات رهبری و ممکن ساختن آن در محیط کار و کارگری هر چه بیشتر مبانی عقیدتی آنان را در جهت ایمان به خداوند( نظارت الهی) بر اعمال و کردار انسانها بارور سازند.
در قرآن کریم آمده است:
“ والله یعلم ماتسرون و ما تعلنون”
“ خداوند بر پنهان و آشکار شما داناست.”( سوره نخل، آیة 19)
و در نهج البلاغه در عهد نامه مالک اشتر آمده است:“ ثم امور من امورک لابذلک من مباشرتها منها اجابه عمالک بما یعیا عنه کتابک و منها اصرار حاجات الناس عند ورودها علیک بما تخرج به صدور اعوانک”
“ در بین کارهای تو کارهایی است که ناچار باید خودت انجام دهی، از جمله آنها پاسخ دادن به کارگزاران است آنجا که مباشران تو درمانده شوند و نیز انجام درخواستهای مردم وقتی یارانت را دلتنگ می سازد و به تو ارجاع می شود.”
اسلام نظارت مستقیم را به آن مفهومی که مدیر بخواهد در جزئی ترین مسائل تشکیلاتی شخصاً ناظر باشد هرگز نمی پسندد و از چنین نظارتی مدیران سازمانهای خود را شدیداً برحذر می دارد، زیرا این آئین آسمانی را اعتقاد بر این است که هرچه مدیر به کارهای فرعی و جزئی مشغول شود از کارهای اصلی و کلی که بمنزله ریشه‌های جریانات هستند غافل می ماند.
در این ارتباط علی(ع) می فرماید:
“ من اشتغل بغیر المهم الاهم”
“ کسی که خود را به کارهای غیر مهم مشغول سازد. کارهای مهمتر را ضایع کرده است.”
و یا می فرماید:
“ ان رایک لایسمع لکل شیء ففرغه للمهم”
“ اندیشه تو برای همه کارها گنجایش ندارد پس آن را برای مطالب مهم فارغ نگه دار.”
روش مستقیم با واسطه ـ دومین طریقه اعمال نظارت و کنترل روش مستقیم با واسطه یا نظارت از سوی شخص مدیر است. مدیران با پویایی و کارایی که دارند همچنین از طریق عوامل و دستگاههای مختلف که به منزله چشمهای او می باشند کار نظارت بر سازمان را انجام می دهند، همچنین می توانند از طریق تماس با مراجعین سازمان، مدیران قسمتها و شنیدن سخنان آنان از چگونگی ارائه خدمات توسط کارکنان مطلع شوند.
در مورد چنین نظارتی علی(ع) به مالک اشتر می فرماید:
“ ثم تفقد اعمالهم و ابعث العیون من الصدق و الونا علیهم فان تعاهدک فی لامورهم حدوه لم علی التعمال الام الرفق بالرعیه”
“ در کارهای کارمندان کاوش کن چشمهایی را به عنوان بازرس که خصوصیت صداقت و وفاداری هم بر آنان بگمار، چون بازرسی کارهای آن پنهانی وادارشان می کند تا نسبت امانتداری در برخورد با مردم به نرمی و محبت رفتار نمایند.”
روش غیر مستقیم ـ سومین روش نظارت کنترل نیروی انسانی درون سازمانها است از روش غیر مستقیم با گماردن بازرس مخفی در سازمان است. در این رابطه حضرت علی(ع) در فرمان خود به مالک اشتر می فرماید:
“ . . . . مقتضی است که به منظور انجام مسئولیت بزرگ( فرمانداری مصر)--- خویش گروهی بازرسان ( مخفی) بگمارد تا پنهانی ترا از چگونگی امور ممالک مستحضر دارند.”
مدیر اسلامی با گردش در محیط ---- گماردن بازرس مخفی سعی می کند کشف نارساییهای موجود و رفع اشکال که بر سر راه رشد استعدادها و تولید گرفته است آگاه شود. در حالی که سیستمهای غربی با اعمال پاداش و---متعاقب بازرسیها کوشش بر مچ گیری اخراج است بدون اینکه سخن کارمند را بشنوند و به حل مسائل و مشکلات بپردازند.
نظارت همگانی ـ مدیر مسلمان با اعتقاد اصل زنده مترقی امر به معروف و نهی از منکر می تواند نظارت و کنترل را در سطح کلیه واحدهای سازمان به نحو بسیار شایسته ای انجام دهد و به جای اینکه خود و یا ماموران ویژه اش ناظر باشند با ترویج و تبلیغ این اصل هر یک را ناظر بر کار دیگری قرار بدهد. اسلام مسئله نظارت را ---- وظیفه دستگاه حاکمه و یا شخص حاکم نمی داند، بلکه به کلیه مردم به عنوان قانون شرعی و تکلیفی الهی آموزش می دهد که نسبت به سرنوشت یکدیگر علاقه نشان دهند.
قرآن مجید در این ارتباط می فرماید:
“ المومنو و المومنات بعضهم اولیا بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر”
“ مردان و زنان با ایمان بعضی ناظر و سرپرست بر بعضی دیگر هستند به این معنا که یکدیگر را امر به معروف و نهی از منکر می کنند.”( سوره توبه،آیه71)
“ کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله”
“ شما بهترین امت بوده اید که برای بشریت به وجود آمده، کارهای شایسته را ترویج می کنید و جلو کارهای زشت را می گیرید و به خدا ایمان دارید.”( سوره آل عمران، آیة 110)
“ الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه و---الزکوه و امورا بالمعروف و نهواعن المنکر”
“ مومنان کسانی هستند که اگر به ایشان در روی زمین تمکن و قدرت دهیم، نماز را به جا می آورند و زکات می دهند و به معروف امر می کنند و دیگران را از منکر باز می دارند.”
بنابراین در جامعه اسلامی هر فرد مسلمانی موظف است به اصلاح امور دیگران قیام کند و با تبلیغ و تشویق خوبیها را گسترش و از بدیها جلوگیری کند.( سوره حج، آیة 41)
پیغمبر اکرم (ص) می فرماید:

