فی لوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی لوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله فلسفه آفرینش انسان از دیدگاه قرآن

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله فلسفه آفرینش انسان از دیدگاه قرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

از جمله آیاتی که فلسفه انسان و جن را بیان می‏کند آیه‏کریمه‏۵۶ از سوره‏ذاریات می‏باشد که می‏فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون؛ جن و آدمی را نیافریدیم مگر برای عبادت و پرستش کردن».

از جمله آیاتی که فلسفه انسان و جن را بیان می‏کند آیه‏کریمه‏۵۶ از سوره‏ذاریات می‏باشد که می‏فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون؛ جن و آدمی را نیافریدیم مگر برای عبادت و پرستش کردن».
قرآن مجید کتاب زندگی و نسخه‏تکامل و سعادت آدمی است؛(۱) بنابراین به جا و ضروری است سؤال‏های اساسی زندگی از دیدگاه قرآن بررسی و جواب داده شود. یکی از سؤال‏های مهمی که همواره برای انسان مطرح بوده و هست فلسفه آفرینش است که یک سؤال ریشه‏دار و اساسی است و بشر همواره می‏خواسته بداند برای چه آفریده شده است و هدف از زندگی چیست؟
وقتی به قرآن مجید مراجعه می‏کنیم چند دسته از آیات پاسخ سؤال ما هستند که به طور کلی به سه دسته می‏توانیم تقسیم نماییم.
الف) عبادت‏
از جمله آیاتی که فلسفه انسان و جن را بیان می‏کند آیه‏کریمه‏۵۶ از سوره‏ذاریات می‏باشد که می‏فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون؛ جن و آدمی را نیافریدیم مگر برای عبادت و پرستش کردن». این آیه‏مبارکه به صراحت غرض از آفرینش را عبادت و پرستش حضرت حق جل و علا بیان می‏کند، و عبادت را علت منحصر خلقت جن و انس ذکر می‏کند؛ زیرا جمله در قالب استثناء بعد از نفی می‏باشد که این ساختار در ادبیات عربی مفید حصر است و اختصاص را می‏رساند؛ یعنی علت آفر ینش جن و انس، فقط عبادت می‏باشد. عبادت چیست؟
«یعبدون» از ماده عبادت به معنی اطاعت است؛ در کتب لغت از جمله «قاموس» و «صحاح» عبادت به معنای طاعت معنا شده است؛ مصباح اللغه آن را به معنی خضوع و انقیاد گرفته است؛(۲) در کتاب شریف التحقیق فی کلمات القرآن المجید می‏خوانیم: اصل در ماده‏آن، نهایت تذلل در قبال مولا همراه با اطاعت می‏باشد؛(۳) بنابراین نتیجه می‏گیریم معنای عبادت، اظهار خضوع و ذلّت همراه با فرمانبرداری است.
عبادت به عنوان فلسفه خلقت انسان برای تکامل و نزدیکی به خدای متعال که کمال مطلق است می‏باشد؛ بنابراین عبادت راه و وسیله است. برای رسیدن به کمال نه اینکه هدف نهایی و غایهٔ الغایات باشد بلکه هدف مقدّمی است و چون راه نزدیک شدن به کمال مطلق فقط یکی است و آن ه مان خط مستقیم است لذا فرمود فقط برای عبادت خلق کردم(۴) و در سوره «یس» فرمود صراط مستقیم عبادت خداست؛(۵) راه فقط یکی است و آن هم طریق عبادت و بندگی خداست.
● غفلت اکثریت‏
در سوره‏اعراف می‏فرماید: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِ‏ّ وَالإِْنس» سؤال می‏شود چرا اکثر جن و انس به جهنّم می روند؟ چرا اکثریت دنبال غرض اصلی نیستند؟ مگر نه این است که خداجویی فطری بوده و دین مطابق فطرت آدمی است. کما این‏که می‏فرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُون؛(۶) پس رو سوی دین حق کن در حالی که ثابت و استوار بر آن هستی این سرشتی است که خدا مردم را بر آن آفریده، دگرگونی در آفرینش الهی‏نیست این است آیین استوار ولی اکثر مردم نمی‏دانند
جواب: حرکت در مسیر کمال و غرض اصلی منوط به شناخت و تصدیق مطلوبیت آن است؛ امّا چون اکثریت کمال حقیقی را نمی‏شناسند و لذت رسیدن به آن را درک نمی‏کنند؛ لذا در صدد آن بر نمی‏آیند. هر چند یک امر فطری است؛ امّا نیاز به بیداری و توجّه دارد و در اکثر مردم نیازم ند راهنمایی و بیدار کردن است کما این‏که یکی از وظایف انبیاء الهی(ع) بیدار کردن فطرت آدمی است: «تا این‏که بخواهند عهد فطری او را ادا کنند و نعمت فراموش شده او را بیادشان آورند.»(۷)
به قول حضرت امام(ره) گرچه نقشِ انسانی مفطور به توحید است امّا در اول و شروع زندگی با تمایلات نفسانیه و شهوات حیوانیه نشو و نمو می‏کند و اگر انسان خود را تربیت نکند غرق در حیوانیت شده و هیچ یک از معارف الهیه در او بروز نمی‏کند و انوار فطری خاموش می‏شود.( ۸)
بنابراین انس بیشتر با مادیات و اعتبارات انسان را از فطرت الهی خود غافل می‏نماید و اثر این غفلت راه جهنّم را می‏پیماید. حال ممکن است این سؤال مطرح شود که چرا خدای متعال این غرایز حیوانی و مادی را در نهاد آدمی قرار داده است، بطوری که اکثریت را از هدف اصلی باز داشته است؟
در جواب به این سؤال توجّه به دو نکته در مورد کمال انسان لازم می‏باشد؛
۱) یکی این‏که ارزش کمال انسان به اختیاری بودن آن است و سرِّ این که می‏تواند از ملائکه سبقت گیرد همین مختار بودن در طی مسیر کمال است و لازمه‏اختیار و انتخاب، وجود راهها، کششها و انگیزه‏ها ی مختلف است و اگر آدمی فقط یک گرایش می‏داشت و آن هم کشش به سوی خدای متعال، دیگر نمی‏توانست انتخابگر باشد و حال آن‏که خصیصه و امتیاز اصلی انسان اختیار اوست؛ بنابراین ضرورت دارد تا کششهایی در جهت مخالف عبادت و بندگی هم در او باشد تا خود یک طرف را انتخاب ن موده و حرکت نماید.
۲) نکته دوم: کمال انسان تدریجی و دارای مراحل است؛ یعنی در طول زمان به تدریج باید کسب نمود مرحله به مرحله پیش رفت و در همه‏مراحل از قدرت اختیار برخوردار است تا انتخاب و طی همه مراحل آزادانه و با اراده و خواست او باشد.(۹)
با توجّه به این دو نکته راز وجود گرایش‏های طبیعی و دنیایی در نهاد آدمی آشکار می‏گردد؛ زیرا فرض این است که انسان انتخابگر باشد و لازمه‏آن وجود کششهای متفاوت است تا راهها متعدد گردد. همچنین رسیدن به کمال تدریجی در اثر گذشت زمان است؛ لذا اول انسان باید بتو اند در این دنیا چند صباحی روزگار بگذراند تا زمینه تکامل او فراهم گردد و زندگی دنیایی نیازمند اسباب، وسایل و شرایط ویژه‏ای است. غرایز و میل‏های طبیعی انگیزه‏هایی هستند برای تهیه و فراهم نمودن این اسباب و وسایل؛ لذا وجود آنها برای ادامه‏حیات ضروری است؛ و ب دون آنها حیاتی نخواهد بود تا انسان در سایه آن راه خود را انتخاب نماید. بعلاوه این میل‏ها زمینه‏ساز امتحان آدمی نیز می‏باشد.
پس گرایش‏های انسان را می‏توان به دو شاخه کلی تقسیم نمود:
۱) یکی برای حفظ موجودیت و زندگی انسان در دنیا،
۲) دومی برای کسب کمال و طیِ مسیرِ اصلی. غایت اولی بقاء انسان در دنیا و غایت دومی رسیدن به کمال و رحمت بی‏کران الهی است.
شاخه‏اول خود به خود به فعلیّت می‏رسد امّا قسم دوم نیازمند توجّه، تقویت و به فعلیت رساندن است. عده‏ای در اثر اشتغال زیاد به قسم اول، از قسم دوم غافل مانده و از کمال و رحمت محروم می‏گردند در نتیجه روانه جهنّم می‏شوند.
