فی لوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی لوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله کامل درباره نقش مدیریت استراتژیکی در رشد اقتصادی مناطق

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله کامل درباره نقش مدیریت استراتژیکی در رشد اقتصادی مناطق دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره نقش مدیریت استراتژیکی در رشد اقتصادی مناطق


دانلود مقاله کامل درباره نقش مدیریت استراتژیکی در رشد اقتصادی مناطق

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :34

 

بخشی از متن مقاله

1- مقدمه :

همیشه پیشرفت اقتصادی منطقه ای به حفظ و افزایش درصد شغل ها ، محصولات ، تولیدات ناحیه ای و ثروت کمک کرده است سیاست ها و برنامه هایی که به منظور دستیابی به این اهداف ترتیب داده می شوند در ثبات و شکل گیری حرفه ، سختی و ملایمت سرمایه زیربنایی و سازماندهی مجدد آن تأکید دارد هیچ از یک از اینها تغییر پذیر نیستند اما یک تجدید سازمانی کیفی یا تغییر در تأثیر نمایان آن ضروری است به طرزی روزافزون تأکید و تأثیر بر ثبات شکل گیری و سیاستهای توسعه سرمایه بیشتر می شود و به همان میزان به لحاظ محرک و انگیزه در تحکیم قدرت ، سرمایه سخت زیربنایی کمتر می شود علی الخصوص سیاست توسعه اقتصادی مدرن و همزمان منطقه ای بر لزوم پیشرفت و نوآوری ، روابط سرمایه گذاری و صنعت تکنولوژی اتحاد جمعی به لحاظ تلاش به منظور حفظ و گسترش میزان رقابت در مسیر تحکیم و در نهایت حرفه ، بیشتر از سیاستهای زیربنایی جذب و جوانب ، اهمیت می دهد به آن معنا که یک تغییر اساسی و عمده از مدیریت استراتژیک مناطق و سیاستهای در برگیرند.(ACS etal.2002) باید صورت پذیرد.

یکی از مهمترین و جالبترین سؤالاتی که امروزه در رابطه با توسعه اقتصاد منطقه ای مطرح می باشد این است که چرا سیاست و برنامه ریزی مرتبط با آن در راستای بررسی مجدد اتحاد یکپارچه ، روابط سرمایه گذاری ، پیوستگی صنعتی صنعت تأثیرپذیر و تکنولوژیکی عمل می کند بخش ابتدایی این مقاله به بررسی این سؤال می پردازد سپس این سیاست جهت یابی فی الفور ، بحث و با نمونه هایی آشکار می شود و به این نقطه منتهی می شود که حداقل دو فاکتور اولیه وجود دارند که پیشرفت نتیجه بخش، امور سرمایه گذاری و ثبات سیاست توسعه شکل گیری را تحت تأثیر قرار خواهند داد مشتمل بر رهبری استراتژیکی توسعه اقتصاد منطقه ای و لزوم دستیابی به اطلاعات مفید و کاملتر به منظور برنامه ریزی و تصمیم گیری در این راستا می باشد یک خلاصه از تحلیل اخیر در ارتباط با هدایت و رهبری و نقش آن در توسعه اقتصادی منطقه به منظور پراهمیت ساختن پیوستگی بالقوه سیاست ارائه شده است چندین پاسخ جدید مورد بحث و بررسی در رابطه با ایجاد آگاهی و اطلاعات ضرورت دارند که فراهم آوری شده اند نتایج را می توانید در انتهای پروژه مشاهده کنید.

2- سیاست تغییر توسعه اقتصاد منطقه ای : دلایل (علتها)

(2001) William & Stimson ، (2001) 8 kulkarni (2002) Stoujh etal و دیگران دریافته اند که اوایل قرن 20 و اواخر قرن 21 شاهد بلوغ ناقص و زودرس یک تکنولوژی نمای جدید اول بصورت ترانزیستور ، سپس ریزپردازنده ، در همین روزهای پیشین انتشار اخیر با تکنولوژی روابطی ، اطلاعاتی (ICT) و زیربنای ارتباط از راه دور بوده است ICT اساساً دارای اطلاعات ذخیره و انتقال داده شد. مردمی به منظور آگاهی بخشیدن به تمام دنیا می باشد جهانی شدن ارتباط از راه دور در مسیر رشد و گسترش ICT تبادل و کنش متقابلی با احتمال خاصه های موارد بحرانی یا تقریباً رایگان ایجاد کرده است . (Andreteh 2001 , p.4) ، بنابراین ارزیابی دقیق و گسترده ICT این زمینه را فراهم می آورد که مردم به دنبال دستیابی به اطلاعات باشند و همه چیز را در عمل و حقیقت به نحوی که مقیاس آن در چندین سال پیش قابل تصور نبوده است تجربه کنند.

آگاهی همه جانبه و بهابخشیدن به نظریات علمی ، کشف و تشخیص مؤثر که فرصت ها را به دنبال دارد به خصوص ، شرکتها و مؤسسات به سرعت به دنبال تعیین و تشخیص عوامل متفاوت هزینه بودند و زمانیکه بحث پس انداز مطرح شد به عملیات اجرایی پرداختند این امر حداقل در پاسخ سیاسی سیستمیک را در این بخش از ناحیه ها به همراه داشت (2001 Audutseh) . مناطق ، هزینه های کمتری را به خود اختصاص می دهند اما کارگران کاآزموده به طرزی فزاینده ، عملیات تولیدی سنتی را جدا از کشورهایی با دستمزد بالا جذب می کنند (بطوریکه در چین هزینه های حاشیه ای تلاش و کار نزدیک به صفر است ) و هزینه کشورهایی با دستمزد بالاتر هر چه بیشتر جایگزین سرمایه گذاری ، زحمت و مشقت در راستای حفظ این امکانات می شود بنابراین توجهی برای رشد و گسترش اولیه مرحله جهانی شدن اقتصاد و پاسخهای منطقه ای مربوطه را پیشنهاد می کند.

همانطور که Audutseh  (4.p ، 2001) و دیگران اشاره دارند ، جهانی سازی یک اجبار شایع نمی باشد بلکه تنها در جهت بهبود و پیشرفت ICT تلاش می کند تغییر سیاسی در بخشهای دیگر جهان همچون اروپای مرکزی ، شرقی ، چین ، هند و ویتنام به تحکیم مناطق غیرقابل دسترس سابق منجر می شود بطوریکه (گسترش و توسعه) امکانپذیر شد و دسترسی را با کمترین هزینه مقدور ساخت اما کار و زحمت واجد شرایط(مشروط) را افزایش داد.

پاسخ به دستمزد بالای کشورهای توسعه یافته ، دو شکل پیدا کرد یکی شتاب و عجله برای جایگزینی سرمایه ، یعنی به خصوص تکنولوژی جانشین برای کار و تلاش در جهت حفظ حداکثر تولیدات سنتی و فعالیتهای تولید و ساخت بود البته ، این امر در بعضی از مشاغل ضرر و زیان ایجاد می کند اما نه در عملیات در حال اجرا و ؟ .

مگر اینکه تفاوتهای جهانی حقوق بیشتر از جایگزینی سرمایه که تنها بصورت مقطعی مؤثر هستند بسیار زیاد باشد این روند تنها یک توجه و نگرانی مقدماتی پشت نمایش های اخیر wto می باشد.

یک پاسخ نسبی در برگیرنده ، فعالیت در حال تغییر اقتصاد در حقوق های بالا و صنایع کارمندی بالاتر می باشد به معنای تغییر روند ثبات و شکل گیری شغل در فشردگی تکنولوژی یا صنایع معرفتی است بنابراین ، دلیل تصویب افزایش یک ثبات در اتحاد ، یکپارچگی و سیاست سرمایه گذاری جهت یافته می باشد.

در نتیجه ، ICT و جهانی سازی کشورها با دستمزدهای بالا و مناطقی برای تمرکز سیاست توسعه اقتصادی ، در جهت ایجاد حتی مشاغلی با دستمزد بالا پیش می رود و حفظ محیطی که از طریق نوآوری و فعالیتهای کاملاً تکنولوژیکی به رقابت دست می یابند . یعنی اینکه در کجا و به چه لحاظ کشورهای توسعه یافته با حقوق بالا دارای امتیاز قیاسی می باشند.

بحث کلی در شکل 1 و2 جایی که تکنولوژی پیشروی می کند را به تصویر کشیده است (علی الخصوص ICT) بطوریکه برای سهیم شدن اولیه در جهت دستیابی به اطلاعات یا کاهش میزان آگاهی از محیط خارج دیده شده است قیمت فاکتور یا مابه التفاوت هزینه را منتج می شود و در عوض تجارت و منطقه دور از کرانه از کشورهای توسعه یافته را افزایش می دهد .

