فی لوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی لوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله معماری تماشاخانه و شیوة اجرا در تئاتر یونان باستان

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله معماری تماشاخانه و شیوة اجرا در تئاتر یونان باستان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

معماری تئاتر
مکان اجرای تئایردر یونان معمولاً وابسته به حریم خدایان بود. پیش از برپاییهای مسابقات دراماتیک مکانهایی از این نوع فراوان بودند. محققان معتقدند فضاهای تئاتری اولیه در سرزمین یونان چهارگوش یا مستطیل شکل بوده اند. منشأ شکل ساختمان تئاتر هرچه باشد، تئاتر یونان در سده‌ی پنجم اصولاً دایره‌ای شکل بوده است. از طرفی با آنکه تئاترهای دیگری نیز در یونان وجود داشتند، مورخان تنها به تئاتر دیونوسوس توجه نشان داده اند چرا که کلیه‌ی نمایشنامه‌های موجود یونانی در آنجا اجرا شده اند.
قدیمیترین مشخصه‌ی تئاتر دیونوسوس وجود ارکسترا (یا محل رقص) بود در اصل ساختمان تئاتر را احتمالاً در دامنه‌ی تپه می‌ساختند، زیرا تماشاگران می توانستند روی تپه‌ها بنشینند یا بایستند و نمایشهای همسرایی را که قدیمیتر از تراژدی بودند تماشا کنند. در سده‌ی ششم گاه یک تراس در پای تپه می ساختند و در آن یک ارکسترای گرد به قطر 22 متر، در جانب محل تماشاگران قرار می‌دادند و یک قربانگاه به نام تیمل در مرکز این دایره قرار می‌گرفت. با استثناهای ناچیزی ارکسترا تا دوران مسیحیت بدون تغییر ماند.
منشأ ساختن صحنه، یا اسکین احتمالاً به بعد از رواج ارکسترا می‌رسد از آنجا که اسکین به معنای «کلبه» یا «چادر» است ساختمان صحنه احتمالاً ازساختمان رختکنهای موقتی ناشی شده است و بعدها توسط نویسنده‌ی خلاقی جزء صحنه گردیده است.
تغییر اساسی در تئاتر دیونوسوس هنگامی رخ داد که پریکلس بنای اُدئون (یا تالار موسیقی) را در سال 440 در جوار آن ساخت. در این زمان به جای دیوار منحنی تراس در ارکسترا دیوار راستی قرار داده شد در طرف داخل دیوار، رو به تماشاگران، ده شیار بر روی دیوار تعبیه شد. اکثر مورخان معتقدند تعبیه‌ی این شیارها برای آن بود تا بتوان تیرهایی را که اتاق صحنه بر آن سوار می شد در آنها جاسازی کرد. علاوه بر آن، یک برآمدگی سنگی یا تراس از دیوار به طرف ارکسترا کار گذاشتند که کاربرد آن برای ما روشن نیست، اما می توان حدس زد که این برآمدگی پایه ای بوده تا دستگاههای متعلق به صحنه‌ی تئاتر را بر آن استوار کنند. این بناهای ناقص تنها مدارکی هستند که از ساختمان تئاتر در سده‌ی پنجم به دست آمده است.
وسایل مورد نیاز در نمایشنامه‌های موجود بسیار ساده است: یک یا چند در که به طرف محل بازی گشوده می‌شد، و یک سطح ایوان مانند بر روی سقف، یا سکویی در طبقه‌ی دوم که برای ظهور خدایان یا نمایش نقاط مرتفع مثل کوه به کار می رفت.
آیا پس زمینه‌ی همه‌ی صحنه ‌های نمایش همان نمای خارجی سنتی ساختمان صحنه بوده یا دکورهای دیگری نیز برای صحنه های مشخص تر ساخته می‌شد؟ در پاسخ آنچه اهمیت دارد آن است که بین دکورسازی قبل و بعد از زمانی که ساختمان صحنه بوجود آمد تمایز قایل شویم، زیرا احتمالاً هنگامی که اسکین پس زمینه‌ی صحنه‌ی نمایش شد وضع دکورسازی عوض شد.