ب) امتحان‏
دسته‏دوم از آیات قرآن‏کریم فلسفه خلقت انسان را امتحان و ابتلاء بیان می‏فرماید:
«وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَوَ تِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّهِٔ أَیَّامٍ وَ کَانَ عَرْشُهُ عَلَی الْمَآءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛(۱۰) و او کسی است که آسمان‏ها و زمین را در شش روز (شش دوره) آفرید و عرش(و حکومت) او بر آب قرار داشت تا (بخا طر اینکه) شما را بیازماید که کدام‏یک از حیث عمل بهترین هستید».
«الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَوهَٔ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُور؛(۱۱) کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامین عمل بهتری دارید و او شکست‏ناپذیر و بخشنده است».
در این دو آیه علت آفرینش امتحان انسان‏ها بیان شده است. حتی قرآن‏کریم نعمات و زیبایی‏های زمینی را هم بخاطر امتحان خلق فرموده است کما اینکه می‏فرماید:
«إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَی الْأَرْضِ زِینَهًٔ لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا؛(۱۲) همانا ما هر آنچه بر روی زمین است آرایش و زینتی برای آن قرار دادیم تا انسان‏ها را بیازماییم که کدام یک بهترین عمل را دارند.»
● منظور از امتحان چیست؟
منظور از ابتلاء و بلاء همان امتحان و آزمون است(۱۳)، و امتحان گاه به خیر است و گاه به شر و مصیبت و هر آنچه خدای متعال با آن بندگان خود را آزمایش کند بلاء خواهد بود و امتحان حضرت حق یعنی همین امتیاز واقعی بشر از یکدیگر است؛ پس نتیجه آزمایش الهی جدا شدن شق ی از سعید است.(۱۴)
غرض از امتحان چند چیز می‏تواند باشد:
یکی اینکه برای کسب علم و رفع جهل باشد؛ یعنی امتحان گیرنده می‏خواهد بوسیله امتحان کسب آگاهی نماید. این غرض در مورد امتحان الهی صادق نیست؛ زیرا عالم به همه چیز است و نیازی به کسب علم ندارد؛ «إِنَّ اللَّهَ عَلِیمُ بِذَا تِ الصُّدُور؛(۱۵) همانا خدا به راز درون سینه‏ها داناست». «یَعْلَمُ خَآنَهَٔ الْأَعْیُنِ وَ مَا تُخْفِی الصُّدُور؛(۱۶) خیانت چشم‏ها و آنچه دل‏ها پنهان می‏دارند، می‏داند». گاهی هم امتحان برای رفع جهل نبوده بلکه برای تقویت و به فعلیت رساندن استعداد است؛ یعنی امتحان گیرنده می‏خواهد به این وسیله قوه و استعدادهای نهفته را به فعلیت رسانده و آشکار نماید؛ بنابراین می‏توان گفت اصل آزمایش، فراهم نمودن زمینه برای افعال اختیاری است تا آن‏چه پنهان است آشکار گردد و استعداد پرورش یابد؛ یعنی امتحان زمینه‏ای می‏شود برای ا ز قوه به فعل رساندن و تکمیل نمودن. خداوند که به وسیله بلاها و سختی‏ها انسان‏ها را امتحان می‏کند برای این است که در پرتو بلایا هر کسی را به کمالی که لایق آن است برساند و هر یک از این مسائل جنبه‏ای از فرد را می‏سازد. ابتلائات الهی تمریناتی برای پرورش و تقو یت روح آدمی است. لذا کسانی که استعداد ظرفیت و توان بیشتری دارند سهم بیشتری از بلایا را دارند.
هر که در این بزم مقرّبتر است‏
جام بلا بیشترش می‏دهند
بنابراین دنیا همچون مدرسه و باشگاهی، گذرگاه آموزشی و پرورشی است نه اقامتگاه ابدی و التذاذی؛ لذا هر اندازه انسان در این سرای به دنبال لذات و خوشگذرانی باشد به همان مقدار از هدف اصلی و کمال حقیقی دور خواهد ماند و در مقابل تحمل سختی‏ها بخاطر خدا سعادت انسا ن را در بر خواهد داشت.
طبق آیات و احادیثی که بیان شد امتحان و آزمایش علت آفرینش می‏باشد؛ امّا همانطور که در فصل اول گذشت علت آفرینش فقط عبادت حضرت حق بیان شد. این آیات و روایات چگونه با حصر آیه‏شریفه«وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُون»(۱۷) قابل جمع است؟
امتحان جزئی از عبادت و اطاعت است؛ معیار سنجش و ملاک ارتقاء و عبور از مراحل مختلف تعبّد و بندگی امتحان و ابتلاء است. با امتحان میزان تعبّد مشخّص و نمایان می‏شود و امتحان‏های کوچکتر انسان را برای امتحان‏های سخت‏تر و مراحل بالاتر طاعت آماده و مستعد می‏کند. همانطور که در فصل قبل بیان شد منظور از عبادت در آیه شریفه‏فرمانبرداری و انقیاد همراه با خضوع است و دارای مراحل و مراتبی است و تسلیم و انقیاد در برابر قضای الهی و امتحانات سخت نشانه مراحل بالای طاعت و بندگی است.
بنابراین امتحان هم نمی‏تواند علت نهایی آفرینش باشد و همچون عبادت وسیله و مقدمه‏کمال می‏باشد.
ج) خلافت و جانشینی‏
از آیات مربوط به خلافت آدم در سوره‏مبارکه‏بقره چنین بدست می‏آید که غرض از خلقت انسان خلافت و جانشینی خدای متعال است و چون خدای سبحان می‏خواست جانشینی در زمین داشته باشد انسان را آفرید «وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائکَهِٔ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْض ِخَلِیفَهًٔ قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّمَآءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُون؛(۱۸) و هنگامی که پروردگارت به ملائکه فرمود همانا من در زمین جانشینی قرار می‏دهم (ق رار دهنده‏ام) گفتند: آیا در زمینی که کسی که در آن فساد می‏کند و خون می‏ریزد قرار می‏دهی؟ و حال آنکه ما تسبیح و حمد و تقدیس تو می‏کنیم. فرمود همانا من چیزی را که شما نمی‏دانید می‏دانم».
بنابراین آیه‏شریفه فلسفه آفرینش انسان جانشینی خداست و چون خدا می‏خواست خلیفه‏ای داشته باشد آدم را خلق فرمود.
این آیات دلالتی بر انحصار خلافت بر حضرت آدم ندارد بلکه جمله «اَتجعل فیها من یفسد فیها...» دلالت می‏کند که خلافت منحصر در آدم علیه‏السلام نیست؛ زیرا او معصوم بود و جا داشت خداوند بفرماید: آدم خونریزی و افساد نمی‏کند در حالی که خداوند افساد انسان را رد نک رد پس خلافت منحصر در حضرت آدم نیست. البته این بدین معنی نیست که همه‏انسان‏ها، بالفعل خلیفه خدا باشند بلکه نوع انسان امکان و استعداد خلافت را دارد و با کسب ملاکات خلافت به چنین مقامی نایل می‏شود واین ملاک آراستگی به علم اسماء است و کسانی که از آن بی‏بهره‏ اند از خلافت الهی محروم و بی‏نصیب هستند.
همچنین بیان مطالب در قالب جمله اسمیه «انّی جاعلٌ» نشانه‏استمرار است و این دلالت می‏کند که خلافت مقطعی و مختص حضرت آدم نبوده است بلکه استمرار دارد و تا وقتی که زمین و نظامی هست خلیفه‏خدا هم وجود دارد.
حال این سؤال مطرح می‏شود که چرا خدا خواست خلیفه‏ای داشته باشد؟ مگر او از زمین غایب است که بخواهد دیگری به جای او در غیاب او جانشینی نماید؟