تغییرات سیاسی و اجتماعی در اروپای مرکزی و شرقی و در آسیای جنوبی و شرقی (چین ، هند و ویتنام) خطر سرمایه گذاری در این نواحی را کاهش می دهد این روند باعث کاهش میانگین و به خصوص هزینه های عامل حاشیه ای در انواع بسیاری از تولیدات و ساختها می شود چرا که شمار گستردگی هزینه پائین و کارگران کارآزموده قابل دسترس می باشد بنابراین تعدد موضع گیریها افزایش می یابد و بیشتر کشورهای توسعه یافته تنها با دو استراتژی ناچیز باقی می مانند ساخت ماشین آلات داخلی سرمایه گذاری بیشتری را می طلبد ، سرمایه در ایجاد درآمد بالا و صنایع کارمندی بیشتر نقش دارد در دومی استراتژیها مورد پیگیری قرار گرفته اند بررسی و تمرکز کلی در انتهای این مقاله می باشد.

رویارویی با دورنمای رقابتی که پیشتر بدان اشاره شده است مناطق در بخش وسیعی پذیرفته شده اند و سیاستهای یکپارچه شکل گرفته و توسعه یافته را تصویب می کنند تئوری (شام پیتر 1942، 1936 ، کرزنر 1973) و تجربه (؟ 1979) درباره مقوله اکثریت مشاغل جدید که در کمپانیهای کوچک و شروع خطر و ریسکهای مربوطه ایجاد شده اند به بحث می نشینند.

در حالیکه در این رابطه ، مجادله و اختلاف نظرهایی وجود دارد (هریسون 1996) ، سخت است که برخلاف شواهدی که حاکی از میزان سرمایه بالا می باشندبه بحث نشست ، یعنی ، ریسک های جدید ، رشد و گسترش مشاغل در مناطق فوق العاده تکنولوژیکی وقتی اتفاق می افتد (آرمینگتون و آسهای 2002) که درصد بالایی از رشد و پیشرفت دیگری برای جلب توجه بیشتر را فراهم می آورد بطوریکه بر سیاستهای ریسک پذیر اتحاد و یکپارچگی تمرکز می کند.

3- تغییر سیاست توسعه یافته اقتصاد منطقه ای : برخی از ابزارهای سیاستی.

با وجود تأکید بر استراتژی کلی ثبات شکل گیری ، تنوع ابزارهای جدید سیاستی و روشهای دیگری را که در جهت تکمیل و انجام این امور تأیید شده اند یک روش برای خلاصه کردن این ابزار توسط اسیلر و ویکلین 1990) که اخیراً ضرورتهای در حال تغییر را تشخیص می دهند پیشنهاد شده است آنها این مجموعه از ابزار را بصورت یک تقسیم تناوبی پیوسته از عوامل زیربنایی تنظیم شده توصیف می کنند مطابق با ارزیابی بالا ، آنها درباره رشد و گسترش اقتصاد و نوآوری ای که حاصل پیشرفت روزافزون و تلاشهای مکرر اقتصادی تکنولوژیکی می باشد به بحث و گفتگو می پردازند دیدگاه آنها با یک فرضیه شروع می شود مبنی بر اینکه تکنولوژی ای که فعالیتهای اقتصادی را نشان کرده است واسطه ای و عمومیت یافته می باشد.

چهار عنصر اصلی از این مدلها وجود دارد :توانایی ، تکنولوژی ، سرمایه گذاری و آگاهی( شکل 3) ، اینها هر کدام در مجموعه هایی از شرایط محیطی که در شکل 4 به تصویر کشیده شده اند بنا نهاده شده اند در عوض تحت فرضهای سیاسی عامه و خاص و ابزارهای دیگر (شکل 5) قابل دیدن می باشند این تقسیم به سختی در جهت عناصر زیربنایی و سیاستهایی که وابسته به پیشرفت و رشد فوق العاده صنایع می باشند قابل تحمل می باشند همینطور ، از مدلهای نامبرده می توان در جهت تشخیص گزینه های سیاسی در نوآوری عملیاتی و سرمایه گذاری و سیاستهای شکل گیری بهره گرفت و همچنین می توان از آنها در جهت ارزیابی و بررسی وقفه ایجاد شده در شرایط تولیدی استفاده کرد.


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره نقش مدیریت استراتژیکی در رشد اقتصادی مناطق

دانلود تحقیق نقش مدیریت استراتژیکی در رشد اقتصادی مناطق

اختصاصی از فی لوو دانلود تحقیق نقش مدیریت استراتژیکی در رشد اقتصادی مناطق دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق نقش مدیریت استراتژیکی در رشد اقتصادی مناطق


دانلود تحقیق نقش مدیریت استراتژیکی در رشد اقتصادی مناطق

مقدمه :
همیشه پیشرفت اقتصادی منطقه ای به حفظ و افزایش درصد شغل ها ، محصولات ، تولیدات ناحیه ای و ثروت کمک کرده است سیاست ها و برنامه هایی که به منظور دستیابی به این اهداف ترتیب داده می شوند در ثبات و شکل گیری حرفه ، سختی و ملایمت سرمایه زیربنایی و سازماندهی مجدد آن تأکید دارد هیچ از یک از اینها تغییر پذیر نیستند اما یک تجدید سازمانی کیفی یا تغییر در تأثیر نمایان آن ضروری است به طرزی روزافزون تأکید و تأثیر بر ثبات شکل گیری و سیاستهای توسعه سرمایه بیشتر می شود و به همان میزان به لحاظ محرک و انگیزه در تحکیم قدرت ، سرمایه سخت زیربنایی کمتر می شود علی الخصوص سیاست توسعه اقتصادی مدرن و همزمان منطقه ای بر لزوم پیشرفت و نوآوری ، روابط سرمایه گذاری و صنعت تکنولوژی اتحاد جمعی به لحاظ تلاش به منظور حفظ و گسترش میزان رقابت در مسیر تحکیم و در نهایت حرفه ، بیشتر از سیاستهای زیربنایی جذب و جوانب ، اهمیت می دهد به آن معنا که یک تغییر اساسی و عمده از مدیریت استراتژیک مناطق و سیاستهای در برگیرند.(ACS etal.2002) باید صورت پذیرد.
یکی از مهمترین و جالبترین سؤالاتی که امروزه در رابطه با توسعه اقتصاد منطقه ای مطرح می باشد این است که چرا سیاست و برنامه ریزی مرتبط با آن در راستای بررسی مجدد اتحاد یکپارچه ، روابط سرمایه گذاری ، پیوستگی صنعتی صنعت تأثیرپذیر و تکنولوژیکی عمل می کند بخش ابتدایی این مقاله به بررسی این سؤال می پردازد سپس این سیاست جهت یابی فی الفور ، بحث و با نمونه هایی آشکار می شود و به این نقطه منتهی می شود که حداقل دو فاکتور اولیه وجود دارند که پیشرفت نتیجه بخش، امور سرمایه گذاری و ثبات سیاست توسعه شکل گیری را تحت تأثیر قرار خواهند داد مشتمل بر رهبری استراتژیکی توسعه اقتصاد منطقه ای و لزوم دستیابی به اطلاعات مفید و کاملتر به منظور برنامه ریزی و تصمیم گیری در این راستا می باشد یک خلاصه از تحلیل اخیر در ارتباط با هدایت و رهبری و نقش آن در توسعه اقتصادی منطقه به منظور پراهمیت ساختن پیوستگی بالقوه سیاست ارائه شده است چندین پاسخ جدید مورد بحث و بررسی در رابطه با ایجاد آگاهی و اطلاعات ضرورت دارند که فراهم آوری شده اند نتایج را می توانید در انتهای پروژه مشاهده کنید.
2- سیاست تغییر توسعه اقتصاد منطقه ای : دلایل (علتها)
(2001) William & Stimson ، (2001) 8 kulkarni (2002) Stoujh etal و دیگران دریافته اند که اوایل قرن 20 و اواخر قرن 21 شاهد بلوغ ناقص و زودرس یک تکنولوژی نمای جدید اول بصورت ترانزیستور ، سپس ریزپردازنده ، در همین روزهای پیشین انتشار اخیر با تکنولوژی روابطی ، اطلاعاتی (ICT) و زیربنای ارتباط از راه دور بوده است ICT اساساً دارای اطلاعات ذخیره و انتقال داده شد. مردمی به منظور آگاهی بخشیدن به تمام دنیا می باشد جهانی شدن ارتباط از راه دور در مسیر رشد و گسترش ICT تبادل و کنش متقابلی با احتمال خاصه های موارد بحرانی یا تقریباً رایگان ایجاد کرده است . (Andreteh 2001 , p.4) ، بنابراین ارزیابی دقیق و گسترده ICT این زمینه را فراهم می آورد که مردم به دنبال دستیابی به اطلاعات باشند و همه چیز را در عمل و حقیقت به نحوی که مقیاس آن در چندین سال پیش قابل تصور نبوده است تجربه کنند.
آگاهی همه جانبه و بهابخشیدن به نظریات علمی ، کشف و تشخیص مؤثر که فرصت ها را به دنبال دارد به خصوص ، شرکتها و مؤسسات به سرعت به دنبال تعیین و تشخیص عوامل متفاوت هزینه بودند و زمانیکه بحث پس انداز مطرح شد به عملیات اجرایی پرداختند این امر حداقل در پاسخ سیاسی سیستمیک را در این بخش از ناحیه ها به همراه داشت (2001 Audutseh) . مناطق ، هزینه های کمتری را به خود اختصاص می دهند اما کارگران کاآزموده به طرزی فزاینده ، عملیات تولیدی سنتی را جدا از کشورهایی با دستمزد بالا جذب می کنند (بطوریکه در چین هزینه های حاشیه ای تلاش و کار نزدیک به صفر است ) و هزینه کشورهایی با دستمزد بالاتر هر چه بیشتر جایگزین سرمایه گذاری ، زحمت و مشقت در راستای حفظ این امکانات می شود بنابراین توجهی برای رشد و گسترش اولیه مرحله جهانی شدن اقتصاد و پاسخهای منطقه ای مربوطه را پیشنهاد می کند.
همانطور که Audutseh  (4.p ، 2001) و دیگران اشاره دارند ، جهانی سازی یک اجبار شایع نمی باشد بلکه تنها در جهت بهبود و پیشرفت ICT تلاش می کند تغییر سیاسی در بخشهای دیگر جهان همچون اروپای مرکزی ، شرقی ، چین ، هند و ویتنام به تحکیم مناطق غیرقابل دسترس سابق منجر می شود بطوریکه (گسترش و توسعه) امکانپذیر شد و دسترسی را با کمترین هزینه مقدور ساخت اما کار و زحمت واجد شرایط(مشروط) را افزایش داد.
پاسخ به دستمزد بالای کشورهای توسعه یافته ، دو شکل پیدا کرد یکی شتاب و عجله برای جایگزینی سرمایه ، یعنی به خصوص تکنولوژی جانشین برای کار و تلاش در جهت حفظ حداکثر تولیدات سنتی و فعالیتهای تولید و ساخت بود البته ، این امر در بعضی از مشاغل ضرر و زیان ایجاد می کند اما نه در عملیات در حال اجرا و ؟ .
مگر اینکه تفاوتهای جهانی حقوق بیشتر از جایگزینی سرمایه که تنها بصورت مقطعی مؤثر هستند بسیار زیاد باشد این روند تنها یک توجه و نگرانی مقدماتی پشت نمایش های اخیر wto می باشد.
یک پاسخ نسبی در برگیرنده ، فعالیت در حال تغییر اقتصاد در حقوق های بالا و صنایع کارمندی بالاتر می باشد به معنای تغییر روند ثبات و شکل گیری شغل در فشردگی تکنولوژی یا صنایع معرفتی است بنابراین ، دلیل تصویب افزایش یک ثبات در اتحاد ، یکپارچگی و سیاست سرمایه گذاری جهت یافته می باشد.
در نتیجه ، ICT و جهانی سازی کشورها با دستمزدهای بالا و مناطقی برای تمرکز سیاست توسعه اقتصادی ، در جهت ایجاد حتی مشاغلی با دستمزد بالا پیش می رود و حفظ محیطی که از طریق نوآوری و فعالیتهای کاملاً تکنولوژیکی به رقابت دست می یابند . یعنی اینکه در کجا و به چه لحاظ کشورهای توسعه یافته با حقوق بالا دارای امتیاز قیاسی می باشند.
بحث کلی در شکل 1 و2 جایی که تکنولوژی پیشروی می کند را به تصویر کشیده است (علی الخصوص ICT) بطوریکه برای سهیم شدن اولیه در جهت دستیابی به اطلاعات یا کاهش میزان آگاهی از محیط خارج دیده شده است قیمت فاکتور یا مابه التفاوت هزینه را منتج می شود و در عوض تجارت و منطقه دور از کرانه از کشورهای توسعه یافته را افزایش می دهد .