معمولاً چنین فرض می شود که پس از 458 پیش از میلاد، همه‌ی نمایشها، اسکین را به عنوان پس زمینه‌ی صحنه مورد استفاده قرار دادند. اسکین به سادگی می تواند نیازهای همه‌ی نمایشنامه‌های موجود را برآورد زیرا اکثر نمایشنامه‌ها در مقابل یک معبد، یک قصر، یا انواع دیگر بناها اتفاق می‌افتند. اما اینجا سؤال دیگری پیش می‌آید که نمایشنامه‌هایی که در مقابل غارها، یا در بیشه‌زارها یا در اردوگاههای نظامی اتفاق می‌افتند چگونه صحنه‌ای داشته اند؟ برای پاسخ به این سؤال مورخان و محققین پاسخهای متفاوتی داده اند که عبارتند از:
1- برخی مورخان اصرار دارند که چند دکور پیش ساخته وثابت وجود داشته که امکانات اجرای همه‌ی نمایشنامه‌ها را در آنها فراهم کرده بودند.
2- عده‌ای دیگر معتقدند که چندین وسیله‌ای نمادین (از جمله سپر برای اردوگاه نظامی، صدف و صخره برای صحنه‌های کنار دریا، و یک درخت به جای بیشه‌زار) به صحنه‌های ساده و قراردادی افزوده می‌شدند.
3- پاره‌ای از محققین نیز بر این باورند که اصولاً گفتارهای متن نکات لازم و فضای مناسب صحنه را تشریح می کرد ومحوطه‌ی جلوی اسکین به عنوان پس زمینه‌ای قراردادی در همه نمایشنامه‌ها به کار می‌رفت.
این جدلها، با نظر دیگری پیوند می‌خورند که به وجودصحنه‌های نقاشی شده اعتقاد دارد. ارسطو امتیاز بدعت رنگ‌آمیزی صحنه را از آن سوفوکل می داند. اما ویتروویوس می گوید صحنه آرایی در زمان اشیل ابداع شد. برای آشتی دادن این دونظر مخالف، محققان آغاز رنگ‌آمیزی صحنه را بین سالهای 468 و 456پیش ازمیلاد جای می‌دهند.
موضوع صحنه آرائی به صورت تقلید از واقعیت در مقابل صحنه‌های قراردادی، مبحث مهمی است زیرا اگر تقلید از واقعیت یا توهم سازی مورد نظر آنان بوده باشد، وجود تنها یک پس زمینه کافی نبوده است تا نیازهای مختلف همه‌ی نمایشها را بدون تغییرات اساسی برآورد، در نتیجه کسانی که طرفدار این عقیده‌اند ناچار خواهند شد بپذیرند که اسکینها از انعطاف کافی برخوردار بوده‌اند. در این مورد دوشیوه پیشنهاد شده است:
الف) پیناکِس یا دیواره های رنگ شده.
ب) پریاکتوا یا منشورهای مثلثی که روی هر یک از وجوه آن منظره‌ی متفاوتی نقاشی شده است.
پیناکِس را میتوان در صحنه کار گذاشت و برحسب نیاز نقش آن را تغییر داد در دوره‌های بعد پریاکتوا را بر محوری گردان نصب کرده و بنا به مقتضیات وجوه مختلف آن را در مقابل تماشاگر قرار می‌دادند.
داستان اکثر تراژدیهای یونانی در مکانی واحد اتفاق می افتد، اما نمایشنامه‌ای که بلافاصله پس از نمایشنامه‌ی قبلی اجرا می‌شد اغلب مکان یا صحنه‌ی دیگری را طلب می‌کرد. لذا هر گاه که تغییر صحنه لازم می‌آمد در فاصله‌ی اجرای دو نمایش این تغییرات اعمال می‌گردید.
اما سؤال دیگری در اینجا پیش می آید که در بعضی از تراژدیها و بسیاری از کمدیها درخود نمایش تغییر صحنه لازم می‌آید. تغییر صحنه در این نمایشها چگونه بوده است ؟
در جواب این سؤال علاوه بر احتمالاتی که تاکنون بر شمردیم (پیناکِس و پریاکتوا) مورخان و محققین در پاسخ امکانات زیر را مطرح کرده اند:
الف) گاه بازیگران و همسرایان صحنه را ترک می‌کردند و دوباره به صحنه باز می‌گشتند و این عمل به تغییر مکان بازی تعبیر می‌شد.
ب) دربعضی از نمایشهای کمدی یک گردش بازیگران به دور ارکسترا، به طور قراردادی، به معنای تغییر مکان محسوب می‌گردید.
ج) همچنین به نظر می‌رسد در کمدی، درهای مخصوص یا قسمتهایی از اسکین به عنوان مکانهایی کاملاً متفاوت گرفته می‌شدند و این قرارداد احتمالاً در تراژدی هم پذیرفته شده بود.
صحنه‌های قراردادی رواج بیشتری از صحنه‌ی واقع‌گرایانه داشته است.