جواب این است که او بر همه چیز محیط است(۱۹) و همه جا حضور دارد(۲۰) و نزدیکترین چیز است(۲۱) بنابراین غیبتی مطرح نیست بلکه مشیت الهی بر این تعلق گرفته است مخلوقی داشته باشد که با اراده و اختیار خود در سایه علم و تعبّد، اسماء و صفات الهی را در خود پیاده نما ید و اراده و خواست خود را در اراده حضرت حق فانی کند و متصل به دریای بی‏کران الهی گردد و کارهای خدایی کند(۲۲) و خدای سبحان به مقتضای کرم و رحمت خود خواسته است از قدرت و کمال بی‏نهایت خود به دیگران نیز عطا فرماید و خلافت الهی نیز گامی در جهت تکامل است و مرتبه‏برتری از سلوک است.(۲۳)
عبادت و ابتلاء و امتحان انسان را به خلافت الهی سوق می‏دهد و متعبدترین، صابرترین و با ظرافت‏ترین‏ها به مراتب و مراحل بالای خلافت الهی بار می‏یابند همچون انبیاء، اولیاء و اوصیاء(ع).
این که در برخی روایات، حضرات معصومین(ع) علت خلقت بیان شده‏اند به خاطر این است که آن‏ها بهترین امتحان‏ها را می‏دهند و عالی‏ترین و کامل‏ترین عبادت از آن‏ها صادر می‏شود و لذا به معنای واقعی کلمه خلیفهٔاللَّه و جانشینان تام حضرت حق هستند.
خلافت هر چند نتیجه و اثر عبادت و امتحان است امّا نمی‏تواند غایت نهایی باشد چون در مورد غایت نهایی «چرا» جا ندارد؛ امّا در مورد خلافت نمی‏توان سؤال کرد چرا خدا می‏خواست خلیفه داشته باشد؟ جواب این است که رحمت و فیاصیّت الهی که عین ذات اوست اقتضا دارد که خ دا بیشترین لطف و عنایت را داشته باشد و مقام خلافت عنایت رحمانی است. اینکه در سوره‏مبارکه‏هود می‏فرماید: «إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَ لِذَلِکَ خَلَقَهُم ...»(۲۴) ،استفاده می‏شود مشمول رحمت الهی شدن علت خلقت است و این را می‏توان غایت‏الغایات گرفت. بنابرا ین رحمانیت حضرت حق علت خلقت انسان است و انسان مادامی که در جهت کسب رحمت الهی قدم بر می‏دارد در راستای فلسفه خلقت گام بر می‏دارد. در غیر این صورت در گمراهی و خسران است.
آفرینش انسان
داستان آدم در قرآن
نکته عجیب این است که در قرآن کریم قضیه و داستان آدم ابوالبشر آمده‏ ولی به عنوان یک تعلیم دیگری نه به عنوان شهادت بر توحید و اینکه به‏ دلیل اینکه زندگی بشر به آنصورت آغاز شده پس به خدائی خدا اعتراف کنید .
البته قرآن کریم خلقت آدم را به کیفیت خاصی بیان فرموده که کم و بیش‏ می‏دانیم و نظریه‏های علم الحیات هم به فرض اینکه به حد تحقیق رسیده‏ باشد و قانون اشتقاق انواع مسلم باشد ، دلیلی در دست نیست که امکان اینکه یک انقلاب دفعی پیش آید و یک جهش عظیم رخ دهد و در مدت کمی‏ یک توده خاک به یک انسان سوی معتدل تبدیل شود ، یعنی مراحلی که باید در طول قرنها و نسلها فراهم شود در تحت یک شرایط دیگر با سرعت فراهم‏ گردد ، و حتی خلاف سنن جاریه تکوین حیات هم نیست .
در سنن تکوین ، با اختلاف‏ شرایط و احوال ، سرعت و بطئ یک حرکت تغییر می‏کند ، همان طوری که مانعی‏ نیست ، برعکس ، حرکتی را کندتر کنند نظیر آنکه در شرایط معینی دوره‏ کودکی و جوانی و پیری را طولانی‏تر کنند و خیلی هم طولانی‏تر کنند .
به هر حال ، مقصود توضیح این روش تعلیماتی قرآن بود که در مسأله توحید به موضوع آغاز حیات متمسک نشده و نگفته به دلیل اینکه حیات و زندگی‏ آغازی و شروعی دارد خواه آنکه از یک سلول آغاز شده باشد یا از یک موجود چند میلیون سلولی به این دلیل خدا را بشناسید .
داستان آدم ابوالبشر را هم به منظور دیگری بیان‏ کرده . منظور از آن داستان تعلیمات دیگری است و شاید کمتر داستانی است‏ که مانند داستان آدم پر نکته باشد.
این داستان برای بیان بالا بردن مقام انسان و اینکه انسان اگر به مرتبه تعلیم اسماء الهی برسد از فرشتگان بالاتر است ، فرشتگان در پیشگاه چنین فردی خضوع می‏کنند و سجده می‏آورند ، برای تنبیه به‏ دشمنی شیطان و آگاه کردن بشر که به وسوسه‏های درونی خود توجه داشته باشد که او را از راه به در نبرد ، برای تکبر آمده که یک تکبر شیطان را از قرب الهی بیرون راند ، برای تنبیه به خطرات طمع و سقوطی که انسان از درجات عالی به واسطه تخلف اوامر الهی می‏کند آمده ، برای اشعار به مقام‏ عالی و استعداد بزرگترین مقامی که انسان دارد آمده و آن مقام خلافت الهی‏ است ، و بالاخره به یک سلسله تعلیمات اخلاقی و عرفانی در آن قضیه اشاره‏ شده :
" « وإذ قال ربک للملائکةإنی جاعل فی الارض خلیفه قالوا أتجعل فیها من‏ یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال‏إنی أعلم ما لا تعلمون و علّم آدم اسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکة فقال أنبئونی‏ بأسماء هؤلاءإن کنتم صادقین قالوا سبحانک لا علم لناإلا ما علمتناإنک‏ أنت العلیم الحکیم قال یا آدم أنبئهم بأسمائهم فلما أنباهم بأسمائهم‏ قال ألم أقل لکم‏إنی أعلم غیب السموات و الارض و أعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون »"( بقره ، 30 - . 33 )
یعنی آن زمان که پروردگار توبه فرشتگان گفت من در زمین جانشین قرار خواهم داد ، گفتند آیا می‏خواهی مخلوقی در زمین قرار دهی که فساد و خونریزی می‏کند و حال آنکه ما ترا تسبیح و حمد و تقدیس می‏کنیم ؟
خداوند گفت : من‏ چیزی می‏دانم که شما نمی دانید .
سپس تمام نامها را به آدم یاد داد ، بعد آنان‏ را بر فرشتگان عرضه داشت و گفت :
اگر راست می‏گویید به من بگویید نام‏ اینها چیست ؟
گفتند : ما جز آنچه تو به ما آموخته‏ای نمی دانیم ، البته تویی‏ دانا و حکیم .
گفت : ای آدم ! تو نامهای آنها را به اینها بگو .
چون آدم‏ نامهای آنها را گفت ، خداوند گفت : من به شما نگفتم که من از نهان و سرّ آسمان و زمین آگاهم ؟ آنچه شما ظاهر سازید و آنچه پنهان دارید همه را می‏دانم .
انسانها همه از یک پدر و مادرند
در قرآن آیاتی دلالت زیادی بر این مدعا دارد که انسانها همگی از نسل یک پدر و مادر خاص هستند.
دسته اول آیاتی که انسانها را به عنوان فرزند آدم مورد خطاب قرار داده است:
یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَکُم عِندَکُلّ مَسجِد اعراف/31
وَ لَقَد کَرّمنا بَنی‌ آدَم اسراء/70
دسته دوم آیاتی که محتوای آنها تصریح بر نشات گرفتن انسانها از اصل و ریشه‌ای واحد یعنی انسانی مشخص است:
یا بَنی آدَمَ لا یَفتِنَنّکُمُ الشَیطانُ کَما اَخرَجَ اَبَوَبکُم مِنَ الجَنّه اعراف/27
دست سوم شامل آیاتی است که تفاوت میان نحوة خلقت نخستین انسان و ادامه نبیل او را بیان می‌کند:
وَ بَدَاَ خَلَقَ الاِنسانَ مِن طین ثمّ جَعَلَ نَسلَهُ مِن سُلالَهٍ مِن ماءٍ مَهینِ(سجده 7)
این آیه شریفه انسانها را از نسل انسان خاصی دانسته که خلقت او از «نطفه» نبوده است بلکه از «گل» بوده و از این جهت در مقایسه با نحوة خلقت نسل و ذریه‌اش یک استثناء تلقی می‌شود.
اشاره به اینکه انسان از خاک و گل خلق شده همانطور که می‌تواند اشاره به خارق‌العاده و استثنایی بودن او داشته باشد، ممکن است دلالت بر این نکته داشته باشد که مبدا و منشا نخستین تطورات و تحولاتی که در نهایت منجر به پیدایش این موجود زنده شده، خاک بوده است.