 

 

شامل 34 صفحه word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق نقش مدیریت استراتژیکی در رشد اقتصادی مناطق

کاربرد استراتژیکی بکارگیری تابع کیفیت QFD(Quality function deployment) در صنعت راه‌ و ساختمان و عمران

اختصاصی از فی لوو کاربرد استراتژیکی بکارگیری تابع کیفیت QFD(Quality function deployment) در صنعت راه‌ و ساختمان و عمران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

کاربرد استراتژیکی بکارگیری تابع کیفیت QFD(Quality function deployment) در صنعت راه‌ و ساختمان و عمران


 کاربرد استراتژیکی  بکارگیری تابع کیفیت  QFD(Quality function deployment) در صنعت راه‌ و ساختمان و عمران

 

  فرمت فایل : word(قابل ویرایش)تعداد صفحات29

 

در این مقاله، تلاش برای بررسی قابلیت کاربرد QFD بعنوان ابزار استراتژیکی تصمیم‌گیری بعد از مرحله ساخت و ساز پروژه مسکونی برای تعیین بهترین استراتژی بازاریابی، ایجاد قیاس بین عملکردهای رقبای گوناگون و انتقال تجربه حاصل از پروژه کنون به پروژه‌های بعدی صورت گرفته است. بدین منظور/ تیم QFD برای جمع‌آوری و تأیید توقعات شرح پروژه نمونه تشکیل شده است که پروژه ساختمانی بلند واقع در آنکارا، ترکیه بوده است.
یافته‌های مورد پژوهش نشان دادند که QFD بطور موفق آمیز در پروژه‌های مسکن بعنوان ابزار استراتژیکی جهت آسان کردن تصمیمات بازاریابی بکار رفته است. به عنوان نتیجه بررسی وسیع مقوله و مشاهدات مورد پژوهش، مقاله به محدودیتها و نقاط ضعف در روش تحقیق QFD اشاره می‌کند. واژه عوامل موفقیت مهمی برای بهبود عملکرد روش تحقیق QFD در پروژه‌های راه و ساختمان توصیه شده است.
Case study: QFD application in a hovsing project : کاربرد QFD در پروژه مسکن مورد پژوهش شیوه کار QFD صوت گرفته توسط شرکت ساختمانی متوسط، بزرگ دست اندرکار در بخش مسکن را پوشش می‌دهد. شرکت که نام آن بعلت دلایل محرمانه محفوظ می‌ماند، سازنده با تجربه‌ای است که مجتمع‌های مسکونی بیشماری را در منطقه Ankava (آنکارا) ساخته است. در زمان بکارگیری QFD در این شرکت، مرحله ساختمانی مجتمع مسکونی بزرگی تمام شده است. و شرکت سعی داشت استراتژی بازاریابی مؤثری را برای فروش واحدها تدوین نماید. کل مجتمع مسکونی بلند 23000 مترمربع بود که 1/388 متر مربع برای تسهیلات سالن اجتماعات و واحدهای مسکون استفاده شده است. بقیه محدوده برای اهداف تفریحی در نظر گرفته شده است اهداف بکارگیری QFD بدین قرار مشخص گردیده است:
1- تعیین استراتژی بازاریابی با شناسایی توقعات گروههای مشتری مورد نظر و مقایسه نقاط قوت و ضعف مجتمع مسکونی با آن موارد در پروژه‌های مسکن دیگر موجود در بازار
2- بکارگیری یافته‌های مربوط به QFD کنونی بری تسهیل تصمیم‌گیری در پروژه‌های بعدی
3- تدوین رویکرد سیستماتیکی که تصمیم‌گیرنده را در تمام مراحل زنجیره با ارزش ساختمانی شامل تحلیل سهولت و طراحی راهنمایی می‌کند، شرکت از روش QFDمطلع نبوده و آنرا در هیچ یک از پروژه‌های مسکن قبلی خود بکار نبرده است.
QFD مراحل زیادی برای دنبال کردن دارد که همگی برای تشکیل خانه با ماتریس‌‌های کیفیت HOQ در ارتباط هستند. ماتریس HOQ همانطور که از نام آن پیداست ظاهری شبیه خانه دارد. الحاق ماتریس‌های فرعی بکار رفته برای افزایش رضایت مشتری با ایجاد پروژه ها، محصولات تقاضا شده توسط مشتریان است بخش‌های تشکیل دهنده ماتریس HOQ بدین قرارند.

 


دانلود با لینک مستقیم


کاربرد استراتژیکی بکارگیری تابع کیفیت QFD(Quality function deployment) در صنعت راه‌ و ساختمان و عمران

میرزا حسین خان سپهسالارقزوینی

اختصاصی از فی لوو میرزا حسین خان سپهسالارقزوینی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

میرزا حسین خان سپهسالارقزوینی


میرزا حسین خان سپهسالارقزوینی

تاریخ روابط خارجی ایران به معنای واقعی آن، از زمان سلطنت  قاجاریه آغاز می‌شود .گرچه قبل از آن افراد وفرستادگانی از جانب دول اروپایی به ایران آمد وشد می کردند، اما از اوائل سلطنت قاجاریه است که دول اروپایی به اهمیت استراتژیکی ایران پی بردند وایران وارد عرصه سیاست بین المللی شد. لذا بررسی دیپلماسی ایران ، ارتباط تنگاتنگی به شناخت چگونگی فعالیتها و اقدامات صورت گرفته در طول حکومت قاجار دارد.و همانا برای سلسله قاجاریه دوره سلطنت ناصرالدین شاه نقطه اوج آن است و حوادث و وقایع پیرامونی این زمان حساسیت آن را افزایش داده است تحولات جهانی و رقابت قدرتهای بزرگ بین المللی از قبیل روس و انگلیس و تا حدی فرانسه که تاثیر مهمی در داخل ایران داشته از آن جمله می‌باشدکه هر لحظه موجبات تغییر تصمیمات داخلی را فراهم می‌کرد و استقلال ایران را به خطر می‌انداخت. از دیگر مسائلی که سلطنت پنجاه ساله ناصرالدین شاه را جلوه خاصی می‌دهد آشنایی هرچه بیشتر ایرانیان با تمدن مغرب زمین است که پیامد آن پیدا شدن لغات و واژه‌های جدید چون آزادی، قانون، حکومت مشروطه و غیره بود و این امر جز با تلاش برخی از افراد صاحب نفوذ تحصیل کرده در غرب امکان پذیر نبود.