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 33   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی نظارت چیزی نیست

دانلود مقاله ویژوال بیسیک پروژه CHAT 1-n و CHAT 1-1

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله ویژوال بیسیک پروژه CHAT 1-n و CHAT 1-1 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

کار با کنترل winsock

 

کنترل winsock به شما اجازه می دهد به یک ماشین راه دور متصل شده و داده ها را با استفاده از پروتکل TCP و UDP مبادله کنید. هر دو پروتکل می توانند برای برنامه های client و server استفاده شوند.

 

موارد استفاده :
ساختن یک برنامه client که اطلاعات کاربر را قبل از فرستادن به سمت server جمع آوری می کند.
ساختن بک برنامه server که به عنوان بک نقطه مرکزی مجموعه برای داده های چندین کاربر می باشد.
ساخت یک برنامه chat
و موارد دیگر ...
Socket :
عاملی است برای برنامه نویسی تحت اینترنت که از طریق آن دو برنامه ، دو پروسه در شبکه مشخص می شوند .بنابراین اطلاعات ارسال شده یا دریافت شده از طریق این شماره منحصر به فرد یا عامل منحصر به فرد مسیر خود را پیدا می کند.

 

انتخاب یک پروتکل :
وقتی از کنترل winsock استفاده می کنید باید به این مسئله رسیدگی کنید که کدامیک از پروتکل های TCP و UDP را می خواهید استفاده کنید . تفاوت اصلی بین این دو در حالت اتصال آنها می باشد :
پروتکل TCP یک پروتکل اتصال – پایه است و مانند تلفن کاربر باید قبل از اقدام به ارسال اطلاعات یک ارتباط ایجاد کند.
پروتکل UDP یک پروتکل بدون اتصال است و مبادله اطلاعات بین دو کامپیوتر مانند ارسال پیغام است : یک پیغام از یک کامپیوتر برای یکی دیگر ارسال می شود اما ارتباط بین آن دو واضح نیست . حداکثر اندازه داده ارسال شده به صورت منحصر به فرد ، بوسیله شبکه تعیین می شود .

 

ساخت یک client :
وظیفه برنامه client side application : فرایند یا برنامه ای که در سمت مشتری برای استفاده از یک سرویس وب اجرا می شود .

 

 

 

عملیاتی که توسط client side application انجام می شود:

 

در خواست اتصال به برنامه server (عمل connect )
عمل ارسال اطلاعات به سمت server
دریافت اطلاعات از server

 

1- برای شروع سا خت برنامه client ابتدا ویژوال بیسیک را باز کرده و یک پروژه استاندارد را انتخاب و سپس آنرا باز می کنیم

 

 

 

 

 

2- سپس در قسمت ابزار راست کلیک کرده و گزینه components... را انتخاب می کنیم .