 

نتایج حاصل از آیات خلقت انسان
نتایجی که از آیات قرآن کریم در باب خلقت انسان , نحوه آفرینش و ابعاد وجودی او می توان استنباط کرد به شرح زیراست :
1-موجوداتی که انسان نامیده می شوند دارای اصل و ریشه مشترکی هستند واز یک مرد و زن بوجود آمده اند.
2-این پدر و مادر خاص که نخستین انسانها هستند واز یک مرد و زن بوجود آمده اند.
3-انسان علاوه بر بعد جسمانی دارای گوهر غیر مادی نفس یا روح است.
4-حیات نفوس و ارواح انسانی مقدم بر جسم نیست و با حیات جسمانی آغاؤ می شود.
5-حقیقت انسان و انسانیت او به روح اوست نه جسم فناپذیر او (اصالت روح).
آفرینش انسان از دیدگاه دانشمندان
درباره آفرینش انسان و مواد اولیّه آن نظریات گوناگونی وجود دارد که دو نظریه از دیرباز بوده است. عدّه‏ای معتقد به تبدّل انواع جانداران از جمله انسان هستند. مانند "چارلز داروین" طبیعی دان انگلیسی که درباره آفرینش انسان معتقد است انسان یکی از انواع موجودات زنده است و با میمون از یک منشأ بوده و این دو دارای اجداد مشترک بودند و انسان تکامل یافته و به صورت کنونی درآمده است1.خداوند متعال در آیه 59 سوره آل عمران با تشبیه خلقت حضرت عیسی علیه‏السلام در خارق‏العاده بودن و استقلال آفرینش به آدم علیه‏السلام می‏فرماید:"إِنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَم خَلَقَهُ مِنْ تُراب." همانا مَثَل آفرینش عیسی در خارق‏العاده بودن به امر خدا مانند آفرینش آدم بوده که خدا او را از خاک آفرید پس بدان خاک گفت بشری به حدّ کمال باش، هماندم چنان شد.
"کرسی موریسُن" در انتقاد از نظریه داروین می‏نویسد: "کشفیّات داروین فقط قدم بزرگی در راه پیشرفت افکار فلسفی بوده است. اما امروز کسی مانند "هِگل" نمی‏تواند بگوید که با آب و مواد شیمیائی و زمان می‏توان آدم آفرید"2. هگل می‏گوید: "هوا و آب و مواد شیمیایی و زمان به من بدهید و من با آنها انسان خلق کنم"3. با پیشرفت روزافزون علم و دانش، بی‏پایه بودن این نظریه روشن‏تر می شود. ما می‏بینیم در عصر حاضر حتی کسانی که دست به شبیه‏سازی می‏زنند، با پیوند سلّول زنده از یک گیاه یا حیوان به یک موجود دیگر مانند خود موجود سلول گرفته شده، جاندار دیگری به وجود می‏آورند، همانند پیوند گل و گیاه است4. نه این که با یک مشت خاک و هوا و آب بتوان موجود زنده‏ای را خلق کرد. چرا که دمیدن روح و جان خلاّقی قادر و حکیم می‏خواهد که او تنها خداوند حکیم است که هستی‏بخش تمام جهان هستی است. و او است که به خاک تیره و خاموش، روح و جان می‏بخشد چنانکه می‏فرماید: "...وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی..." و از روح خود در آن دمیدم.. و بعضی دیگر معتقدند که آفرینش انسان مستقل از سایر جانداران می‏باشد که این عقیده نشأت گرفته از ظواهر دینی و کتب آسمانی می‏باشد. مخصوصا قرآن مجید هم تأیید می‏کند. از جمله آیه 20 سوره روم و 59 سوره آل عمران.
"کرسی موریسُن" می‏نویسد: "حقیقت امر این است که مؤلف این کتاب هم اطلاع صحیحی در این خصوص ندارد اما معتقد است که حیات، نشانه‏ای از قدرت بی‏چون و چرای الهی است و به هیچ وجه جنبه مادی ندارد"5. "هو الخالِقُ الباری‏ءُ المُصَوِّرُ.."6. او خداوندی است خالق، آفریننده‏ای بی‏سابقه و صورتگری بی‏نظیر.... باز در همان کتاب در جواب "هگل" که انسان را موجودی کاملاً مادی و تصادفی فرض می‏کند، می‏نویسد: هگل فراموش کرده است که برای این کار نطفه و جرثومه حیات نیز لازم است. ایشان پس از آن که ذرّات نامریی را جمع کردند و برای خلقت انسان آنها را با نظم و ترتیب پهلوی هم چیدند، تازه باید به قالب آن جان بدهند. به فرض آن که به انجام همه این امور خارق‏العاده توفیق یافت از بین میلیون ها احتمال فقط به یک احتمال ممکن است جانوری به وجود آید که چشم روزگار غریب‏تر از آن چیزی ندیده باشد. خوشمزه‏تر آن که پس از کامیابی در این امر، تازه خود "هگل" نخواهد گفت این موجود عجیب بر حسب اتفاق و تصادف به وجود آمده، بلکه می‏گوید:«هوش و نبوغ من آن را خلق کرده است».
"راستی خداوند برای ایجاد شگفتی‏های خلقت، اسباب و وسایل اسرارآمیزی به کار می‏برد که فهم آن از قوّه تعقّل ما خارج است".
خصایص انسان از نظر علمی
1. تمام خصایص موجودات آلی را دارد چون از عناصر تشکیل یافته است(خصایص عنصری)= تن.
2. تمام خصایص موجودات زنده و آلی را دارد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  23  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله فلسفه آفرینش انسان از دیدگاه قرآن

تحقیق در مورد مفاهیم و فلسفه مدیریت کیفیت جامع

اختصاصی از فی لوو تحقیق در مورد مفاهیم و فلسفه مدیریت کیفیت جامع دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد مفاهیم و فلسفه مدیریت کیفیت جامع


تحقیق در مورد مفاهیم و فلسفه مدیریت کیفیت جامع

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه10

لیریت کیفیت جامع جلب رضایت کامل مشتری با کمترین هزینه است.


مدل مدیریت کیفیت جامع روش متفاوتی را در نحوه نگرش به شیوه مدیریت فراهـم مـی سازد و یک نوع فرهنگ مشارکتی را توسعه می بخشد که هریک از کارکنــان مـی توانند در تصمیم گیریها حضور داشته باشند.

مدیریت کیفیت نگرشی نو به بهبود کارایی در سازمان و هدف اولیه آن درگیرکردن همه کارکنان با هدف حذف خطاها و جلوگیری از ضایعات است.

امروز بسیاری از سازمانها دریافته اند که باید روش مدیریت کار را تغییر دهند زیرا آداب مشتریها نیز دگرگون شده است.

یکی از فنون خلق ایده در گروه های کاری این است که شرایط برای شکوفایی اندیشه ها فراهم باشد.

یکی از ابزارهای مدیریت استانداردکردن است و از این راه می توان منابع مصرف را در انجام کارها به حداقل رساند.

با پذیرش نظرات اصلاحی کارکنان می توان به تدوین سیستمی پرداخت تا نتیجه مناسبتری برای سازمان به دست آید.

مقدمه

هدف کلیه تلاشهای مدیریت کیفیت جامع در سازمان در جهت بهبود و حفظ کیفیت، جلب رضایت کامل مشتری با کمترین هزینه است.

بهره وری را باید از مجرای اصلاح و بهبود کیفیت تولید، خدمات و همه فعالیتها ازجمله رضایت کارکنان، میزان مشارکت آنان و درگیرساختن آنها، اصلاح کرد.

مدل مدیریت کیفیت جامع (TQM) روش متفاوتی را در نحوه نگرش به شیوه مدیریت فراهم می سازد و یک نوع فرهنگ مشارکتی را توسعه می بخشد که در آن هریک از کارکنــان می تواند مستقیماَ در حوزه های مرتبط با کارش و تصمیم سازی در این مورد مشارکت کند. این مدل از طریق چرخه های کیفیت سازمانــدهی می شود و نگرش مثبت در میان کارکنان نسبت به کیفیت و سازمان ایجاد می کند. و کارکنان بااحترام به یکدیگر می توانند یک محیط کاری بسیار جذاب برای خود فراهم سازند.

فرهنگ مدیریت کیفیت جامع

مدیریت کیفیت نگرشی نو به بهبود کارایی و انعطاف در سازمان است. اهداف اولیه آن درگیرکردن همه کارکنان در همه بخشهای سازمان به کار گروهی است تا خطا حذف شود و از ضایعات جلوگیری شود. درحقیقت فرهنگ سازمانی تضمین می کند که کارها در گام نخست صحیح انجام شود.

انقلاب صنعتــی در قرن 18 اتفــاق افتاد. می توان گفت »انقلاب کامپیوترٍ« حدود سال 1980 روی داد، اما اینک بدون شک ما در اواسط ٍِ»انقلاب کیفیت« هستیم. دوره ای که اثرات و تغییرات متهورانه ای را از یکسو در شرکتها و سازمانها و از سوی دیگر در افراد به وجود آورده است.

مشارکت فعال

به عبارت ساده می توان بیان کرد معنای مدیریت کیفیت جامع عبارتست از درگیرکردن همه افراد در همه امور سازمان، به گونه ای که در جهت اهداف و کوشش هایی قرار گیرند که باعث بهبود عملکرد در تمامی سطوح سازمان گردد.

اجرای برنامه توسعه کیفیت، به تدریج به سمت اهداف فراقسمتی همچون کیفیت، هزینه، نیروی کار و کیفیت زندگی کاری کارکنان سوق می دهد. چنین اقداماتی مطمئنا به افزایش رضایت مشتری و کارکنان منجر می شود.

مدل TQM روش متفاوتی در نگرش به شیوه مدیریت فراهم می کند. (شکل - 1)



مدل مدیریت کیفت جامع براساس نگرش مدیریت با دو مقایسه نگرش سنتی و نگرش مدیریت کیفیت جامع در زیر توضیح داده شده است. (جدول 1)



تواناسازی کارکنان


! نگرش مدیریت کیفیت جامع هم روابط بین کارگر و کارفرما را دگرگون می کند و هم به توسعه اقتصادی توجه دارد.

! تاریخ نشان می دهد که کوشش برای جلب مشارکت کارکنان کار بسیار مشکلی است. سازمانها و واحدهای کارکنان به مکانیسم مشارکت همانند یک رینگ بوکس می نگرند که همیشه یک نفر در آن بازنده است.

! نگرش مدیریت کیفیت جامع بر پایه برد - برد است و روابط فراتر از مباحث صرفاً اقتصادی است و هدف آن بهره گیری تمامی اعضای تیم مشارکت و رهنمون شدن آنها در جهت کیفیت فراگیر است.