 

این فایل دارای 18 صفحه می باشد.


دانلود با لینک مستقیم


میرزا حسین خان سپهسالارقزوینی

دانلود مقاله نقش تکنولوژی اطلاعات در روابط استراتژیکی خریدار-فرشنده

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله نقش تکنولوژی اطلاعات در روابط استراتژیکی خریدار-فرشنده دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

حانو ماکونن، ووری مروی

 

چکیده
تکنولوژی اطلاعات (IT) مدتها بعنوان جزء لاینفکی از تبادل تجاری میان سازمانی شناخته شده است. البته تحقیقات دقیق بر روی دیدگاه شرکت مرکزی تأکید دارند و بر روی مسائل عملیاتی تمرکز دارند و IT و روابط تجاری را جدا از هم می بینند. ما از طریق یک مطالعه موردی کمی دوتایی، این را تعریف میکنیم که با توجه به عناصر مختلف روابط استراتژیکی خریدار-فروشنده و رفتارهای مدیریتی و عملیاتی عاملان، IT در چه جایگاهی قرار دارد. این مطالعه نقش IT را با توجه به لایه های ساختاری، عملکردی و مدیریتی روابط تعریف میکند و نشان میدهد که IT چطور میتواند یک عنصر قوی باشد که توسط آن فعالیت های مدیریتی روابط انجام می شوند تا هماهنگی و کارایی روابط افزایش یابد. این مطالعه زمینه ای را برای تحقیقات کمی و کیفی آماده میکند تا درک کلی از IT را در رابطه با ساختارها و فرآیند ها در زمینه های میان سازمانی شبکه ها و روابط تجاری افزایش دهد.
کلمات کلیدی: سیستم های میان-سازمانی، تکنولوژی اطلاعات، سیستم های اطلاعاتی، روابط تجاری، روابط خریدار-فروشنده

 

1- مقدمه
تبادلات میان سازمانی بصورت رو به رشدی در روابط میان سازمانی بلند مدت انجام می شوند. تحول بسوی شکل های اشتراکی عملیات، نقش IT را در روابط تجاری تغییر میدهد. درحالیکه پیشنهاد شده است که تکنولوژی ممکن است روابط تجاری را غیرشخصی سازد و مدیریت آنها را پیچیده تر کند، با اینحال تکنولوژی اطلاعاتی مانند درگاه های مشترک، پایگاه ها و سیستم های مدیریت زنجیره تأمین (SCM) فرصت هایی را برای همکاری بیشتر فراهم می سازد. دامنه SCM تا حد زیادی دیدگاه مشترک را نشان میدهد و IT بعنوان مثال بصورت "سیستم عصبی برای مدیریت زنجیره تأمین" توصیف شده است. بعلاوه، اثبات شده است که تنظیم IT بین شرکای زنجیره تأمین با پاسخگویی بیشتر بازار فروش، ایجاد ارزش مشتری و مزیت رقابتی برای شرکت ها مرتبط است.
مقالات SCM نقش مهمی از سیستم های IT را در ممکن سازی فعالیت های اشتراکی در زمینه های معاملات الکترونیکی، کنترل هزینه وکیفیت، برنامه ریزی تأمین، و پیش بینی تقاضا نشان داده اند. این نقش ترکیبی IT در دسترس پذیری، قابلیت رؤیت و مدیریت اطلاعات؛ اجرا و مدیریت معاملات مؤثر؛ تصمیم گیری وبرنامه ریزی؛ و همکاری و کار اشتراکی دیده می شود. البته این مقالات بیشتر بر روی دیدگاه شرکت مرکزی با تمرکز بر مسائل عملیاتی محصولات و جریان اطلاعات تأکید دارند. در نتیجه، این سوال که با توجه به عناصر دیگر روابط و شبکه های تأمین و مدیریت استراتژیکی آنها، IT چه جایگاهی دارد، بدون پاسخ باقی می ماند. بعبارت دیگر، بخش اصلی از تحقیقات قبلی IT و سیستم های مربوطه را بصورت نهادهای عملیاتی در نظر می گیرند، نه بصورت مؤلفه های ترکیب شده با ساختارها و فرآیند های ایجاد ارزش در روابط و مدیریت استراتژیکی آن بین طرفین.
بنابراین هدف این مطالعه اینست که موقعیت IT میان سازمانی را با توجه به ساختارها و فرآیند های روابط استراتژیکی و بلند مدت خریدار-فروشنده برای تعریف کردن نقش آن، تعیین کند. با بیان کردن تعریف IT بصورت "همه شکل های تکنولوژی که برای ایجاد، بدست آوردن، تغییر، ارتباط، تبادل، معرفی و استفاده از اطلاعات به شکل های مختلف آن، مورد استفاده قرار می گیرند" ، ما بر روی عناصری از IT تمرکز میکنیم که با سازمان های مربوطه و روابط متقابل خریدار-فورشنده آنها مرتبط هستند.
راهکار تئوری این مطالعه – که در فصل 2 توضیح داده شده است – به روابط متقابل و راهکارهای شبکه ای، و بحث های اخیر در مورد بازاریابی خدمات و منطق سلطه-خدمات توجه دارد. این مطالعه از روش تحقیق موردی کیفی (که در فصل 3 توصیف شده است) برای اتخاذ یک دیدگاه دوتایی در مورد دو رابطه استراتژیکی خریدار-فروشنده ایجاد شده توسط IT استفاده میکند. در فصل 4 تحلیل موردی را معرفی میکنیم که اساسی برای بحث و نتیجه گیری در مورد IT میان سازمانی تعیین جایگاه شده با توجه به عناصر روابط در فصل 5 ایجاد میکند.
2- راهکار تئوری
2.1 چارچوب تئوری
راهکار تئوری این مقاله بر اساس اثرات متقابل و راهکار شبکه گروه IMP با ادغام ایده های یکپارچه سازی منابع در بحث های اخیر در مورد بازاریابی خدمات و منطق سلطه-خدمات (SDL) است. درحالیکه راهکار IMP بر اساس اثرات متقابل و وابستگی های متقابل بین عاملان است، SCM و بحث های مربوط به آن بر روی یکپارچه سازی منابع و ایجاد همزمان ارزش بین عاملان تأکید دارند. در سطح ساده تری از تحلیل، راهکارهای خدماتی بیشتر بر روی حوزه عملکرد تأکید دارند و بنابراین دیدگاه یکپارچه سازی بیشتر فرآیند بین عاملان نسبت به راهکار IMP را اتخاذ می کنند. البته در مقایسه با راهکار IMP، که بیشتر بر روی اثرات متقابل بین حوزه ساختاری روابط و شبکه ها و روابط متقابل تأکید دارد، راهکارهای خدماتی از لحاظ بررسی خصوصیات محتوایی که یکپارچگی فرآیند را شکل میدهد ناقص هستند. بعبارت دیگر، مطابق راهکار IMP، روابط متقابل بین عاملان با توجه به عناصر ساختاری مانند وابستگی متقابل، تجربه های قبلی، و انتظارات جاری مطالعه می گردد که روابط بلند مدت و شبکه های تجاری را در مؤسسه ها وارد می سازند. این تفاوت های بین راهکارهای تئوری در اینجا بعنوان عناصر تکمیلی در نظر گرفته می شوند و برای ایجاد چارچوب تحقیقاتی نشان داده شده در شکل مورد استفاده قرار می گیرند.
شکل 1 یک چارچوب ترکیبی را نشان میدهد که از مطالعه ما از لحاظ نقش IT در روابط خریدار-فروشنده پشتیبانی میکند. برای اهداف تحلیلی، روابط تجاری به لایه های عملکردی، ساختاری و مدیریتی تجزیه می گردد. بخش های بعدی این مقاله محتوا و روابط متقابل لایه های توصیف شده را بیان میکنند.
2.2 لایه های عملکردی و ساختاری روابط
لایه عملکردی در یک رابطه کانونی شامل تبادل تجاری دوتایی است که فعالیت های ایجاد ارزش سازمانی که در روابط کانونی فعال می گردند، و فرآیند هایی که پیشنهادات را تشکیل میدهند را نشان میدهد. ایده بیان شده در اینجا اینست که فرآیند های ایجاد ارزش (که در اینجا بصورت سنتی بکار برده شده است) که اساساً هستی یک سازمان را تأیید میکنند و مربوط به همه اعمال، رخدادها و فعالیت هایی هستند که در آنها، سازمان ورودی ها مختلف را به خروجی تبدیل میکند، هسته سازمان های فروشنده و خریدار هستند. این خروجی ها با طرف دیگر در روابط از طریق جریان اعمال، عملکردها و حوادث مرتبط معاوضه می گردند.
زیرساخت روابط نیز حیطه هایی از ساختارهای سازمانی طرفین را نشان میدهد که در روابط کانونی فعال می گردند و از فرآیند های مشترک پشتیبانی میکنند. ساختار سازمان مربوط به منابع و صلاحیت های فرآیند ایجاد ارزش هر دو سازمان است. زیرساخت روابط شامل پیوندهای اجتماعی و فنی است. پیوندهای اجتماعی مربوط به ساختارهای حسی-شناختی هستند که تحت تأثیر انتظارات و تاریخچه روابط قرار می گیرند. مفاهیمی مانند جاذبه، اعتماد، و تعهد، پیوندهای اجتماعی را نشان میدهند. پیوندهای فنی نیز شامل پیوند فعالیت ها و ارتباط منابع هستند که ممکن است روندی (یعنی تکنیک های ارتباطی از پیش تعیین شده)، تکنولوژیکی (یعنی سیستم های اطلاعاتی)، یا قانونی (یعنی قراردادها) باشند.
پیوندهای اجتماعی و فنی با هم زمینه و ساختاری را ایجاد میکنند که تبادل تجارت بین طرفین را کنترل میکنند. این مسئله بصورت معکوس هم عمل میکند، چون تبادل تجاری می تواند پیوندهای اجتماعی را قوی تر کند یا آنرا تضعیف کند، و همچنین بر روی فعالیت های اتخاذ و هماهنگی تأثیر بگذارد که بر روی پیوندهای فنی تأثیرگذار هستند. البته تبادل تجاری و محیط اجتماعی و فنی با گذشت زمان توسعه همزمان را نشان میدهند.