3- از صفحه ای که باز می شود گزینه Microsoft WinSock Control 6 را انتخاب می کنیم

 

4- بعد از زدن دکمه ok دو کامپیوتر کوچک پشت سرهم در کنار نوار ابزار پدیدار می شوند .

5- سپس روی آن کلیک کرده و آنرا برروری فرم خود قرار دهید . نام آنرا به sockc تغییر دهید .

Winsock یکی از ابزارهای برقراری ارتباط از طریق پورتهای TCP و UDP بین server و client در ویژوال بیسیک می باشد . تقریبا تمام ارتباطات استاندارد در ویژوال بیسیک از این طریق انجام می گیرد .

 

6- بعد از انجام مراحل بالا 5 Textbox به فرم مورد نظر خود اضافه می کنیم
سپس بر روی فرم مورد نظر خود دو بار راست کلیک می کنیم تا وارد محیط کد نویسی شویم . سپس در form_load( ) برنامه خود کدهای زیر را اضافه می کنیم .

 

Private Sub cmdConnect_Click()
If sockc.state = 0 Then
sockc.RemoteHost = txtip.Text
sockc.RemotePort = txtport.Text
sockc.Connect
Label3.Caption = status(sockc.state)
txtsend.SetFocus

Else
sockc.Close
Label3.Caption = status(sockc.state)

 

End If
Label3.Caption = status(sockc.state)
End Sub

 

تنظیم پروتکل :
برای تنظیم پروتکل شما می توانید از یکی از دو حالت sckTCPProtocol و sckUDPProtocol استفاده کنید که ما در اینجا از خاصیت sckTCPProtocol استفاده کرده ایم .

 

مشخص کردن نام کامپیوتر :
برای اتصال به کامپیوتر راه دور شما باید IP ویا نام دوستانه آنرا بدانید. IP کامپیوترهای شخصی 127.0.0.1 می باشد که این رشته را به عنوان مقدار برای خاصیت RemoteHost قرار می دهیم .

 


مشخص کردن پورت کامپیوتر ها :
برای اینکه کامپیوتر های راه دور بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند بایستی یک شماره پورت برای نرم افزارهای دو طرف یعنی client و server انتخاب می کنیم که در واقع نرم افزارها از طریق این پورت با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند .و این پورت به عنوان ورودیها و خروجیهای دو نرم افزار عمل می کند که ما در اینجا مقدار خاصیت RemotePort را برابر رشته 5050 قرار داده ایم .
سپس مقدار دو socks.protocolو socks.local port را به ترتیب برابر با 127.0.0.1 و 5050 قرار داده ایم که وقتی برنامه client اجرا می شود برای کاربر مشخص شود که برنامه بر روی چه IP و پورتی کار می کند .
بعد از این کار مقدار را برابر مقداری که یک تابع بر می گرداند قرار داده ایم . کار این تایع به این صورت است که در هر لحظه وضعیت برنامه client را مشخص می کند در واقع sockc.state داخل پرانتز یک عدد را برمی گرداند .

 


تعریف تابع status :
unction status(state As Integer)
Select Case state
Case 0
status = "closed"
Case 1
status = "open"
Case 2
status = "listening..."
Case 6
status = "connecting..."
Case 7
status = "connected"
Case 9
status = "ERROR"
End Select
End Function
در اینجا برای انتخابهای 0 تا 9 مقدار status را با یک پیغام مناسب مقدار دهی کرده ایم .
کد برنامه

 

Chat 1-Chat 1
----------------------------------
Client
----------------------------------
Option Explicit

 

Private Sub cmdClose_Click()

 

sockc.Close

 

End Sub
Private Sub cmdConnect_Click()

 

If sockc.state = 0 Then
sockc.RemoteHost = txtip.Text
sockc.RemotePort = txtport.Text
sockc.Connect
Label3.Caption = status(sockc.state)
txtsend.SetFocus
Else
sockc.Close
Label3.Caption = status(sockc.state)
End If

 

Label3.Caption = status(sockc.state)

 

End Sub
Private Sub cmdSend_Click()

 

If sockc.state = sckConnected Then
sockc.SendData txtsend.Text
Label3.Caption = "Sending Data"
Else
Label3.Caption = "Not connected to host"
End If