 


کسانی که منکر وجود صحنه‌اند بر این باورند که:
1) نمایشنامه‌های موجود در گردش و آمیزش آزاد بازیگران و همسرایان رااقتضا می کنند، که این آزادی در صحنه‌ی مرتفع ممکن نیست؛
2) هیچیک از نمایشنامه های موجود نیاز به صحنه ندارند.
3) در اجرایهای همسرایی (کُرال) که قبل از ابداع درام وجود داشته‌اند از صحنه استفاده نمی‌کردند، لذا نمی‌توانستند منشأ صحنه باشند.
4) در سده‌ی پنجم واژه‌ای برای صحنه وجود نداشته است اصطلاح لوجیون متعلق به زمانی پس از معمول شدن صحنه است.
5- هیچ کشف باستانشناسی از صحنه در آن دوران به دست نیامده است.
از طرف دیگر کسانی که معتقد به وجود صحنه‌اند اظهار می دارند که:
1) همه‌ی راویان باستانی، هر چند که بسی دیرتر از آن دوران می‌زیسته اند متفقاً وجود صحنه‌ را در سده‌ی پنجم ذکر کرده اند.
2) از آنجا که ابداعات دیگر نظیر معرفی‌ بازیگر دوم وسوم و رنگ آمیزی صحنه ذکر شده است تغییر مهمی مثل معمول شدن صحنه به سختی ممکن است ازقلم افتاده است.
3) در بعضی از نمایشنامه های موجود ذکر شده است که بازیگران در سطح بالاتری از ارکسترا بازی می کنند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   12 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله معماری تماشاخانه و شیوة اجرا در تئاتر یونان باستان

دانلود مقاله گیاه کرامب

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله گیاه کرامب دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله گیاه کرامب


دانلود مقاله گیاه کرامب

کرامب، Cramba byssinica (Hochst) ، از جنس Cramb ، عضو خانواده چلیپاییان و از تیره براسیکا است و با شلغمها و خردل قرابت نزدیک دارد. این جنس شامل 3 گونه است، که هر چند تعداد کمی از آنها بوته ای ویک ساله هستند، اما اکثراً چند ساله اند و عمدهً در ناحیه مدیترانه،منطقه اروپا- سیبری و ترکیه- ایران پراکنده اند .گونه های یک ساله عمدهًدر منطقه مدیترانه و اتیوپی تا تانزانیا می رویند، در حالی که بوته ها ظاهراً به جزایر قناری تا ناحیه مادیرا  محدودند. گونه ای از این گیاه در شیلی یافت می شود (شکل 1-10). در جنس کرامب، بویژه در میان Cramb hispanica , Cramb abyssinica تعدادی قابل ملاحظه از گیاهان بدرستی شناسایی نشده اند و از این رو بسیاری از اشاره ها در تالیفات و نقشه های پراکندگی آنها، گمراه کننده اند. هر گاه اعتبار مراجع مورد شک بود- بجز آنهایی که دارای ماهیت یا فایده ای کلی بودند- آنها را حذف کرده ایم. تنها عضو اهلی این جنس Cramb abyssinica است که به کلم پیچ حبشی نیز موسوم است و اشاره هایی که در یک کتاب به کرامب می شود، محدود به این گونه است.)
    کرامب گیاهی روغنی و از خانواده خردل است که منشاء آن ناحیه مدیترانه است . این گیاه در آسیا ، اروپای غربی نیز رایج است . نتایج آزمایشات انجام شده در سال 1932 روی کرامب در شوروی سابق ، کانادا ، سوئد ،آلمان و لهستان در قالب  USDA برای اولین بار به جهانیان در سال 1950 معرفی شد . در نبراسکا در سال 1953 تا 1954 برای اولین بار أزمایشی روی کرامب انجام گرفت . طی سالهای 1950 – 1960 آزمایشات انجام شده به منظور تعیین مشخصات کرامب برای استفاده در تناوب زراعی بوده است . در سال 1992 در ایالت متحده دانشگاه داکوتای شمالی 20000 ایکر ( معادل 8000 هکتار ) زیر کشت کرامب رفت ، چون بازاری برای مصرف آن در نبراسکا نیافتند در سال 1986 USDA به این نتیجه رسید که ائتلاف HEA ( اروسیک اسید بالا ) خود را توسعه داده و مرکز تحقیقات امریکا ، ARS ، و دانشگاه های ایداهر ، ایلی نویز ، لووا ، کانزاس ، سی سوری ، نبراسکا ، مکزیک جدید و دانشگاه داکوتای شمالی را به مجموعه اضافه نماید . هدف از این تشکیلات توسعه و ترویج منابع محلی برای شناسایی کرامب و کلزا بود . با توجه به ارزش کم روغن کرامب و وضعیت توسعه و ترویج منابع محلی برای نتوانستند در ترویج و آشنا سازی این گیاه موفق باشند . گونه تحقیق شده در آنجا به نام Crambe abyssinica بود . بذر کرامب در صنعت بدلیل اسید اروسیک بالا کاربرد فراوان دارد تولید تجارتی برای تهیه روغن آن در سطح 4500 ایکر در سال 1991 و 20000 ایکر در سال 1992 برای تولید 1000 ایکر در دانشگاه داکوتای شمالی و 200 ایکر در نبراسکا و کانزاس آزمایش شد ، بدست آوردن بذر کوچک آن و مدیریتش ساده بود و همچنان مشخص شد که این گیاه برای مصارف غذایی کاربرد ندارد .