شکل 1 – چارچوب تئوری

 

2.3 لایه مدیریتی: ایجاد تعادل بین لایه های ساختاری و عملکردی
اثرات متقابل بین زیرساخت روابط و فرآیند تبادل، نتایج روابط را تعریف می کند. سازگاری (یعنی تغییرات در عناصر روابط تجاری که مربوط به فرآیند تبادل هستند) و هماهنگی (یعنی تقسیم بندی کار بین عاملان) مربوط به فعالیت های مدیریتی سطح-روابط می باشد. هدف سازگاری و هماهنگی اینست که همنواختی را در روابط کانونی افزایش دهند و نتایج آنرا را بهتر سازند. بعبارت دیگر، آنها تناسب بین زیرساخت روابط و فرآیند تبادل را افزایش میدهند. در حالیکه اهداف سازمانی، فعالیت های سازگاری وهماهنگی را بر حسب آنچه کنترل میکنند که سازمان می خواهد که با توجه به روابط، اهداف فردی خریدار و فروشنده آنها را انجام دهد و اهداف متقابل را برای راهنمایی مسیر روابط شکل دهد.
پتانسیل یک عامل منفرد برای تأثیر گذاشتن بر روی فعالیت های سازگاری و هماهنگی ، یا در مدیریت کلی یک رابطه در یک شبکه، محدودتر می گردد. بنابراین تأثیر مستقیم بر روی لایه های عملکردی و ساختاری – که وابستگی های متقابل میان سازمانی و مجموعه روابط متقابل قبلی را نشان میدهند – ممکن است در کوتاه مدت محدود گردد. این بدین خاطر است که فعالیت های سازگاری و هماهنگی : 1) دارای اثرات متقابلی با اهداف سازمان و اهداف تعیین شده برای روابط هستند و 2) مربوط به روابط متقابلی هستند که با گذشت زمان رخ میدهند و انتظارات و تعبیر هر دو طرف را بر حسب روابط متقابل نشان میدهند که در یک شبکه تجاری گسترده تر قرار دارد و بنابراین اثرات مستقیم و غیرمستقیم را بر روی روابط ایجاد میکند. از این لحاظ، فعالیت های سازگاری و هماهنگی فقط مربوط به تصمیمات فوری یا رخدادهای متقابل با همه اطلاعات عینی و مربوطه نیستند. بلکه آنها در مسیری از کنش ها و واکنش های مرتبط رخ میدهند که توسعه روابط و شرکت ها، و تفاهمات مربوطه و تعبیر های طرفین را نشان میدهند.
بطور خلاصه، چارچوب ترسیم شده در شکل 1 سازمان های خریدار و فروشنده را بعنوان واحدهای فعالیت وابسته به هم در نظر می گیرد، که حدود آن در فعالیت های ایجاد ارزش قرار دارد که انجام میدهند. روابط بین سازمان ها، یکپارچه سازی فعالیت های ایجاد ارزش را از طریق تبادل تجارت ممکن می سازد. این تبادل میان سازمانی تحت تأثیر ساختارهای سازمانی، فرآیند های مدیریتی، و فرآیند های ایجاد ارزش هر دو سازمان، و همچنین فعالیت های سازگاری و هماهنگی روابط تجاری، و زیرساخت روابط قرار می گیرد.
3- روش ها
3.1 راهکار مطالعه موردی و انتخاب موردی
مطالعه موردی، بعنوان یک استراتژی تحقیقاتی تناسب خاصی با هدف فراهم سازی درک زمینه ای از یک پدیده ادغام شده در محتوای آن دارد، که شبیه موقعیت بیان شده در این مطالعه است. هدف این مطالعه بجای دیدگاه ها، ماغیرها، مقیاس ها، و ابعاد مجزا، درک جامع تری از نقش IT در گروه خریدار-فروشنده است. این مطالعه دو رابطه را بررسی می کند، که شامل دو شرکت خریدار و دو شرکت فروشنده است. سطح تحلیل ما، گروه دوتایی خریدار-فروشنده است. موارد بر اساس نمونه برداری هدفمند انتخاب شدند، که بموجب آن، هر مورد بعنوان یک فرصت خاص و بی نظیر برای شناسایی ویژگی های جدید پدیده تحقیقاتی برای آسان سازی درک آن در نظر گرفته می شود. بنابراین تمرکز آن کمتر بر روی خود موارد است و بیشتر بر روی فرصت هایی برای استفاده از آنها است تا اهداف تئوری ساده تری را انجام دهند. شرکت های خریدار بر اساس مشارکت شان در یک پروژه چند-شرکتی با سرمایه گذاری دولتی مربوط به تکنیک های خرید موثر شناسایی شدند که در بین سال های 2010 تا 2012 در دانشگاه محل تحصیل مؤلف انجام شد. استفاده از IT در روابط فروشنده یک موضوع کلیدی در پروژه تحقیقاتی بود. بر اساس مصاحبه های انجام شده با هر شش شرکت، دو شرکت خریدار بعنوان جامع ترین و پیشرفته ترین کاربردان IT در مقابل فروشندگان خود شناسایی شدند، و بنابراین بهترین گزینه برای اهداف تئوری ما بودند.
موارد انتخاب شده نشاندهنده دوصنعت مختلف بودند: هتل، رستوران و صنعت غذایی و صنعت تولیدی. گروه دو عضوی "آلفا" شامل شرکت فروشنده ILP (متخصص در خرید، بازاریابی، و مهیاسازی خواروبار) و شرکت خریدار LCC (یک مهیاکننده خدمات مواد غذایی و آماده سازی نهار) بود. گروه "بتا" شامل شرکت فروشنده ESP (یک شرکت خدمات حرفه ای در مهندسی صنعتی) و شرکت خریدار GMC(یک تولید کننده اصلی کالاها برای محیط های ساختمانی) بود. این شرکت های موردی و روابط مربوطه آنها بطور خلاصه در جدول 1 نشان داده شده است.
این دو مورد از این لحاظ با هم مشابه هستند که هر دوی آنها روابط استراتژیکی بلند مدتی دارند، که محتوای مطالعه ما را تشکیل میدهد. البته از لحاظ ویژگی های اصلی مربوط به منطق تجاری در این روابط، این دو مورد محیط متضادی را ایجاد میکنند که مطالعه توسعه IT و نظریه پردازی در مورد نقش و موقعیت آن در این گروه های دوعضوی را ممکن می سازد. در گروه آلفا، تکرار خرید خیلی بالا است، زمان بازاریابی خیلی کوتاه است، و محصولات تولید شده خیلی ساده هستند. نقش فروشنده اینست که جریان محصول و اطلاعات را بین خریدار و فروشندگان اصلی هماهنگ کند. بر عکس، تبادل تجاری در گروه بتا خیلی پیچیده است و تکرار خرید آنها کم است. راه حل های آن در هماهنگی نزدیکی بین GMC و ESP در دوره های بلندی قبل از تولید نهایی محصولات GMC صورت می گیرد.
3.2 انجام تحقیق، جمع آوری داده ها، و تحلیل ها
این مطالعه از طریق جمع آوری داده های طولی و فرآیند موازی تحلیل داده ها بصورت دوتایی انجام داده شد. داده های مربوط به یک دوره سه ساله از آخر سال 2010 تا سال 2013 بود، که زمان واقعی زیادی را نشان میداد. منابع اطلاعاتی شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مشاهدات، و منابع ثانوی بود.
جمع آوری اطلاعات با مصاحبه های نیمه ساختاریافته فردی در 6 شرکت مرکزی با 14 مخبر کلیدی آغاز شد که شامل افراد حرفه ای منابع یابی و مدیران در شرکت خریدار بود که در یک پروژه دانشگاهی شرکت داشتند. جمع آوری اطلاعات مبنایی برای محتواسازی و درک بیشتر پدیده تحقیق و همچنین نمونه برداری تئوری برای شناسایی شرکت های مناسب برای این مطالعه تشکیل میداد. پس از انتخاب LCC و GMC بعنوان شرکت های خریدار برای این مطالعه، از هر شرکت خواسته شد تا یک شرکت فروشنده را معرفی کند که روابط استراتژیکی بلند مدتی با آنها داشته است و IT نقش محوری را برای آنها ایفا میکند. 22 مصاحبه دیگر نیز در شرکت های خریدار و فروشنده انتخاب شده بین 2012 تا 2013 انجام شد.
ما برای افزایش قابلیت اطمینان داده های خود، با استفاده از راهنمای مصاحبه با مخاطبان زیادی مصاحبه کردیم. مخبرها توسط تکنیک snowballing (گلوله برفی) شناسایی شدند، که توسط آن، از مصاحبه شونده های اول خواسته شد تا افرادی را از سازمان خود نام ببرند که ارتباط نزدیکی با روابط خریدار-فروشنده مربوطه داشتند و قادر بودند که به تحقیق ما کمک کنند. استخدام یک راهنمای مصاحبه این اطمینان را به ما داد که همه مصاحبه ها عناصر اصلی چارچوب تئوری را پوشش می دادند. این وضوعات تئوری با توصیف آزاد مخبرها به شکل گفتگویی بین مصاحبه کننده و مصاحبه شونده تکمیل میشدند. هر مصاحبه ثبت می شد قبل از اینکه به شکل نوشته در آید.
تحلیل داده های مصاحبه ها توسط خواندن کامل هر نوشته با هدف بدست آوردن آگاهی های معنادار و درک کاملی از پدیده ها انجام شد. پس از آن، داده ها تحلیل شدند و مطابق مؤلفه های چارچوب کدگذاری شدند. علاوه بر مصاحبه ها، شرکت ها با سری داده های ثانوی گسترده ای به محققان کمک کردند که شامل توصیف های فرآیند و شغل، نمودارهای سازمانی، گزارشات کارایی و همچنین مجلات داخلی بودند. همچنین، پروژه تحقیقی این فرصت را برای مشاهده هرگونه معرفی عملرکد-خاص، بحث ها، و کارگاه های تحقیقاتی شرکت های مرکزی فراهم ساخت. داده های ثانوی بصورت سیستماتیک مانند سری داده های مصاحباتی تحلیل نشدند، بلکه آنها مانند سری داده های تکمیلی فرض شدند که محققان را قادر می ساختند که ماهیت تجارت های شرکت های مرکزی و محیط های عملیاتی آنها (از جمله روابط متقابل با فروشندگان انتخابی خود برای تعیین جایگاه IT در محتوای روابط خریدار-فروشنده) را درک کنند.