 

End Sub

 

Private Sub sockc_DataArrival(ByVal bytesTotal As Long)

 

Dim sData As String
sockc.GetData sData,vbString
txtget.Text = sData
Label3.Caption = "Received Data"

 

End Sub

 

Private Sub sockc_SendComplete()

 

Label3.Caption = "Data Send"

 

End Sub

 

Function status(state As Integer)

 

Select Case state
Case 0
status = "closed"
Case 1
status = "open"
Case 2
status = "listening..."
Case 6
status = "connecting..."
Case 7
status = "connected"
Case 9
status = "ERROR"
End Select

End Function

 

 

 

Server
-------------------------------------
Function Status (State As Integer)

 

Select Case state
Case 0
status = "closed"
Case 1
status = "open"
Case 2
status = "listening..."
Case 6
status = "connecting..."
Case 7
status = "connected"
Case 9
status = "ERROR"
End Select

End Function
Private Sub Form_Load()

 

socks.Protocol = sckTCPProtocol
socks.LocalPort = 5050
socks.listen
lblhost.Caption = socks.LocalHostName
lblip.Caption = socks.LocalIP
lblstatus.Caption = status(socks.state)

 

End Sub

 


Private Sub listen_Click()

 

If socks.state = sckClose Then
socks.listen
Else
socks.Close
End If

 

lblstatus.Caption = status(socks.state)

End Sub

 

 

 


Private Sub Send_Click()

 

If socks.state = sckConnected Then
socks.SendData sendtxt.Text
Else
MsgBox "Not Connected To Server Please Check Again", vbExclamation, " ALERT"
End If

lblstatus.Caption = status(socks.state)

 

End Sub

 

 

 


Private Sub socks_Close()

 

socks.Close
socks.listen
lblstatus.Caption = status(socks.state)

 

End Sub

 

Private Sub socks_ConnectionRequest(ByVal request ID As Long)

 

socks.Close
socks.Accept request ID
lblstatus.Caption = status(socks.state)

 

End Sub
Private Sub socks_DataArrival(ByVal bytesTotal As Long)

 

Dim data As String
socks.GetData data
gettxt.Text = data
lblstatus.Caption = status(socks.state)

 

End Sub
Chat 1-Chat n
-----------------------------------
client
-----------------------------------
Private Sub Command1_Click()

 

If Winsock1.State = sckClosed Then
Winsock1.Connect
Else
Winsock1.Close
End If

 

End Sub

 

Private Sub Command2_Click()

 

If Winsock1.State = sckConnected Then
Winsock1.SendData Text1.Text
Else
MsgBox ("connection does not valid")
End If

 

End Sub
Private Sub Form_Load()

 

Winsock1.RemoteHost = "localhost"
Winsock1.RemotePort = 1001

 

End Sub

 

Private Sub Winsock1_Close()

 

Winsock1.Close

 

End Sub

 


Private Sub Winsock1_DataArrival(ByVal bytesTotal As Long)

 

Dim strdata As String
Winsock1.GetData strdata
Text2.Text = strdata

 

End Sub

 

Private Sub Winsock1_Error(ByVal Number As Integer,Description As String, ByVal
Scode As Long,ByVal Source As String,ByVal HelpFile As String,ByVal HelpContext As Long,CancelDisplay As Boolean)

 

MsgBox "socket on ( " & Form1.Caption & " )ERROR : " & Description
Winsock1.Close

 

End Sub

 


Server
-----------------------------------
Private intmax As Long

 

Private Sub Command1_Click()

 

Winsock1(Val(Text3.Text)).SendData Text1.Text

End Sub
Private Sub Form_Load()

 

intmax = 0
Winsock1(0).LocalPort = 1001
Winsock1(0).Listen

 

End Sub

 

Private Sub Winsock1_Close(Index As Integer)

 

Unload Winsock1(Index)

 

End Sub

 

 

 


Private Sub Winsock1_ConnectionRequest(Index As Integer,ByVal request ID As Long)

 

If Index = 0 Then
intmax = intmax + 1
Load Winsock1(intmax)
Winsock1(intmax).LocalPort = 0
Winsock1(intmax).Accept request ID
Load Text2(intmax)
End If

End Sub

 

 

 


Private Sub Winsock1_DataArrival(Index As Integer,ByVal bytesTotal As Long)

 

Dim strdata As String
Winsock1(Index).GetData strdata
Text2(Index).Text = strdata
List1.AddItem Text2(Index).Text & "-->" & Str(Index)
Text3.Text = Index

 

End Sub

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درارتباط با پروژه
توضیحات کد برنامه:

 

 

 

Client
----------------------------------
Option Explicit

 

Private Sub cmdClose_Click()

 

sockc.Close

 

End Sub
این تابع برای این است که تمام client ها را ببندد وبعد ادامه کاررا انجام دهد.