 

شامل 25 صفحه فایل word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله گیاه کرامب

پروژه کارآفرینی ،حسابداری

اختصاصی از فی لوو پروژه کارآفرینی ،حسابداری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پروژه کارآفرینی ،حسابداری


پروژه کارآفرینی ،حسابداری


لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه:44

شرح کسب و کار

یک حسابدار متخصص در آینده می تواند مدیر مالی یک سازمان یا شرت گردد یعنی می تواند به مدیریت یک شرکت ایده بدهد که منابع موجود شده را در چه راههایی سرمایه گذاری کند.

حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است که با فراهم کردن اطلاعات لازم کمک می کند تا سرمایه گذارها اعتبار دهندگان نسبت به مسائل اقتصادی تصمیم بهتری بگیرند.

فهرست مطالب

شرح کسب و کار

امکان سنجی

اهداف

ماهیت

کلیدهای موفقیت

محصولات یا خدمات

منابع انسانی

منابع فیزیکی

طرح بازاریابی

طرح مالی / مشخصات

نمودار

جدول

ضمائم


دانلود با لینک مستقیم


پروژه کارآفرینی ،حسابداری

دانلودمقاله شیوه های خاص برخورد قران با یهود

اختصاصی از فی لوو دانلودمقاله شیوه های خاص برخورد قران با یهود دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 شیوه های خاص برخورد قرآن با یهود
یکی از شیوه های مورد استفاده قرآن در برخورد با یهود بیان مشترکات اسلام با
آن هاست .در حقیقت قرآن می خواهد با این بیان یهود را دعوت به نوعی اتحاد نماید و از هرگونه برخورد منفی جلوگیری نماید یا به پیام حضرت موسی (ع) (که همانا بشارت به اسلام و نبی مکرمش است) دعوت نماید.
الف)تصدیق حضرت موسی (ع):«قل امنا بالله و ما انزل علینا و ما انزل علی ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و الاسباط و ما اوتی موسی و عیسی؛ (ای پیامبر) بگو به خدا و آنچه بر ما و ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و فرزندان آن ها نازل شده و آنچه به موسی و عیسی وارد شده ایمان دارم». در این آیه علاوه بر ایمان به حضرت موسی(ع) یکی از اصول اعتقادی میان ادیان الهی و اسلام که همان توحید است نیز مطرح شده است. و در حقیقت، توحید اولین گام برای ارتباز با ادیان الهی است؛ زیرا زیر بنای اعتقادات اهی، باور با مبدأ هستی و وحدانیت آن است که در تمامی ادیان الهی مطرح شده است.
ب)تأیید تورات:«و من قبله کتاب موسی اماماً و رحمه و هذا کتاب مصدق لساناً عربیا لینذر الذین ظلموا و بشری للمحسنین؛ و پیش از آن، کتاب موسی، راهبر و حال آنکه رحمتی بود این کتابی است به زبان عربی که تصدیق کننده است تا کسانی را که ستم کرده اند هشدار دهد و برای نیکوکاران مژه یی باشد». خدا در آیه ی مذکور قرآن را تصدیق کننده ی تورات معرفی می کند؛ بنابراین لازم است اندکی در مورد تورات در آیات قرآن دقت کنیم تا دریابیم منظور قرآن از تورات کدام است؟
1.«یحرفون الکلم عن مواضعه و نسوا خظا مما ذکروا به؛ کلمات را از مواضع خود تحریف می کنند و بخشی از آنچه بدان اندرز داده شده بودند به فراموشی سپردند.»
این آیه نشان می دهد بخشی از آیات تورات به دست تحریف و فراموشی سپرده شده است. محوم علامه طباطبایی می فرماید:
آنچه ایشان فراموش کردند، چیزی نبود مگر این که سعادت آن ها در او بود و آنچه به جای او گذاشتند، چیزی نبود مگر آنچه آن ها را به بدختی و گمراهی کشاند. اعتقادشان به تشبیه، خاتمیت نبوت حضرت موسی(ع)، تداوم شریعت تورات، بطلان نشخ و بدا و چیزهای دیگری که مثل این ها بود.
2-«الم تر الی الذین اوتوا نصیبا من الکتاب؛ آیا به کسانی که بهره یی از کتاب یافته اند ننگریستی؟»
با توجه به سیاق آیات قبل و بعد روشن می شود که منظور از کتاب در آیه ی مذکور همان تورات است. کما این که ملاحسین فیض کاشانی، سید عبدالله شبر و
فرید وجدی نیز بر این رأی صحه نهاده اند.در این آیه نیز قرآن گوشزد می فرماید که آنچه از تورات اصلی باقی مانده است مقدار اندکی از آن است.
3.«فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله لیشتروا به ثمنا قلیلا...؛ پس وای بر کسانی که کتاب (تحریف شده یی) با دست های خود می نویسند، سپس می گویند: این از جانب خداست، تا بدان بهای ناچیزی به دست آوردند.»
این آیه دلالت می کند که علمای یهود چیزهایی می نوشتند و آن را به خدا نسبت می‌دادند و مردم عوام نیز آن ها را باور می کردند. مرحوم ملاحسین فیض در این باره می فرماید:«این در تورات بوده است».
4.«و ان فریقا منهم لیکتمون الحق و هم یعلمون؛ و مسلما گروهی از ایشان حقیقت را نهفته می دارند و خودشان(هم) می دانند.»
آیه ی یاد شده نیز گواهی می دهد گروهی از علمای یهود عالمانه حقایق تورات را کتمان کردند. با توجه به آنچه در مورد تورات از آیات قرآنی نقل شده باید بگوییم تورات اصلی قطعا در دست نیست؛ بلکه آنچه امروزه به عنوان کتاب مقدس در نزد یهودیان است اگر چه ممکن است کطالی قایل توجهی از آن از تورات اصلی اخذ شده باشد، اما کتابی که پس از حضرت موسی(ع) و در دوران بعد جمع آوری شده است؛ دلیل روشن آن نیز تعارضات و تناقشات موجود در این کتاب است که از ساحت اقدس ابهی و پیامبر بزرگی چون حضرت موسی(ع) به دور است.
در« فرهنگقصص قرآن» تألیف «صدرالدین بلاغی» بحث جامعی در این باره آمده است. او در گوشه یی از مبحث می نویسد:
«سرانجام این نتیجه ی قطعی به دست می آید که تورات کنونی تألیف شخص خاصی نیست و اسفار قانونی آن در تاریخ ها و زمان های مختلف نوشته شده و تاریخ تألیف سفر احبار پس از سال 516 قبل از میلاد نوشته شده...»؛ سپس «صاحب قاموس» نتیجه گیری می کند که از «کلام مرحوم بلاغی بر می آید که حتی اسفار خمسه را هم عزرا ننوشته است».
ج)تصدیق معجزات حضرت موسی(ع)؛پس از این که حضرت موسی(ع) مشاهده کرد هیچ بحث و گفتگویی در قلب فرعون تأثیر ندارد، معجزه یی نشان داد که گواه بر صحت پیامبری اش باشد؛ لذا عصای خود را انداخت که به صورت اژدهای بزرگی ظاهر گشت؛ سپس دست خود را از بغل بیرون آورد که به صورت مشعلی درخشان جلوه گری نمود. برای نمونه به دو آیه از قرآن توجه می کنیم:
«فالقی عضاه فاذا هی ثعبان مبین؛ پس(موسی) عصایش را افکند و به ناگاه اژدهایی آشکار شد». « و نزع یده فاذا هی بیضاء للناظرین؛ و دست خود را (از گریبان) بیرون کشید و ناگهان برای تماشاگران سپید (و درخشنده) بود».
در قرآن کریم ایاتی دیگر نیز وجود دارد که دلالت بر معجزات حضرت موسی(ع) می‌نماید.