 

 

 

4- نتایج: نقش تکنولوژی اطلاعات در مورد آلفا
4.1 توصیف روابط آلفا
مورد آلفا شامل روابط بین LCC و ILP بود که عملیات آنها در فنلاند را پوشش میداد. LCC یک بازیکن اصلی در زمینه خدمات غذایی در کشورهای نوردیک و بالتیک است و مشتریان آنرا شرکت ها، مؤسسات خصوصی و عمومی، مراکز پیش دبستانی، مدارس و مؤسسات آموزشی و خانه سالمندان تشکیل میدهند. در فنلاند، این شرکت برای 680 محل فروش کار میکندکه بعنوان مثال می توان به رستوران های دانش آموزی و نهارخوری ها اشاره کرد. 150 هزار وعده غذایی در روز در این شرکت تولید می شود. ILP در زمینه تأمین حبوبات، خدمات مشتری، و آماد در هتل ها، رستوران ها و صنایع غذایی تخصص دارد. مشتریان اصلی آن شامل هتل ها و رستوران ها، آشپزخانه مؤسسات در بخش عمومی، و پمپ بنزین و مراکز خدماتی هستند. بیش از 450 فروشنده در شبکه آمادی ILP وجود دارد که تولید محصولات آنها 13 هزار محصول در روز است.
ILP مسئول برنامه ریزی، سازماندهی، و مدیریت جریان فیزیکی کالاها از تولیدکنندگان اصلی به واحدهای LCC است. در حال حاضر، ILP بیش از 2 میلیون سفارش خرید را بصورت سالیانه به LCC ارائه میدهد، که ILP را فروشنده اصلی حبوبات و بزرگترین فروشنده غیرغذایی برای LCC می سازد. به همین دلیل، روابط آلفا برای اجرای زنجیره تأمین بالا و کارایی عملیاتی است.
مدل عملیاتی IT-فعال کل فرآیندی را پوشش می دهد که مربوط به برنامه ریزی و اجرای جریان کالاها از فروشنده اصلی از ILP به LCC است. محیط عملیاتیی آلفا خیلی پویا و پیچیده است و زمان انجام سفارشات آن برای بازار خیلی کوتاه است. کالاهای آن باید در عرض 48 ساعت به LCC تحویل داده شوند. کالاهای تازه در عرض 24 تا 48 ساعت تحویل داده می شوند، که تبادل اطلاعات برای دسترس پذیری محصول و برنامه تحویل را می سازد. این مدل از تجارت خریدار به شیوه های مختلفی در سطوح عملیاتی و استراتژیکی پشتیبانی میکند.
4.1.1 تکنولوژی اطلاعات با مراجعه به لایه های عملیاتی و ساختاری روابط
در حال حاضر، تکنولوژی اطلاعات سکوی وسیعی را تشکیل داده است که وجود انواع مختلف عناصر تکنولوژیکی و راهکاری را ممکن می سازد که لایه عملکردی را کنترل می کنند و ایجاد ارزش را در هر دو شرکت و تبادل متقابل آنها را پوشش می دهند. با توجه به سیستم های فنی، سیستم برنامه ریزی منابع داخلی LCC با سیستم برنامه ریزی منابع اقتصادی و خارجی ILP مرتبط است، که انتقال خودکار سفارشات بین شرکت ها را ممکن می سازد. بعلاوه، سیستم ILP مربوط به اطلاعات قیمت، تحویل، و دسترس پذیری سفارشات است. سفارشات پذیرفته شده از ERP از ILP از طریق ارتباط سیستم به سیستم یا رونوشت خودکار به فروشنده اصلی انتقال داده می شود. پس از اینکه کالاها ارسال شدند، فروشنده اطلاعات تحویل را می فرستد و بصورت الکترونیکی برای ILP فاکتور می نویسد، که سپس فاکتورهای به شکا الکترونیکی به LCC انتقال داده می شوند. کل فرآیند بصورت دیجیتالی است:
سفارشات بصورت الکترونیکی انجام می شوند، فاکتورها بصورت الکترونیکی ارسال می شوند، و پیام تحویل نیز اتوماتیک است ... همه این خطوط دیجیتالی هستند.
[مدیر عملیاتی ILP]
با توجه به فعالیت های ایجاد ارزش خریدار، در بالاترین سطح عملیاتی، سیستم های اشتراکی IT-فعال فرآیند خرید و کارایی بهبود یافته تا تقریباً تا 100 درصد معاملات روزانه تسریع میکنند. علاوه بر فرآیند سفارش کارآمد، مدل عملیاتی IT-فعال LCC را قادر می سازد تا رفتار خرید واحدهای فروش خود را کننترل کند. چون دامنه محصولات موجود از طریق انتخاب گزینه های خرید در سیستم بصورت داخلی است، فضا برای خرید غیرمطیع نیز وجود دارد.
سیستم ها ابزار مرکزی برای پشتیبانی از سفارشات از فروشندگان توافقی و دامنه ای از محصولات توافقی است.
[مدیر خرید LCC]
مطلوبیت یک دامنه محصولات توافقی مانند مواد خام متحمل آزمایشات گسترده ای قبل از پذیرفته شدن در دامنه محصولات می گردند. خودکار بودن سفارش سیستم به سیستم، بررسی گزینه های خرید با توجه به دامنه محصولات توافقی را ممکن می سازد. در صورت عدم مطابقت، سفارش بصورت اتوماتیک اصلاح می گردد، که این احتمال خطاها را کمتر می کند. همچنین، یکپارچه سازی سیستم به سیستم و سطح مشترک دیجیتالی، فروشده را قادر می سازند تا عملیات خود را تشخیص دهد؛ برای مثال برای جایگزین کردن میروی انسانی در زیرساخت روابط:
اگر ما عملکرد فروش اینترنتی داخلی نداشتیم، من مجبور می شدم که حداقل با 150 نفر برای فروش تماس بگیرم.
[مدیر ILP]
در پشتیبانی جریان مداوم تبادل در سطح عملیاتی، سیستم اشتراکی بصورت کانالی عمل میکند که از طریق آن، نسبت به نوساناتی واکنش نشان میدهد که جریان روزانه را مختل می سازند. برای مثال، مدیران مشتری زنجیره ILP مانند ارتباطی بین فروشندگان اصلی و LCC خصوصاً از لحاظ دسترس پذیری محصولات عمل میکنند:
در هنگام کمبود، ما مجبور خواهیم بود که سریعاً بفهمیم که گزینه خرید اصلی را باید با چه چیزی جایگزین کنیم .. سپس ما آنرا در سیستم قرار میدهیم بطوریکه مشتری بتواند آنرا بصورت آنلاین ببیند.
[مدیر زنجیره مشتریات ILP]
در سطح استراتژیکی، IT سکویی برای مدل عملیاتی مرکزی ایجاد میکند که در آن، ILP نقش یکپارچه ساز یا واسط را بازی میکند و سطح مشترک واحدی را برای فروشندگان در مبنای تأمین LCC فراهم می سازد. این بدین معناست که LCC مجبور نیست که چندین ارتباط را ایجاد کند تا بصورت دیجیتالی با مشتریان خود تماس داشته باشد:
اگر ما وجود نداشتیم، LCC مجبور بود که با صدها فروشنده ارتباط برقرار کند. اکنون که ما این ارتباط را ممکن ساخته ایم همه میتوانند از آن استفاده کنند. این ارتباط مانند یک کد باز در لینوکس است؛ ما آنرا ساخته ایم بطوریکه مشتریان ما بتوانند به شیوه معناداری عمل کنند.
[مدیر ILP]
بطور خلاصه، در لایه های عملیاتی و ساختاری، سیستم های یکپارچه IT برتری عملیاتی را از طریق تحویل ها و اجرای سفارشات سریع و قابل اطمینان ممکن می سازد.
4.1.2 تکنولوژی اطلاعات با مراجعه به لایه مدیریتی روابط
از مراحل اولیه روابط، ILP در توسعه سیستم برای خدمات دهی به LCC بعنوان مشتری خود فعال بوده است. ILP سرمایه گذاری زیادی در کار برنامه نویسی کرده است تا یکپارچه سازی سیستم با سیستم های ERP داخلی LCC را ممکن سازد:
در هیچ قراردادی بیان نشده است که ما باید کار برنامه نویسی را انجام دهیم که هزاران یورو برای ما هزینه برداشته است تا کار سیستمی مشتری را ایجاد کنیم.