! مدیریت کیفیت جامع حقوق و نیازهای کارکنان را به شرح ذیل به رسمیت می شناسد: طراحی مجدد برای استفاده از منافع جمعی، تصمیم گیری جمعی، حل مسئله، نگرش یکپارچه جهت ایجاد تغییر و تحول در سازمان.

! مدیریت کیفیت جامع شامل تمامی سطوح سازمان است. همه با هم برابرند و هر فرد یکی از اعضاء تیم سازمانی به شمار می رود.

TQM! براساس هم افزائی (سی نرژی) کلیه کارکنان بنا شده است نه صرفاً نمایندگان منتخب.

تحول مدیریت کیفیت جامع

َ »موریس فوستر« و »سوزان واتیل« در مقاله خود (مدیریت کیفیت مارپیچ) به بررسی مدیریت کیفیت فراگیر پرداخته اند. آنها از نقاط مبهمی که در مقالات دیگر در مورد مدیریت کیفیت جامع وجود داشت، دوری کردند و سعی داشتند با شفاف سازی تعاریف مختلف، کیفیت جامع این مبحث را به خوبی مطرح سازند.

آنها مدیریت کیفیت جامع را به چهار مرحله اصلی تقسیم کردند.

1 - مرحله کنترل کیفیت: کنترل کیفیت از طریق بازرسی پس از تولید، به شناسایی محصولات معیوب می پردازد. بازرسیها براساس استانداردهاست. در این مرحله تمامی محصولات معیوب باید مرجوع داده شوند.

2 - مرحله تضمین کیفیت: در این مرحله اعتقاد اینست که تنها بازرسی کافی نیست بلکه کل فرآیند تولید می بایست در راستای تامین نیازهای کیفی طرح باشد. تضمین کیفیت مرکز بر دستورالعملها، روشها و رعایت استانداردهای محصول است و طی تولید نیز باید تمامی مراحل استاندارد رعایت گردد. برای این منظور می توان از کنترل کیفیت آماری بهره گرفت.

3 - مرحله کنترل کیفیت جامع: برنامه ریزان کنترل کیفیت جامع تلاش می کنند تا فلسفه تضمین کیفیت را به ورای عملیات ساخت یعنی به بخشهای دیگر سازمانی بسط دهند. کنترل کیفیت جامع بسیاری از ابزارهای استفاده شده در تضمین کیفیت را با هم تلفیق می کند اما هدف از تجزیه و تحلیل یک مشکل تهیــه و تـــدویـن راه حلهای بلندمدت به جای پاسخ به تغییرات کوتاه مدت است. نگرانیهایی از قبیل کاهش مستقیم هزینه و یا افزایش کارایی، در مباحث کیفیت کنار گذاشته می شوند و مسئله بهسازی و گسترش روشها و سیستم های کنترل کیفیت جایگزین تفکرات سازمانی می شود.

سیستم های یکپارچه کامپیوتری بااستفاده از روشهای مناسب مدیریتی می تواند کنترلها را تسهیل سازد. امروزه در بیشتر سازمانها مدیریت سیستم ساخت و دریافت اطلاعات به خارج از درب کارخانه و تا محل ارتباط فروشندگان، توزیع کنندگان و مشتریان در »زنجیره کیفیت« بسط پیدا می کند.

اما مشکلاتی در قبول این سیستم مدیریتی رخ می دهد مثل کنتـرل کیفیت جامع که تصور می شود حرکتی در عرصه شرکت باشد اما درواقع عمدتا ً به بخش تولید محدود می شود.

4 - مرحله مدیریت کیفیت جامع: مدیریت کیفیت جامع، تغییر اساسی در فعالیتهایی است که قبلاً انجام می شده است. در مدیریت کیفیت جامع، ضرورت آنالیز منظم ، طرح و برنامه ریزی و برنامه کاری عملیات همچنان باقی می ماند اما توجه و اهمیت از فرآیندی که به وسیله کنترلهــای بیرونی در توسعه و انجام راهکـار صـورت می گیرد به فرآیندی که از پیشرفت مرسوم و عادی، جایی که کنتـرل در آن در نظر گرفته شده باشد و به وسیله فرهنگ سازمان به پیش می رود، تغییر می کند.

مدیر نقش حمایت کننده و رهبری را به عهده دارد. در TQM مشتری مداری از طریق بهبود مداوم کیفیت حاصل می شود و یک فضای مناسب ایجاد می گردد که همه در آن سهیم هستند و بدون شک هردو طرف از آن بهره مناسب می برنـد و به تدریج مشتــری مداری بــه عنوان بخشی از فرهنگ سازمــانی قــرار می گیرد.

وضعیت کنونی مدیریت کیفیت جامع

در طول نیمه اول قرن بیستم، از مشتریان انتظار می رفت تا هزینه اضافی برای کیفیت را بپردازنــد. به هرحال در فضای رقابتی تجاری دهه های 1980، دیگر کیفیت به عنوان تنها گزینه نیست بلکه کیفیت نیاز مثبتی است که بدون آن یک سازمان نمی تواند به حیات خود ادامه دهد. محصولات و خدمات نیاز به یک تعهد جامع و سیستم جدید مدیریتی یعنی مدیریت کیفیت جامع دارند. همان طوری که دکتر استیو اسمیت در مقاله ای در مجله TQM عنوان می کند که ده دلیل ضروری و اجباری وجود دارد که نتایج حاصله تقریباً غیرقابل تغییرند، این نتایج عبارتند از:

! مشتریان متعهد؛ ! بهبود و گسترش بهره وری؛ ! کاهش هزینه ها؛ ! مشارکت مضاعف کارکنان؛ ! اطمینان از بهبود عملیات؛ ! تصویر بهبودیافته


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد مفاهیم و فلسفه مدیریت کیفیت جامع