د)مؤمنان واقعی در امت موسی(ع):یکی از مباحث اساسی در قرآن، ایمان و کفر در دین یهود است. قرآن باذکر معیار و میزانی روشن، مؤ من بودن برخی از پیروان حضرت موسی را تأئید می فرماید؛
«ومن قوم موسی امه یهدون بالحق و به یعدلون؛و از میان قوم موسی جماعتی هستند که به حق راهنمایی می کنند و به حق داوری می نمایند».
مرحوم علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه می فرمایند:
«چون هدایت که امری الهی است به قوم حضرت موسی(ع) نسبت دادهشده است- و چنین نسبتی باید کجازی باشد یا اگر حقیقی است به اعتبار هدایت الهی باشد- لذا بهترین دلالتی را که می توان به قرآن در این باره نسبت داد، همانا هر فرد از امت موسی(ع) را موصوف به چنین وصفی ندانیم، بلکه فقط در بین امت حضرت، رسل تبلیغی ایشان دارای چنین مقام و وصفی بدانیم.»
در این آیه بهترین میزان و معیار برای ایمان امت حضرت موسی(ع) ذکر شده است و هر یهودی چنین وضفی داشته باشد، یک یهودی مؤمن و برگزیده است. بنابراین با مفهوم این آیه می توان غیر مؤومنان را شناخت. در آیات دیگری نیز به این تقسیم بندی اشاره شده است از جمله:«و قطعناهم فی الارض امما منهم الصالحون و منخم دون ذلک و بلوناهم بالحسنات و السیئات لعلهم یرجعون؛ و آن را در زمین به صورت گروه هایی پراکنده ساختیم؛ برخی از انان درستکارند و برخی جز این هستند و آن ها را به خوشی ها و ناخوشی ها آزمودیم، باشد که ایشان بازگردند.»
خلاصه آن که گروهی از یهود مورد امضاء و تأیید اسلام هستند به آنچه حضرت موسی آورده است- که همان حق است- راهنمایی و داوری کنند و از امتحان های الهی پیروز به در آیند.
«و ان حکمت فاحکم بینهم بالقسط ان الله یحب المقسطین؛ و اگر داوری می کنی، پس به عدالت در میانشان حکم کن که خداوند دادگران را دوست می دارد».
مرحوم علامه طباطبایی در ذیل این آیه می فرماید:
طمنظور آیه این است که خداوند به پیامبر می فرماید:اگر بین یهود جکم کردی به عدل حکم کن و خداوند راضی به غیر عدل نیست»
در این که اسلام برای قضاوت غیر مسلمانان و از جمله اهل کتابچه دستوری داده است؟ آیا با احکام خود آن ها یا با احکام اسلام در بین آن ها باید قضاوت نمود؟ دو نظر عمده وجود دارد:
یکی این که باید با کتب و احکام خودشان داوری کرد؛ چون همه نسبت به دین اسلام مکلف هستند، اگرچه عده یی غافل و جاهل باشند. احکام خدا به واسطه ی جهل مردم از بین نمی رود. به نظر می رسد در هر دو نظریه اشکال اساسی وجود دارد؛ چون در اسلام افراد غافل حکم تکلیفی ندارند و بسیاری مسلمانان غافل محسوب می‌شوند؛ لذا نمی توان در مورد آن ها احکام اسلام را جاری دانست. اما این که تمام غیر مسلمانان مکلف به احکام اسلام نیستند نیز کلام صحیح و درستی نیست، بلکه عده یی از آن ها مکلف به این احکامند. لذا بهتر است قائل به تفصیل باشیم به این معنا که اگر در مواردی مثل قصاص و حدود و دیات مطلب روشن و صریحی در احکام اسلام باشد باید به انها عمل کرد و تغییر در آن ها جایز نیست اما در مواردی که حکمی بیان نشده است، حاکم اسلامی بنابر مصالح و مصادیق، طبق شرایع سابق یا شریعت اسلام عمل می کند.