[مدیر ILP]
از روزهای اول روابط، سیستم ها توسعه پیدا کرده اند و امروزه یک عنصر اصلی را در عملکردهای مدیریت روابط متقابل تشکیل میدهند. علیرغم اینکه IT بصورت استوار در دستان فروشنده مانده است، خریدار نیز با کمک کردن به هدف مشترک افزایش کارایی عملیایی برای کل زنجیره تامین نقش فعالی را ایفا کرده است. از این لحاظ، مدیریت IT در روابط یک عنصر ضروری مدیریت روابط است و در فعالیت های سازگاری و هماهنگی زیادی شامل است.
در سطح عملیاتی، سازگاری های مختلفی برای قوی ساختن سیستم انجام شده است. سازگاری اصلی اخیر مربوط به IT توسط ILP ، توسعه شبکه ارتباطی با مشتری و همچنین پورتال فروشنده بوده است، که یک شبکه ارتباطی آنلاین است که LCC و فروشندگان آنرا قادر می سازد که داده های کارایی را مشاهده کنند، و بنابراین ارتباط را از طریق پیوندهای فنی در روابط و شبکه گسترده تر، قوی تر سازند. LCC و ILP بصورت اشتراکی یک سری شاخص های کارایی کلیدی و فرمت های گزارش را ایجاد کرده اند (یعنی سازگاری معکوس، که در پورتال فروشنده ثبت می گردد). این پورتال گزارش دهی کامل داده های کارایی فروشنده را ممکن می سازد که قابل استفاده توسط LCC برای مدیریت مؤثر فروشندگان خود می باشد. داده های مربوط به عدم دسترس پذیری خیلی مهم هستند. قبل از مدل عملیاتی یکپارچه، این داده ها در جای دیگری ذخیره نمی شدند:
در زمان فروش های تلفنی، اگر فروشنده به شما می گفت که محصولی موجود نیست، این موجود نبودن محصول در کجا ثبت می شد؟ در هیچ جایی ثبت نمی شد.
[مدیر خرید LCC]
سازگاری های انجام شده رابطه نزدیکی با فعالیت های هماهنگی دارند. مدل عملیاتی IT-فعال LCC را قادر ساخته است تا مسئولیت بیشتری نسبت به فروشندگان خود داشته باشد. برای مثال، پورتال فروشنده، فروشندگان را قادر می سازد تا به داده های پیش بینی شده در مورد گزارشات کارایی و سفارشات آینده LCC دسترسی داشته باشند، که فرصت برنامه ریزی حجم محصولات و عملکرد در مواردی را برای آنها فراهم می سازد که به سنجش های اصلاحی نیاز دارد:
قبل از داشتن پورتال فروشنده، ما می بایست تلاش بیشتری برای پیگیری عملکرد فروشنده می کردیم. اکنون که ما می توانیم به فروشندگان خود بگوییم که آنها می توانند اطلاعات KPI را در پورتال نگاه کنند، و به ما اجازه می دهند تا از استثناها اطلاع پیدا کنیم. اگر انتظاراتی وجود داشته باشد، ما به یک توضیح نیاز داریم.
[مدیر خرید LCC]
در نتیجه، LCC قادر بوده است تا مسئولیت سنجش عملکرد و پیگری آنرا به فروشندگان اصلی واگذار کند و نقش فعال تری را در این فرآیند و خصوصاً در مدیریت آن فراهم سازد. برای LCC، مدل عملیاتی تقسیم بندی جدید کارها را در زنجیره تأمین ممکن ساخته است.
در شکل کنونی، روابط بین LCC و ILP را می توان بصورت متقارن در نظر گرفت. هر دو شرکت بطور برابر زمان و منابع خود را در سازگاری های مداوم در روابط سرمایه گذاری کرده اند:
ما هر دو برای هم اهمیت داریم و هر دوی ما می خواهیم که این روابط را تا حد ممکن خوب کنیم، بنابراین ما مجبور نیستیم که هر روز در مورد نیاز به پیدا کردن یک شریک جدید فکر کنیم.
[مدیر ILP]
امروزه تلاشهای توسعه ای که در محتوای سیستم IT آغاز شدند تلاش های مدیریت روابط گسترده و جهت گیری توسعه طرفین را در مناطق دیگر روابط نشان میدهند:
ما روابط بازی با هم داریم و روابط قابل اعتمادی را با هم به اشتراک میگذاریم. ما تلاش میکنیم که چیزها را در مسیر درستی توسعه دهیم
[مدیر منابع LCC]
آنها هیچوقت انگشت خود را به سمت شما نمی گیرند، یا از شما بپرسند که شما اینکار را به این شیوه انجام داده آید. نقطه آغاز همیشه چیزی است که آنها می تواند بهتر انجام دهند تا کل خط را بهبود دهند.
[مدیر منابع ILP]
سیستم IT-فعال، برتری عملیاتی، و پیوندهای اجتماعی به شیوه متقابلی همدیگر را تقویت می کنند، که اینکار منجر به روابط نزدیک و متقابلی بین شرکت ها می گردد:
ما عمیقاً در تجارت هم درگیر هستیم و همیشه همدیگر را بخوبی درک میکنیم/
[مدیر زنجیره مشتریان ILP]
اینکار کار مشکل و راه کندی خواهد بود که فروشنده خدمات را تغییر دهیم. ارتباطات ساختمانی، زمان بر است؛ اما همچنین بخاطر همه شکل های دیگر هماهنگی، اینکار خیلی مشکل خواهد بود که فروشندگان را تعویض کنیم.
[مدیر منابع LCC ]
بطور خلاصه، در گروه آلفا، شرکت ها بطور عمدی یک قابلیت زنجیره تأمین اشتراکی را ایجاد کرده اند که بر مبنای فرآیند ها و سیستم های پیکارچه IT-فعال است. شرایط مورد نیاز کارایی آلفا از تکرار بالای سفارشات ناشی می گردد، که توسط زمان انجام سفارش کوتاه و تقاضای خاص برای زنجیره تأمین از لحاظ دسترس پذیری گزینه ها و دمای تحویل، بیشتر تقویت می گردد. در نتیجه، شرکت روابط خود را متوجه کارایی عملیاتیی می سازند، که عمدتاً بصورت اجرای سریع سفارشات خرید و تحویل ها است. ایجاد پیوندهای فنی، گسترش محدوده های سازماتی یکپارچه کننده دو شرکت، نقش مهمی را در توسعه روابط ایفا می کند. البته برای نفوذ روابط، عملکردپذیری فراتر از روابط مرکزی گسترش داده شده است تا از طریق پیوندهای فنی ایجاد شده توسط ILP شامل تولیدکنندگان اصلی نیز باشد. فعالیت های مدیریتی مداومی انجام شده اند تا فعالیت ها و مسئولیت ها را بین عاملان هماهنگ کنند، تا ویژگی های جدیدی ایجاد کنند و ویژگی های موجود را در لایه ساختاری روابط با لایه عملکردی متناسب سازند.
مورد بتا شامل روابط بین شرکت تولیدی جهانی (GMC) و فروشنده خدمات مهندسی (ESP) است که دارای تاریخچه مشترکی به شکل یک شرکت مشترک در اواخر دهه 1990 هستند. شرکت خریدار GMC تولید کننده اصلی کالا برای محیط های ساختمانی است. مهمترین حوزه های تجاری آن فروش محصولات جدید، نصب، و همچنین نوسازی و تعمیر و نگهداری است. GMC در صنعت خود برای طراحی محصول و راه حل های ابتکاری شناخته شده است. واحد تکنولوژی GMC مسئول تحقیقات، توسعه، مدیریت طول عمر محصول، و توسعه تکنولوژی های جدید مربوط به سیستم های حرکتی یا کنترل است . این واحد همچنین مسئول ثبت حق انحصاری، طراحی و مالکیت محصولات جهانی است. شرکت فروشنده ESP یک شرکت خدمات حرفه ای است که مهندسی تجهیزات صنعتی، راه حل های اطلاعاتی محصولات فنی، و خدمات در منطقه اروپای شرقی و همچنین آسیا ارائه میدهد. ارائه خدمات شامل مشاوره فرآیند، مهندسی دستگاه ها، مهندسی سفارشات، خدمات تحقیق و توسعه، و ثبت و طالاعات محصولات فنی است. ESP یکی از فروشندگان اصلی واحد تکنولوژی GMC برای خدمات مهندسی و برنامه ریزی مکانیکی است که خرید آنها معمولاً در سطح مفهومی در فرآیند توسعه محصول جدید GMC رخ میدهد. مراحل قبلی معمولاً مدیریت داخلی توسط GMC است. شرایط مورد نیاز برنامه ریزی و مهندسی ممکن است مربوط به بهبود در محصول نهایی موجود باشد؛ برای مثال، شکل یک وسیله برقی جدید که کارایی بیشتر یا نمونه مفهومی را فراهم می سازد.