دانلودمقاله فلسفه برای کودکان

اختصاصی از فی لوو دانلودمقاله فلسفه برای کودکان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 در وهله اول باید معنای آموزش فلسفه به کودکان را بیان نمود.
فلسفه به مجموع آراء و نظریات اندیشمندان درباره هستی یا جهان، شناخت و ارزش اطلاق می‌شود. در این معنا فلسفه، رشته‌ای از دانشهای بشر تلقی می‌گردد. باید دید آیا کودکان از لحاظ توان عقلی در سطحی قرار دارند که بتوانند با آراء و نظریات فیلسوفان آشنا شوند؟
بدون تردید طرح نظریات فلسفی یا آنچه در مکتبهای مختلف فلسفی مطرح شده است برای کودکان و نوجوانان نه جالب است و نه با سطح رشد عقلانی آنها تناسب دارد. [1]
نگارنده چهار جنبه را در کار فیلسوفان متمایز ساخته است. این جنبه‌ها عبارتند از :
1) فعالیتهای خاص
2) روشهای معین
3) ویژگیهای فکری معین
4) استنباط فیلسوفان از هستی، شناخت و ارزش.
همانطور که در پیش گفته شد معمولاً فلسفه را بعنوان مجموع نظریات فیلسوفان درباره سه موضوع بالا مطرح می‌سازند.
بنظر ما در جنبه‌های دیگر کار فیلسوفان می‌توان روشهایی را که متناسب با تجربیات کودکان و نوجوانان سازگار باشد مطرح نمود.
اکنون جنبه‌های مختلف کار فیلسوفان را مطرح می‌کنیم و مواردی را که می‌توان در آموزش کودکان و نوجوانان از این جنبه‌ها استفاده نمود ذکر می‌کنیم.
جنبه اول بصورت فعالیتهای خاص در کار فیلسوفان مشاهده می‌گردد. این فعالیتها عبارتــند از:
1. تحلیل زبان و فکر
2. ترکیب
3. انتقاد
4. بررسی ارزشها
5. سیر عقلانی
6. تفسیر یا بسط نظریات علمی.
همانطور که قبلاً گفته شد در برخی از اینگونه فعالیتها می‌توان نکته‌هایی را به کودکان و نوجوانان آموخت.
در تحلیل زبان هدف، مشخص کردن مفاهیم کلمات است. [2]
کودک بتدریج بین خود و دنیای خارج فرق می‌گذارد. ابتدا دنیای خارج در نظر او پیچیده و درهم است و خود را جدا از این عالم مبهم و پیچیده نمی‌بیند .... کودک میان موجودات زنده و غیر زنده فرق نمی‌گذارد. بتدریج خود را جزئی از عالم خارج حس می‌کند و در اثر برخورد به اشیاء مفاهیم تازه وارد ذهن او می‌شود. تکامل دستگاه عصبی طفل و رشد قوه بیان او موجبات رشد عقلانی وی را فراهم می‌سازد و محیط اطراف او بتدریج برای طفل معنا و مفهوم خاصی پیدا می‌کند.
مشاهده اشیاء و مقایسه آنها، بتدریج قدرت تعمیم و بررسی مفاهیم کلی را برای کودک میسر می‌سازد. اواسط دوره کودکی 6 تا 12 سالگی معمولاً چند هزار مفهوم در ذهن خود دارد . به کمک این مفاهیم قدرت تفکر کودک توسعه می‌یابد و بتدریج درباره خود و محیط خود اظهار نظر می‌کند.
مربیان بتدریج می‌توانند از این فعالیتهای فلسفی استفاده کرده و به کودکان و نوجوانان در درک نسبتاً درست برخی از مفاهیم کمک کنند.
مراد از تحلیل فکر یا تحلیل نظر، روشن نمودن پایه‌ها و مبانی هر نظر است. این فعالیت پیچیده‌تر از مشخص ساختن مفاهیم است. اما در جریان رشد کودکان و نوجوانان بتدریج درباره امور مختلف اظهار نظر می‌کنند. مربیان باید با توجه به تجربیات آنان کم کم پایه و اساس برخی از گفته‌ها را برای آنها روشن سازند.
در اجرای فعالیتهای ترکیبی می‌توان کودکان و نوجوانان را بتدریج به اجزاء یک شیء آشنا نمود. مثلاً در شناختن درخت توجه به اجزاء آن _ ریشه، ساق، برگ، شاخه و میوه_ برای کودکان جالب است. آنها بتدریج ارتباط اجزاء یک شیء را با هم درک می‌کنند. انتقاد بعنوان یک فعالیت دیگر در زندگی کودکان و نوجوانان مطرح می‌شود. منظور از انتقاد در اینجا ارزیابی رفتار است. کودکان بتدریج اهمیت راستگویی و پرهیز از دروغگویی را فرا می‌گیرند. در پوشیدن لباس و در بازی، همکاری با همسالان، توجه به دلایل یک نوع رفتار بتدریج برای کودکان و نوجوانان میسر است.
خوب و بد و مفید بودن یا زیان بخش بودن یک عمل یا شیء در زندگی کودکان و نوجوانان بتدریج مطرح می‌شود. با توجه به تجربیات کودکان باید بتدریج به آنها کمک نمود تا ارزش امور را درک کنند.
سیر عقلانی نیز در زندگی کودکان و نوجوانان اهمیت ویژه دارد. چنانکه در کتاب «روان شناسی تربیتی» ذکرشده آنگونه از فعالیتهای فرد که مربوط به ادراک و فهم، تشکیل مفاهیم و بررسی معانی کلی، تفکر و تعقل و پیش‌بینی و استنتاج و تعیین هدف و انتخاب وسیله و اقدام به حل مسائل است جزء جنبه عقلانی شخصیت او قرار دارد.
باید توجه داشت که جنبه عقلانی شخصیت کودکان و نوجوانان پایه جنبه اجتماعی، عاطفی و اخلاقی ایشان را تشکیل می‌دهد. مربی باید با توجه به سطح فهم کودکان و برخوردهای مختلف آنها به ایشان کمک کند تا دربارة رفتار خود فکر کنند و قبل از عمل نتیجه کار خود را پیش بینی نمایند. در انجام اینگونه فعالیتها باید متناسب با سطح رشد و تجربیات کودکان و نوجوانان اقدام نمود. باید توجه داشت که کودکان در سایه تجربه امور مختلف را فرا می‌گیرند. تجربه محدود به فعالیتهای حسی نیست. ضمناً کودکان و نوجوانان در فعالیتهای خود منفعل نیستند. به سخن دیگر تجربه بطور کلی تأثیر متقابل فرد و محیط است. فرد ضمن اینکه تحت تأثیر محیط قرار می‌گیرد روی محیط اثر می‌گذارد، محیط را بصورتی خاص درک می‌کند و رویدادها، اشخاص و حوادث را برای خود بصورتی معین در می‌آورد.
مربیان باید توجه داشته باشند که کودکان از ابتدا تحت تأثیر انگیزه‌های فطری و تجربیات خود، در برابر حوادث واکنشهای مختلف ابراز می‌دارند.
در آموزش کودکان و نوجوانان باید به نقش خود آنها توجه نمود و از آنها انتظار نداشت که حالت پذیرندگی داشته باشند و آنچه مربی می‌گوید بپذیرند. و باید توجّه داشت که ادراک کودکان از خود و دیگران ابتدا سطحی است و با واقعیت وفق نمی‌دهد. مفهومِ زمان و مکان برای کودکان روشن نیست. اینگونه امور را کودکان و نوجوانان بتدریج فرا می‌گیرند.
نکته اساسی در آموزش، توجه به تفاوتهای فردی در کودکان و نوجوانان است. در آموزش کودکان و نوجوانان باید توجه داشت که رشد عقلانی با حفظ مطالب و پذیرش آنچه ارائه می‌شود تفاوت دارد. همچنین تمرین و تکرار و تقلید دلیل بر رشد عقلانی افراد نیست. باید بتدریج افراد را تشویق کرد که بصورت عقلانی با امور مختلف برخورد کنند.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   8 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله فلسفه برای کودکان

دانلود مقاله فلسفه نظری تاریخ

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله فلسفه نظری تاریخ دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله فلسفه نظری تاریخ


دانلود مقاله فلسفه نظری تاریخ

نخستین نکته ای که در فلسفه نظری به چشم می خورد این ادعاست که تاریخ همچون موجود زنده متحرکی است که روحی دارد و جسمی و عزمی و آهنگی و حرکتی و هدفی و قانونی و نظامی و محرکی و مسیر ی. این هویت مستقل که براه خود می رود و انسانها  را نیز یا تسلیم خود می کند و یا زیر چرخ های تیز رو و پر شتاب و سنگینش له و مثله می کند  ازجایی آغاز کرده است و از طریقی میگذرد و سرانجام  هم به مقصدی میرسد . فلسفه نظری تاریخ بر این سراست که نشان دهد که این رفتن و بالیدن چگونه صورت میگیرد و آن نقطه نهایی که بار انداز تاریخ است کجاست و چگونه از منزل کنونی ، منزل واپسین را میتوان ولو با ابهام و اجمال تصور کرد ،  و این رفتن به جبر است یا به تصادف ، و گذر از منازل و مراحل گوناگون تاریخی اجتناب ناپذیر است یا چاره پذیر . فلسفه نظری تاریخ را میتوان چنین تعریف کرد که معرفتی است که در آن از حرکت ، محرک ، مسیر و هدف موجودی بنام « تاریخ » بحث میشود
سه  سؤال اساسی که هر گونه فلسفه نظری تاریخ عمدتاً به پاسخ آنها می پردازد بدین قرارند :
تاریخ به کجا میرود . ( هدف ) .
چگونه میرود . ( مکانیزم حرکت . محرک ) .
از چه راهی میرود . ( مسیر و منازل برجسته حرکت ).
ازنظر این کاوشگران ، تاریخ هویتی حقیقی است نه اعتباری  و به سخنی دیگر انسانها و حوادث ، خود تاریخ نیستند بلکه در « تاریخ » اند . تاریخ بشرها را فرا گرفته و در میدان خود گرد آورده و بر گردنشان رشته ای افکنده و آنها را به جایی که خود میخواهد می کشاند .  هگل که می گوید « تاریخ کشتارگاه اراده های فردی انسانهاست » و همو که سخن از«  شیطنت و فریبکاری و مکاری » تاریخ میگوید ، و مارکس که انسانها را در برابر حوادث تاریخ تنها « قابله » یی میشمارد که فقط بوضع حمل مادر آبستن کمک می کنند ، و از کشتن نوزاد و با برانداختن نطفه آن عاجزند .و انگلس که خدای تاریخ را سنگدل ترین خدایان می شمارد که ارابه پیروزی خود را از روی اجساد مردگان و طاغیان به پیش میراند ، همه یکصدا به استقبال هویت تاریخ و بازیگری آن اتفاق دارند و همه توانائی انسان را در برابر تاریخ ، « کشف و وصف » قلمداد می کنند و طفره و نفی .
توین بی گر چه در کار خود محتاط تر است و اگر چه خود را  حتی فیلسوف تاریخ نیز نمینامد و تنها – به ادعای خود – به « تعمیم تجربی »  بسنده می کند اما در نهایت وقتی به نهایت تاریخ می اندیشید فتوی به سرانجامی مشخص و مقدس میدهد و بطریق علمی دولتی کلیسایی را بر همه عالم در آینده ای دور تسلط و تحکیم میبخشد . شپنگر ازهمه اینها بدبین تر و جسورتر است و به هیچ روی لحظه ای تردبد و تسامح نمیکند . در تاریخ به گمان او هیچ رستاخیزی نیست و هیچ تژاد یا ملتی از خواب مرگ خود هرگز برنخواهد خاست . مرگ برای تمدنها همانقدر طبیعی و محتوم است که برای انسانها و جانوران .