 

 

 

 

 

Private Sub cmdConnect_Click()

 

If sockc.state = 0 Then
sockc.RemoteHost = txtip.Text
sockc.RemotePort = txtport.Text
sockc.Connect
Label3.Caption = status(sockc.state)
txtsend.SetFocus
Else
sockc.Close
Label3.Caption = status(sockc.state)
End If

 

Label3.Caption = status(sockc.state)

 

End Sub
در اینجا وضعیت client را بررسی می کندکه آیا از قبل connect هست یا نه.اگرconnect باشدآنرا می بندد( closed ).
از sockc.RemoteHost = txtip.Text sockc.RemotePort = txtport.Text برای شناسایی port و نمایش آدرس شخص فرستنده به صورت رشته استفاده می شود.
بعد connect می شود.

txtsend.SetFocus در واقع ایجاد یک ناظر بین client و server می باشد که نظاره گر آن ها می باشدومراقب ارسال و دریافت داده ها است.
در غیراینصورت client را می بندد.

 


Private Sub cmdSend_Click()

 

If sockc.state = sckConnected Then
sockc.SendData txtsend.Text
Label3.Caption = "Sending Data"
Else
Label3.Caption = "Not connected to host"
End If

 

End Sub
بررسی می کند که آیا وصل( connected ) هست یا نه.
اگروصل بود داده را به صورت متن ارسال می کند وبرچسب sending data نمایان می شود.
در غیراینصورت برچسب Not connected to host ظاهر می گردد.

 

 

 

 

 

 

 


Private Sub sockc_DataArrival(ByVal bytesTotal As Long)

 

Dim sData As String
sockc.GetData sData,vbString
txtget.Text = sData
Label3.Caption = "Received Data"

 

End Sub

این تابع برای تعریف متغیرها استفاده می شود.
درآن آرایه ای با نام sData تعریف شده و خروجی آن رشته می باشد.
وجهت مرتبط ساختن به sockc از GetData استفاده می کند.در اینجا دو متغیر sData,vbString داریم.
خروجی آن از نوع متن می باشد.
وهنگامی که داده را دریافت می کند برچسب Received Data نمایان می شود.

 

 

 

Private Sub sockc_SendComplete()

 

Label3.Caption = "Data Send"

 

End Sub
این تابع برای ارسال است.هنگامی که داده فرستاده می شود برچسب Data Send نمایان می شود.

Function status(state As Integer)

 

Select Case state
Case 0
status = "closed"
Case 1
status = "open"
Case 2
status = "listening..."
Case 6
status = "connecting..."
Case 7
status = "connected"
Case 9
status = "ERROR"
End Select

End Function

 

این تابع جهت بررسی وضعیت می باشد.
اگر 0 بود آن را می بندد
اگر 1 بود آن را باز می کند
اگر 2 بود وقفه ایجاد می کند......وبه همین ترتیب تا آخر.

 

 

 

 

 


Server
------------------------------------
Function Status (State As Integer)

 

Select Case state
Case 0
status = "closed"
Case 1
status = "open"
Case 2
status = "listening..."
Case 6
status = "connecting..."
Case 7
status = "connected"
Case 9
status = "ERROR"
End Select

End Function
همانطور که گفته شد این تابع بررسی وضعیت می باشد.

 

 

 

Private Sub Form_Load()

 

socks.Protocol = sckTCPProtocol
socks.LocalPort = 5050
socks.listen
lblhost.Caption = socks.LocalHostName
lblip.Caption = socks.LocalIP
lblstatus.Caption = status(socks.state)

 

End Sub

 

 

 

 

 

می دانیم که دو نوع پروتکل وجود دارد. UDP و TCP IP .
که در UDP نیازی به اتصال نمی باشدولی در TCPIP می بایست حتما ارتباط یا عدم ارتباط بررسی شود.
دراین برنامه 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  82  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ویژوال بیسیک پروژه CHAT 1-n و CHAT 1-1