4.2.1 تکنولوژی اطلاعات با مراجعه به لایه های عملکردی و ساختاری روابط
روابط بتا متوجه دانش و مهارت می گردد. تبادل تجاری در گروه بتا، خدمات مهندسی و برنامه ریزی پیچیده ای را در محیط عملیاتی پروژه-مبنا تشکیل میدهد که توسط جهت گیری هدف و طبیعت موقتی با عاملان زیاد شامل در پروژه ها توصیف می گردد. GMC در هنگام رجوع به ارائه دهندگان خدمات مانند ESP ، از واژه پیمانکار فرعی استفاده میکند. کار مهندسی و برنامه ریزی قرارداد فرعی برای شرکا یک شیوه کار بلند مدت برای واحد تکنولوژی GMC است. همکاری با پیمانکاران فرعی توسط واگذاری های ماهیانه توصیف می گردد، که ارائه دهندگان خدمات در آن شامل هستند و در موارد فیزیکی در GMC حاضر هستند:
شرکا یک نقش اصلی در عملیات ما دارند و ما پروژه های بلند و تعهداتی را با آنها انجام میدهیم. مقدار زیادی از کار قرارداد فرعی ما به گونه ای انجام می شود که ارائه دهندگان خدمات در واقع در بر پایه استدلال های ما عمل میکنند و در ارتباط و کار پروژه روزانه ما حضور دارند.
[مدیر تکنولوژی GMC]
چون GMC و ESP تاریخچه بلند مشترکی با هم دارند، و از لحاظ فیزیکی باهم در یک ساختمان یکسان هستند، حدود بین شرکت ها کم رنگ تر می شود:
GMC ما را بصورت گسترشی از تیم برنامه ریزی خود می بیند.
[مدیر ESP]
از لحاظ پیوندهای فنی، توسعه یک زیرساخت روابط IT-فعال در اولویت نبوده است؛ بلکه عناصر IT زمانی پدیدار شده اند که شرکت ها سالها با هم همکاری کردند تا تبادل تجارت و عملیات متقابل را ممکن سازند. بعلت ماهیت کار طراحی و برنامه ریزی قرارداد فرعی، سیستم ها و ابزار برنامه ریزی نقش اساسی را در روابط بتا ایفا می کنند. سیستم های مشترک دلیلی هستند که افراد ESP از لحاظ فیزیکی در مقدمات GMC حضور دارند و بصورت اعضای یکپارچه در تیم های برنامه ریزی GMC کار می کنند، و دیگری ماهیت ارائه خدمات و محتوای مناسب مشتری آنها است. کارکنان ESP که برای GMC کار میکنند حساب های ایمیل شرکت GMC را دارند، حق دسترسی به اینترنت و پایگاه داده ثبت دیجیتالی GMC را دارند، و با ساختار و معماری ثبت اسناد GMC، فرآیند های ثبت، و اصطلاحات آن آشنا هستند:
تعداد زیادی از پرسنل ما که بر روی واگذاری های GMC کار میکنند در واقع در شبکه GMC کار می کنند و حساب های ایمیل شرکت GMC را دارند. از این لحاظ، ما عمیقاً با محیط GMC ادغام شده ایم.
[مدیر حسابداری ESP]
ESP از ایستگاه کاری و شبکه GMC استفاده میکند و از مجوزهای نرم افزار GMC را گسترش میدهد تا کارهای تعیین شده به اتمام برسند (یعنی اینکه کار برنامه ریزی واقعی را انجام دهند و خروجی های دیجیتالی را ذخیره کنند). بعبارت دیگر، تیم های برنامه ریزی خود GMC و همچنین تیم های ESP در پایگاه داده ها و ابزار برنامه ریزی داخلی GMC سهیم هستند تا اسناد برنامه ریزی، طراحی ها، و مدل های سه بعدی در حین انجام پروژه ها را ایجاد و ذخیره کنند. ابزار برنامه ریزی با توجه به پروژه متغیر است. بنابراین عموماً از سیستم متفاوتی برای برنامه ریزی مکانیکی در مقایسه با نرم افزار و طراحی استفاده می شود؛ بعضی از ابزار مختص GMC هستند اما بعضی از ابزار نیز عمومی هستند. برای ESP، دانش کاملی در مورد پایگاه داده ها و سیستم های داخلی GMC یک شرط لازم و ضروری برای ارائه خدمات است. به اشتراک گذاری ابزار برنامه ریزی و پایگاه داده ها بین GMC و ESP ارائه خدمات را آسان تر می کند. همچنین، سیستم های برنامه ریزی مشترک نیز مرتب سازی دانش و مهارت ESP را از لحاظ نتیجه توافقی ممکن می سازند:
این حقیقت که ما از طریق سیستم های مشترک و شبکه های GMC همراه با آنها عمل میکنیم کارها را راحت تر و مؤثر تر ساخته است. چون جزئیات قرارداد ما در کتابچه راهنمای آنلاین GMC قرار دارد دسترسی به ما کار راحتی است و چون ما به سیستم های آنها دسترسی داریم، همکاری ما خیلی عالی است.
[مدیر حسابداری ESP]
در این محیط نزدیک و صمیمی بین شرکت ها، تبادل تجارت و فرآیند های خرید بصورت "واگذاری ماموریت" توصیف می گردند. واحد تکنولوژی GMC از ابزار مدیریت فهرست سهام پروژه اینترنتی برای سفارش خدمات قرارداد فرعی، مدیریت پیمانکاران فرعی، مذاکرات و صلاحیت ها، و بطور کلی برای پیگیری پیش بینی ها، بودجه ها، و پیشرفت پروژه های جاری استفاده میکند. عموماً طراح اصلی GMC یا مدیر پروژه آن، واگذاری کارها (از جمله نام پیمانکار فرعی، برنامه زمانی، محتوای کار، نتایج پیش بینی شده و قیمت) را تعیین میکند. داده های کار پس تأیید از سوی فروشنده، در یک ابزار مدیریت سهام پروژه ذخیره می گردند، که برای نشان دادن پیشرفت مورد استفاده قرار می گیرد. ESP همچنین به سیستم برنامه ریزی منابع سرمایه ای GMC نیز دسترسی دارد، که برای واگذاری کارها از آن استفاده میکند.
از دیدگاه GMC، IT سازماندهی یک فرآیند اختصاصی کار، و گزراش پیگیری آینده مربوط به کار قرارداد فرعی مربوطه را ممکن می سازد. مدیران پروژه و طراحان اصلی باید سفارشات را در ابزار سهام پروژه انجام دهند، که فقط امکان سفارش از فروشندگان قراردادی را ممکن می سازد. بنابراین این سیستم مطلوبیت را توسط واحد تکنولوژی GMC تقویت میکند. البته چون این شرکت ها نزدیک به هم عمل میکنند، پیوندهای سطح فردی و روال های کاری فرآیند سفارش را توصیف میکنند. عموماً GMC منابع مورد را برای یک کار خاص در یک واگذاری تعیین میکند؛ بعبارت دیگر، سفارش خدمات به یک فرد خاص در ESP ارسال میگردد که صلاحیت های او برای GMC شناخته شده است. ارسال سفارش خدمات فردی شده سالها در روابط گروه بتا بصورت یک قاعده وجود داشته است. با اینکه این یک فرآیند مؤثر برای خدمات مهندسی و برنامه ریزی سفارش در نظر گرفته می شود، با اینحال این فرآیند GMC را همواره با منابع یکسان با ESP شامل می سازد:

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  20  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله نقش تکنولوژی اطلاعات در روابط استراتژیکی خریدار-فرشنده