 

شامل 25 صفحه فایل word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله فلسفه نظری تاریخ

دانلود مقاله سیر فلسفه در ایران

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله سیر فلسفه در ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

"از قدیمی ترین ادوار تاریخی،در ایران،فلسفه به معنی دیدی درباره ی جهان هستی و آغاز و انجام موجودات وجود داشته است.هر چند که در دوره قبل از اسلام نظرات فلسفی از تفکرات دینی جدا نبوده است ."
تاریخ فلسفهی ایران شامل دو دوره است :دوره قبل از اسلام و دوره اسلامی.
دوره اول :فلسفه ایران دوره قبل از اسلام:فلسفه های این دوره عبارتند از :فلسفه زرتشت یا آئین مزدیسنا،آئین مهر و فلسفه مانی مزدک.
1.آئین مزدیسنا یا فلسفه زرتشت:نامبردارترین متفکر ایران باستان زردشت یا زرتشت است.برخی از محققان وی را موجودی افسانه ای انگاشته اند و بعضی او را تا مرتبه خدائی بالا برده اند. قول مشهور آنست که وی حدود اواسط قرن هفتم یا ششم پیش از میلاد دیده به جهان گشوده است.کتاب مقدس زردشت "اوستا"نام دارد که کتاب دینی زردشتیان است.
مقارن ظهور زردشت ایرانیان به دو گروه متخاصم و با دو جهان بینی مخالف در مقابل یکدیگر قرار گرفتند. "اقبالف لاهوری "متفکر و شاعر پاکستانی در این باره نوشته است:در پرتو ناچیز خاورشناسی کنونی،ایرانیان باستان را می بینم که به هنگام ظهور زردشت به دو جناح بخش شده اند:پیروان نیروها ی خوب خودی و هواداران نیروها ی بد بیگانه،
1.در این زمان آریائیان ایران ،دست از خانه به دوشی برداشته و زندگی کشاورزی آغاز کرده بودند.اقوامی که هنوز خانه به دوش بودند به آنها حمله می کردند و دست به چپاول میزدند.از جمله نتیجه های این ستیزه تقسیم خدایان به دو بخش –دواها(دیوها) و اهوراها-بود دیوها خدای متجاوزان به شمار می آمدند و اهوراها خدای آریائیان ایرانی.
زردشت نیز پا در میدان این پیکار مینهد و با شور اخلاقی خود ،پرستش دیوان بیگانه را منسوخ می کند و شعائر دشوار کاهنان مغ را از رواج می اندازد ."
فلسفه زردشت:اصول فلسفه زردشت به قرار زیر است:
1.اهرامزدا و اهریمن (نور و ظلمت)زردشت ارواح نیک مورد پرستش گذشتگان را وحدت بخشید و آنرا اهورامزدا(خدای نور و نیکی ها)نام نهاد.
2.یکتاپرستی:برخی از محققان زردشت را دوگانه پرست خوانده اند و برخی یکتا پرست(موحد).آنان که اعتقاد به یکتا پرستی زردشت دارند معتقدند که وی در اصل بنیادی،یعنی اهرامزدا و اهریمن را وجود دوگانه یک وجود ازلی (خدای یکتا)می داند.بنابراین زردشت از نظر دینی یکتاپرست است و از نظر فلسفی دو گرا.
3.جهان شناسی و اخلاق: به نظر زردشت واقعیت ها دو بخش اند:هستی(نور)و نیستی ( ظلمت) .هستی ها یا مجموعه آفریده های خوب از خدای خوبیها،یعنی اهورامزدا سر چشمه گرفته اند و نیستی ها ویا مجموعه آفریده های بد از روح بد پسند اهریمن بد کنش زاده شده اند. جهان میدان نزاع و کشاکش نیروهای خوب و بد (نیروهای اهورائی و اهریمنی )است.سرانجام این ستیزه شکست نیروهای بد از نیروهای خوب و پیروزی اهورامزدا بر اهریمن خیره سر خواهد بود.وظیفه انسان در این نزاع آنست که جانب نیکی را بگیرد و علیه بدی به پیکار برخیزد.به نظر زردشت راه راستین زیستن و برتری قانوناخلاقی همین است.گرایش به نیکی و احتراز از بدی.
1.مغ:مغان در اصل قبیله ای از قوم عاد بودند که مقام روحانیت منحصرا به آنها تعلق داشت آنگاه که آئین زردشت بر نواحی غرب و جنوب ایران،یعنی ما و پارس مستولی شد،مغان پیشوایان دیانت جدید شدند.در کتاب "اوستا"نام طبقه روحانی را به همان عنوان قدیمی که داشته اند یعنی آترون(athravan )می بینیم اما در عهد اشکانیان و ساسانیان معمولااین ظایفه را مغان می خواندند.
4.سرنوشت انسان:روح و نهاد انسان آفریده ی خداست .اگر آدمی با پلیدیها به پیکار برخیزد و با سپاه اهریمن بجنگد بر زندگی جاویدان دست می یابد و به "اصل روشنایی"میپیوندد و اگر به بدی ها روی آورد اسیر ظلمت ابدی تیره بختی همیشگی خواهد شد.
5.کشاورزی و تقدس عناصر چهار گانه:چون کشاورزی اساس زندگی مادی آریائیان بود ،زردشت کشاورزی و آب وزمین(خاک)را مقدس شمرد.و بهترین جای زمین را برای جلوگیری از آلودگی خاک بود که زردشت به پیروان خود دستور داد جسد مرده را در خاک نهند و آن را در بنایی استوانه ای شکل بدون سقف(دخمه)قرار دهند تا طعمه لاشخوران گردد . "همچنین زردشت آتش را به عنوان مقدس ترین عناصر گرامی شمرد. به نظر وی آتش نشان هستی نورانی اهورامزدا (خدای متعال)است.بنابراین باید آنرا پیوسته در آتشکده ها "فروزان نگه داشت و از آلودگی آن جلوگیری کرد.
2.آئین مهر (میترائیزم):مهر پرستی وجهی از آئین زردشت به شمار میآید.مهرپرستان،مهر(خورشید)را خدای" نور"می دانستند و مورد پرستش قرار می دادند. آنها روح انسانی را بخشی از وجود خدا می پنداشتند و برای پیوستن روح به خدا آداب و عباداتی خاص انجام می دادند از جمله آداب مذهبی آنها قربانی کردن گاو بود.
آئین مهر پرستی از قرن اول یا دوم میلادی در امپراتوری روم شرقی رواج یافت کلیسای مسیحی با آن به مبارزه بر خاست و در قرن پنجم آنرا نابود کرد.
3.آئین مانی:مانی اوایل قرن سوم میلادی (215یا216)در سرزمین قدیمی بابل متولد شدو به سال 276میلادی به دستور شاپور ساسانی مصلوب گردید.پدر و مادر
1.آئین مهر هم بر آئین مسیح تاثیر گذاشت .هم بر فرهنگ ایران.آگاهی ما از این آئین به علت از میان رفتن استاد مربوط به آن-اندک است.برای مطالعه در باب آئین مهر غیر از کتب تاریخ ادیان،خواندن کتاب "جستار درباره مهر و ناهید"تالیف مجمد مقدم چاپ مرکز مطالعه فرهنگ ها ،سودمند است.
وی ایرانی بودند .مانی ابتدا مسیحی بود سپس عقاید زردشت را مطالعه کرد و تصمیم به اصلاح آن گرفت.به هند رفت و با فلسفه بودا آشنا شد و سر انجام آئین،یا فلسفه ای عرضه کرد که آمیخته ای از اندیشه های زردشتی،بابلی،بودایی و مسیحی بود.کتاب مذهبی مانی "ارتنگ یا ارژنگ"نام داشت که پیامبر خوش ذوق ایرانی آنرا با نقاشی های زیبا آراسته بود .
فلسفه مانی:اصول فلسفه مانی را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
1.نور و ظلمت:اشیا مرکب از دو اصل جاویدانند:نور و ظلمت. نور ،اصل"نرینه جاویدانند و همیشه بوده اند.
2.شیطان،منشا فعالیت عالم:شیطان ،نخستین زاده ظلمت است و منشا فعالیت عالم به شمار می رود این موجود پلید از لحظه ای که زاده شد و به خطه شکوهمند پادشاه"نور"حمله ور گردید.پادشاه نور برای مقابله با او "انسان نخستین"را آفرید.انسان نخستین پس از ستیزه ای فرساینده شکست و شیطان ،عناصر نور رابه ظلمت آمیخت.پادشاه نور به قصد نجات ذرات نور جهان را پدید آورد.بدین گونه مانی نخستین حکیمی بود که جهان را معلول فعالیت شیطان و اساسا بد دانست.
3.راه رستگاری:برای رستگاری باید روشنی را از تاریکی جدا کرد.بدین معنی که فساد و بدی را که مربوط به تاریکی هستند،از خود دور کرد و از لذات دنیوی مانند خوردن گوشت و شراب و جمع مال و خصوصا ازدواج و تولید مثل خودداری ورزید پیروان مانی دو گروه بودند:برگزیدگان و شنوندگان.برگزیدگان مردمی نیکوکار بودند که تن به ازدواج نمی دادند و گوشت(بجز گوشت ماهی)و شراب نمی خوردند و شنوندگان کسانی بودند که زندگی معمولی داشتند ولی می بایست از مال پرستی و دروغ گویی بپرهیزند.
4.مزدک و فلسفه او :مزدک و فیلسوف جامعه گرایی و مردم گرایی ایران باستان در عصر انوشیروان ساسانی(قرن ششم میلادی)زاده شد.مزدک همانند مانی اشیا را معلول
1.این نظر شبیه عقیده چینیان است در باب آفرینش
آمیزش دو اصل مستقل و جاویدان می دانست اصل شید(روشنایی)و اصل تار(تاریکی ). اما بر خلاف مانی معتقد بود که آمیزش و جدایی دخالتی نمی تواند داشته باشد ."ممتازترین جنبه فلسفه مزدک،مردم گرایی اوست.مزدک می گفت که همه افرادانسان برابرند ولی دیوان بد خواه که می خواهند جهان خدایی را صحنه بی نوایی بی پایان گردانند،یا جعل مفهوم مالکیت انفرادی ،مردم را با یکدیگر بیگانه و دشمن می سازند."با این اندیشه بود که مزدک مرام اشتراکی را پیشنهاد کرد و سر مایه داری را محکوم ساخت."مزدک و پیروان وی به تحریک موبدان زردشتی و به امر انوشیروان نابود شدند.
دوره دوم:دوره ی اسلامی فلسفه ایران :بعد از آنکه مردم ایران به آئین اسلام گرویدند و فرهنگ اسلامی در این دیار مستقر شد،در پرتو قرآن و احادیث نبوی و روایات و تعالیم امامان،اسعداد و نبوغ ایرانیان در فلسفه به کمال رسید و اندیشه های فلسفی متفکران این مرز و بوم عالمگیر شد.بزرگان فلسفه اسلامی بیشتر ایرانی بودند و آنچه امروز در عالم به نام "فلسفه اسلامی"شهرت دارد،در واقع ثمره رنج فیلسوفان مسلمان ایران زمین است .
به طور کلی در فلسفه اسلامی دو دوره دیده می شود:دوره ترجمه ودوره تفکر فلسفی.
1.دوره ترجمه:نهضت ترجمه متون فلسفی و علمی در پایان خلافت بنی امیه(132-40هجری) آغاز شد و با استقرار عباسیان (656-132هجری یعنی از قرن هشتم تا سیزدهم میلادی )در بغداد و بالاخره تاسیس(بیت الحکمه-که به ترجمه کتب علمی و فلسفی اختصاص داشت –توسط مامون عباسی (قرن سوم هجری )به اوج فعالیت رسید.
بین نیمه دوم قرن دوم و نیمه دوم قرن چهارم هجری اکثر ماخذ مهم علمی قدیم از یونانی و سریانی و پهلوی و سانسکریت به عربی برگردانده شد و شاهکارهای فلسفی یونان همچون آثار افلاطون و ارسطو و نوافلاطونیان در دسترس مسلمانان قرار گرفت.مترجمان آثار یونانی اکثر نسطوری بودند و مترجمان آثار پهلوی و سانسکریت زردشتیان مسلمان شده ایرانی .
2- دوره تفکر فلسفی : این دوره از زمانی آغاز شد که از میان مسلمین ،نخستین مسلمان به تفکر فلسفی نشست ،به مسائل فلسفی پاسخ گفت و دستگاهی تازه در فلسفه ایجاد کرد . به بیان دیگر آغاز دوره تفکر فلسفی همزمان یا پیدایش اولین فیلسوف اسلامی است.برخی ازمحققان ایرانشهری را نخستین فیلسوف اسلامی دانسته اند .لکن آثاری ازاودردست بیست .اکثرپژوهندگان فلسفه اسلامی اولین فیلسوف اسلامی را ابویعقوب کندی می دانند وی از نژاد عرب واز قبیله کنده بود ودر نیمه دوم قرن دوم (سال 185 )هجری درکوفه متولد شدودرحدود سال 260 هجری درگذشت .نوشته اند که کندی 260 اثر فلسفیداشته است .اما متاسفانه امروز بیش از 50- 40 رساله از اودردست نیست این خرد مند بزرگ آغاز گر راهی بود که به وسیله ملاصدرا – فیلسوف بزرگ ایرانی عصر صفوی – به کمال نهایی خود رسید . در فاصله زمانی این دو خردمند بزرگ (کندی وملاصدرا ) متفکرانی همچون فارابی ،ابن سینا ،زکریای رازی ،امام محمد غزالی ،شیخ شهاب الدین سهروردی ،میرداماد و صدها متفکر دیگر ظهور کردند و فلسفه و تمدن اسلامی را شکوهمند ساختند .
هرکدام از این متفکران ،دارای نظریه های درخشانی در فلسفه بوده است بحث از تمام این نظریه ها در این مختصر امکان پذیر نیست . در اینجا فقط روش های فکری فلسفه اسلامی را مورد بررسی قرار می دهیم :
1- روش فلسفی مشائی (مکتب مشا PERIPATETICISM ) برمبنای این روش ،حقیقت ،تنها به وسیله استدلال منطقی وبرهان عقلی کشف می گردد .فیلسوف بایداز حرب خویش و قیاس منطقی برای حل دشواری ها کمک گیرد . فیلسوفان مشائی یا مشائیان پیرو ارسطو بودند وبه شرح وتفسیر نظرات فلسفی وی همت گماشتند .البته جز آنها نیز نظریات خاصی در زمینه های مختلف فلسفه اظهار کرده اند .
1- مشاءبه معنی (راه رونده است و علت آنکه فلسفه ارسطو را فلسفه مشاءگفته اند آن است که این فیلسوف ضمن راه رفتن با شاگردان خود مباحثه می کرد و به آنها تعلیم می داد .

