موضوع:
دانلود فایل ریکاوری (twrp) گوشی سامسونگ J200G با ورژن DDU2APJ2 با لینک مستقیم

میتوانید فایل ریکاوری این مدل گوشی را از طریق لینک مستقیم دانلود نمایید
با تشکر
دانلود فایل ریکاوری (twrp) گوشی سامسونگ J200G با ورژن DDU2APJ2 با لینک مستقیم
موضوع:
دانلود فایل ریکاوری (twrp) گوشی سامسونگ J200G با ورژن DDU2APJ2 با لینک مستقیم

میتوانید فایل ریکاوری این مدل گوشی را از طریق لینک مستقیم دانلود نمایید
با تشکر

1- آیا کمبود درآمد در محدوده مورد مطالعه باعث مهاجرت روستائیان شده است ؟
2- آیا کمبود اشتغال باعث مهاجرت روستائیان در منطقه شده است ؟
3- آیا وجود ناامنی باعث مهاجرت روستائیان در منطقه شده است ؟
4- آیا خشکسالی عامل مهاجرت روستائیان در منطقه بوده است
1- روش کتابخانه ای
2- روش اسنادی و آرشیوی
3- روش میدانی
ارائه فرضیه
1- اختلاف زیاد سطح در آمد در نواحی روستایی با نواحی شهری به افزایش روند مهاجرت کمک می کند.
2- خشکسالیها و کاهش نزولات جوی در منطقه مورد مطالعه موجب افزایش مهاجرت روستائیان به مناطق شهری شده است.
3- نا امنیهای چند سال گذشته به دلیل همجواری با کشور افغانستان و عبور قاچاق از منطقه مورد مطالعه موجب افزایش روند مهاجرت شده است.
موقعیت جغرافیایی شهرستان تایباد :
شهرستان تایباد در شمال شرق کشور جمهوری اسلامی ایران، از طرف شمال به شهرستان تربت جام از طرف شرق به کشور افغانستان ، از جنوب به شهرستان خواف و از طرف غرب به شهرستان تربت حیدریه محدود می شود.
فایل پاورپوینت 51 اسلاید

مقدمه
شناسایی وضعیت تغذیه ای باغهای میوه درمدیریت موادغذایی بمنظورافزایش تولیدوبهبودکیفیت میوه ها کاری ضروری واجتناب ناپذیراست.کاربردموادغذایی موردنیازدرزمان مناسب وبه مقدارمناسب برای سلامت باغهای میوه ضروریست. کاربرد موادغذایی موردنیازبه شکل صحیح نیزخیلی مهم است. همچنین وجودموادغذایی دریک محدوده مطلوب موجب افزایش رشد وتولید میشود . افزایش کمیت وکیفیت محصول درباغات میوه علاوه برخودکفایی وتامین موادغذایی موردنیاز مردم در داخل کشور از نظرصادرات نیز حائز اهمیت است.
اهداف:
* افزایش عملکردمحصول درباغات میوه
* افزایش کیفیت وبازارپسندی محصولات باغی
* افزایش خاصیت انباری ومدت زمان نگهداری میوه ها درسردخانه
* رفع علایم کمبودعناصرغذایی وکنترل ناهنجاریهای فیزیولوژیکی
* حفظ محیط زیست با مصرف بهینه کودهای شیمیایی
* بهداشت محصولات غذایی وتامین سلامت جامعه
* افزایش عمراقتصادی (مدت زمان بهره برداری) درختان میوه
* افزایش مقاومت درختان میوه به آفات وبیماریها
روش چالکودکه درواقع نوع خاصی ازجایگذاری موضعی کودها می باشدیکی ازبهترین روشهایی است که ضمن کاهش سطح تماس کودباخاک،موجب افزایش غلظت کوددرنزدیکی ریشه شده وازاین طریق رشدمطلوب درختان رافراهم می نماید.دراین روش درنزدیکی ریشه درخت چاله هایی حفرکرده وسپس آنهارابامخلوط کودهای آلی وشیمیایی پرمیکنند.
چاله هابایستی درقسمت انتهایی سایه اندازدرخت که بیشترریشه های جوان وفعال دراین منطقه قرارمیگیرندحفرشوند،چون توانایی ریشه های جوان وفعال درجذب آب و عناصرغذایی بیش ازریشه های پیر
می باشد.به علاوه باحفرچاله درچنین مناطقی به ریشه های اصلی وقطوردرختان صدمه ای واردنمی شود.محل چاله بایددرجایی باشدکه آب آبیاری حتمابه طریقی آن راخیس کند.بطورکلی برای هردرخت 10ساله یابالاتر2تا4چاله به عمق 40-50سانتی متروبه قطر30-40سانتی متردراطراف درخت ودرفاصله حداقل1تا1.5متری ازتنه درخت (بسته به سن درخت)ایجادمی شوند.
فایل پاورپوینت 29 اسلاید