شیوه ی قهرآمیز خاص
یکی از مباحث اساسی در قرآن برخوردتندی است که با قوم یهود شده است. در قرآن هیچ امتی به اندازه یهود مذمت نشده است. موارد بسیاری را قرآن نقل می کند که از غضب خداوند به این قوم حکایت می کند. این بحث از جهات مختلف قابل بررسی و تعمق است؛ زیرا گستردگی برخورد با یهود در قرآن مباحث بسیاری به همراه دارد. و ما اجمالا اط سه زاویه به این مسائل می نگریم:
الف)ویژگی های قوم یهود از دیدگاه قرآن
ب)برخی عذاب های خدا بر قوم یهود
ج)وظیفه ی مسلمانان در مقابل یهود

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  58  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله شیوه های خاص برخورد قران با یهود

دانلودمقاله عدالت و فضیلت آن

اختصاصی از فی لوو دانلودمقاله عدالت و فضیلت آن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 

و مخفی نماند که ضد ظلم به این معنی، عدالت به معنی اخص است؛ و آن عبارت است از باز داشتن خود از ستم به مردمان، و دفع ظلم دیگران به قدر امکان از ایشان . و نگاه داشتن هر کسی را برحق خود.
و همچنان که اشاره به آن شده، غالباً مراد از عدالتی که در اخبار و آیات ذکر می شود، این معنی است و شرافت این صفت از حیز وصف بیرون ، و فضیلت آن از حد شرح و بیان افزون است. تاجی است و هاج ، که تارک مبارک هر پادشاهی به آن مزین گشت، به منصب والای ظل اللهی سرافراز می گردد. و خلعتی است پر قیمت، که قامت هر سلطانی به آن آراسته شد، از میان همه خلایق به مرتبه جلیله عالم پناهی ممتاز می شود. و در ((دارالضرب)) عنایت پروردگار، این سکه مبارکه را به نام نامی هر نامداری زدند، تا قیام قیامت نام نیک او زینت بخش صفحه روزگار و در دفتر خانه ((مکرمت)) آفریدگار، این ((توقیع وقیع)) را به اسم ((سامی)) هر کامکاری رقم کردند، ابدالدهر ، اسم همایون او ((دره التاج)) تارک سلاطین ذوی الاقتدار است.
و چگونه شرافت صفتی را بیان توان نمود که انتظام نظام بنی نوع انسان که اشرف انواع ((اکوان)) است به آن منوط، و قوام سلسله هستی بنی آدم که افضل ابنای عالم است به آن مربوط. چه حضرت خداوند متعال، و پادشاه لم یزل و لایزال – عزشأنه و عظم سلطانه – چون به معماری قدرت کامله ، و سرکاری حکمت شامله، در ((مرز و بوم)) عالم امکان، شهرستان هستی را بنا نهاد، و به محصلی امر ((کن)) صحرانشینان بادیه عدم را به آنجا کوچانید، هر طایفه را در جهتی، و هر قومی را در محلی جای داد. و در محله بالا، هفت گنبد لاجوردی ((سموات سبع)) را افراشته، خیل افلاکیان را در آنجا مقام فرمود. و در محله سفلی، خانه هفت طبقه ارضین را بنا کرده، فرقه خاکیان را در آنجا سکنی داده؛ و به جهت بنی نوع انسان که با هر دو طایفه آشنا و مربوط و با هر دو فرقه منسوب و مخلوط است، محله وسطی را تعیین و در آنجا از ((عناصر اربع))، درهای چهار باغ گذارد صحن و ساحت ربع مسکون. و چهار جوی دریاچه ((سبعه ابحر)) را طرح ریخته، آدم ابوالبشر را با ایل و ((الوس)) به انجا فرستاد، و جمله مادیات را به خدمت ایشان امور ساخت. خورشید درخشان را به رتبه خوان سالاری سرافراز ، و ماه تابان را به مصنب مشعلداری ممتاز. ابر آزادی را راویه سقایی بر دوش نهاد، و بادبهاری را جاروب فراشی به دست داد.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
و این طایفه را چون جامه حیاتشان تار و پود شهوات بافته، و تار حیاتشان به رشته طول امل تافته است، و این معنی هر یکی را در تحصیل مراد به ارتکاب صد گونه فساد ((داعی)) و از تحریفشان از جاده مستقیم انصاف ((ساعی)) است، از این جهت ناپاکان بی باک را بر مال (عجزه)، چشم طمع باز، و اقویا را به گریبان ضعفا دست تعدی دراز می گردد. و به این سبب امر معیشت تباه و دست از دامن مقصود که تعمیر خانه آخرت است کوتاه می شود. لهذا ناچار است از سرکرده مطاعی ، و فرمانده لازم الاتباعی، که فقرا و زیردستان در کنف حمایتش از شر اشرار ایمن و محفوظ ، و سر سفره عدالتش از نعمت آسودگی بهره مند و محفوظ باشند.
و بنابراین، حضرت حکیم علی الاطلاق از غایت مرحمت و ((اشفاق)) بر خلق هر کشوری سروری ، و بر اهل هر دیاری سالاری گماشته، و سر رشته نظام مهام هر جماعتی را در کف کفایت صاحب دولتی گذاشته، که شب و روز با دیده محبت بیدار نگاهبان اوضاع روزگار بوده و نگذارد که دست تعدی ((جورکیشان))، گونه احوال درویشان را به ناخن ستم خراشد ، و زور بازوی زیردستی دست تعدی اهل