 

 

 

اکثر فیلسوفان اسلامی روش مشائی داشته اند .نامبرارترین فیلسوف اسلامی این مکتب ابن سینا( 428 – 370 ه ) است ابو نصر فارابی ،کندی ،خواجه نصیر طوسی (قرن هفتم هجری )،میرداماد فیلسوف عهد صفوی (قرن یازدهم هجری ) از جمله پیروان این مکتب به شمار می آیند .
2- روش فلسفی اشراقی (مکتب اشراق IIIuminism): به نظر پیروان مکتب اشراق ،تنها به مدد برهان عقلی و شیوه استدلالی نمی توان به حقیقت دست یافت ،بلکه برای حل مشکلات جهان گذشته از استدلال و تعقل ریاضت و تزکیه نفس و صفای باطن نیز لازم است .
فیلسوفان اشراقی پیروافلاطون بودند واز نظرات وی و نیز از تفکرات فلاسفه باستانی ایران الهام می گرفتند . متفکر بزرگ مکتب اشراق شیخ شهاب الدین سهروردی (587- 549 ه ) معروف به شیخ اشراق بود قطب الدین شیرازی (قرن 8 ه ) وعلامه سهروردی (قرن 6و7 ه ) دیگر فیلسوفانی هستند که به روش اشراقی گرایش داشتند .
3- روش کلامی (مکتب متکلمان ): متکلمان همانند فلاسفه مشاءبر استدلال منطقی وبرهان عقلی تکیه دارند امابرخلاف فلاسفه می کوشند تا نتایج اندیشه هایشان با مسائل دینی مغایر نباشد . همچنین پایه استدلالشان بر حسن و قبح است . بدین معنی که همه چیز رابا معیار بدی (زشتی ) وخوبی می سنجند . مثلا" چنین استدلال می کنند که فلان چیز زشت است وفلان چیز نیک . درحالی که فلاسفه معتقدند " حسن و قبح "مربوط به دایره زندگی انسان است ودر مورد مسائل مربوط به خدا و جهان و هستی با این گونه معیارها نمی توان داوری کرد .

مکتب کلامی مشتمل بر دو شیعه است : کلام اهل تسنن (کلام معتزلی و اشعری )وکلام شیعه ،بزرگترین متکلم شیعی ،خواجه نصیر طوسی است .کتاب تجریدالعقاید وی از معروف ترین کتب کلام است .بعداز خواجه نصیر ،کلام شیوه ای تازه یافت ورنگی فلسفی به خود گرفت . از میان متکلمان اشعری ،ابوالحسن اشعری (324- 360 هجری قمری ) را می توان نام برد وی پیشوای مکتب اشعری نیز بود . از جمله کتابهای کلامی وی مقامات الاسلامین نام دارد . پیشوای مکتب معتزلی و اصل بن عطا (حدود 80 تا 131 هجری قمری )است واز میان متکلمان معتزلی ،نظام (قرن دوم هجری ،متوفی 200 ه ) ابوابل لهذ علاف ،قاضی عبدالجبارصاحب کتاب مغنی وزمخشری صاحب تفسیر کشاف را می توان به عنوان نمونه نام برد .
4- روش شهودی (مکتب عرفان و تصوف ) : برمبنای این مکتب رسیدن به حقیقت تنها با عشق و صفای باطن و تصفیه نفس میسر است .زیرا عقل و استدلال ره به مقصود نمی برد . عارفان برآنند که هدف ،تنها کشف حقیقت نیست ،بلکه رسیدن به حقیقت نیز هست .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 15   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سیر فلسفه در ایران