 

فساد، به تیشه بیداد، نخل مراد زیردستان را در هم تراشد.
پس سلاطین عدالت شعار، و ((خواقین معدلت آثار)) از جانب حضرت مالک الملک برای رفع ستم و پاسبانی عرض و مال اهل عالم معین گشته، از کافه خلایق ممتاز، و از این جهت به شرف خطاب ((ظل اللهی)) سرافراز گردیده اند؛ تا امر معاش و معاد زمره عباد در انتظام، و سلسله حیاتشان را قوام بوده باشد.
و از این جهت در آیات بسیار و اخبار بی شمار ، امر به عدل و داد و مدح و ترغیب بر آن شده؛ چنان که حضرت پروردگار –جل شانه – می فرماید:
(ان الله یامر بالعدل و الاحسان))؛ یعنی: ((به درستی که پروردگار امر می کند به عدالت و نیکویی یا یکدیگر کردن)).
و دیگر می فرماید: ((ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحمکوا بالعدل))؛ یعنی: (( به درستی که خدا امر می فرماید شما را که امانتهای مردم را به صاحبشان رد نمایید، و چون در میان مردم حکم کنید، به عدل وراستی حکم نمایید)).
و از حضرت فخر کائنات، مروری است که: عدالت کردن در یک ساعت بهتر است از عبادت هفتاد سال که جمیع روزهای آن روزه بدار، و همه شبهاب آن را با عبادت و طاعت احیا نماید. و نیز آن حضرت فرموده که: (( هر صاحب تسلطی داخل صبح شود و قصد ظلم با احدی نداشته باشد، حق – تعالی – جمیع گناهان او را می آمرزد)).
و از حضرت امیرالمونین (ع) مروی است که: ((هیچ ثوابی نزد خدای – تعالی – عظیم تر نیست از ثواب سلطانی که به صفت عادل موصوف ، و مردی که شیوه او نیکویی و معروف باشد)).
و از حضرت امام جعفر صادق (ع) مروی است که: ((عدالت در کام پادشاهی که شیرینی آن را یافته باشد از شهد و شکر شیرین تر، و در مشامش از مشک اذفر و عنبر خوشبوتر است)).
و نیز از آن سرور ماثور است که: (( پادشاه عدل، بی حساب داخل بهشت گردد).
گویند: (( یکی از سلاطین را شوق طواف خانه خدا و گزاردن حج بر خاطر غلبه کرد، عازم سفر حجاز گردید. چون ارکان دولت بر این داعیه مطلع گشته عرض کردند که: اگر با حشم و سپاه عزیمت این راه نمایید تهیه اسباب آن متعذر، و اگر مخفف توجه فرمایید خطر کلی متصور است. علاوه بر اینکه چون مملکت از جود پادشاه خالی گردد، انواع خلل در بنیان ملک حاصل گردد، و رعیت پایمال شوند.
سلطان گفت: چون این سفر میسر نمی شود چه کنم که ثواب حج دریابم؟ گفتند: در این ولایت عالمی هستند که سالها مجاور حرم بوده و ادراک سعادت چندین حج نموده، شاید ثواب حجی از او توان خرید. سلطان خود به نزد آن عالم رفته و فیض صحبت او را دریافته، اظهار مطلب نمود. عالم گفت: ثواب حجهای خود را به تو می فروشم. سلطان گفت: هر حجی به چند؟ گفت: ثواب هر قدمی که در آن زده ام به تمام دنیا. سلطان گفت: من زیاده از قدری اندک از دنیا ندارم و آن خود بهای یک قدم نمی شود؛ پس این سودا چگونه میسر می شود؟ عالم گفت: آسان است؛ ساعتی که در دیوان دادخواهی به عدالت پردازی، و کار بیچارگان سازی و در دیوان دادخواهی ثواب آن را به من ده تا من ثواب شسصت حج خود را به تو ارزانی دارم . و در این معامله هنوز من صرفه برده خواهم بود)).

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  35  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله عدالت و فضیلت آن