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :153
بخشی از متن مقاله
مقدمه
در آغاز کلمه نبود. انسان بود و اشیای پیرامونش. و انسان خواست که بشناسد. و برای شناختن نیاز به کلمه داشت؛ به اسم. تا پیش از شناختن اشیا، پیش از ترسیم صور اشیا در ذهن اسم اشیار را بداند. و انسان اسم گذاشت بر اشیا.(1)
اسامی آن چه پیرامون انسان است – و البته آن چه در ذهن و فکر و روح اوست، کوشش اوست برای شناختن. این اسمها و کلمات، علامات و نشانههایی هستند که به معانی معینی دلالت میکنند و واضح آنها انسان است. انسان بر حسب قرارداد و به دل خواه خود، در ابتدا بر اشیای پیرامونش اسم گذاشت و این نشانههای وضعی/ قراردادی شدند نامهای واقعی اشیا. «نشانهها وسایلی مقتصدانه هستند برای بیان معنایی که یا حاضر است و یا قابل وارسی.»(2) انسان وقتی شیئی را دید، تعریفی از آن شیء بر حسب صورت ظاهر، هویت و کارکرد آن – و اگر آن شیء مفهومی ذهنی یا عقلی بود، تعریفی حاصل از ادراک آن – در ذهنش نقش بست و به منظور آن که از آن پس برای نامیدن آن شیء همهی معنایی را که در ذهنش دارد، با تمام حدود و ثغور آن به زبان نیاورد، به نامگذاری آن پرداخت. و از این رو است که نشانهها «همه وسایلی مقتصدانه» هستند «برای بیان تعریفی طولانی» و «موجب صرفهجویی در اعمال ذهنی».
نام اشیا را –از آن رو که به معنایی دلالت میکنند – دال، و معنای نهفته در آن را – که همان صورت ظاهر اشیا و مجموعهی ویژگیهای آنهاست- مدلول میخوانیم. بنا بر تعریفی که از نامها و نشانهها ذکر شد، دلالت این نشانهها بر معنا دلالتی وضعی و قراردادی است؛ نه مبتنی بر شباهت واقعی میان دال و مدلول. هم چنیناند علامتهای اختصاری یا نشانههایی نظیر علامات راهنمایی و رانندگی.
با وجود قراردادی بودن رابطهی میان دال و مدلول در نشانهها و از آن جهت که اشیا پیش از وضع این نامها اسم دیگری (در ذهن انسان) نداشتند، مدلول این گونه اسمها معنای حقیقی آنها محسوب است و انسان به محض شنیدن یا خواندن این اسامی، صور این اشیا را با همهی خصوصیات ظاهری و باطنی که از آنها میداند، به ذهن میآورد؛ بدون آن که ذهن در این فرایند شناختن دچار تکلف و زحمت شود. چرا که اسمها در حکم علامتهایی هستند که پس از وقع معنایی ثابت، معین و همه فهم دارند.
اما این اولین و ابتداییترین کوشش انسان است برای نهان کردن معنا در پوشش لفظ و نشانه. کوششی که به جز صرفهجویی و اقتصاد در اعمال ذهنی و زبانی و سهولت در ایجاد ارتباط با دیگران انگیزهی دیگری مسبب آن نیست. در عین حال این نشانهها در حکم آینههایی هستند که معنای مورد نظر را به روشنی و وضوح باز میتابانند و این معنا «واقعیتی است حاضر و موجود، یا واقعیتی که میتواند حضور داشته باشد.(4)»
پوشیدگی و عدم صراحت شیوهها، دلایل و انگیزههای دیگری نیز دارد و منجر به آفرینش شگردها و انواعی چون استعاره، تمثیل، نماد و رمز میشود؛ اصطلاحاتی که هر یک ، روشی است برای بیان مقصود و با وجود گونهگونی و بعضاً داشتن وجه تمایز با انواع دیگر، گاه به اشتباه به جای یک دیگر به کار میروند. در ادامه به بحث و بررسی پیرامون این اصطلاحات، تعریف هر یک، درجات پوشیدگی معنا در هر کدام، نوع رابطهی دال و مدلول در هر یک و علل و انگیزههای به کار بردن آنها پرداخته خواهد شد و البته نانوشته پیداست که مقصود از این تطویل کلام چیزی نیست جز به دست دادن تعریفی نسبتاً جامع و مانع از «تمثیل» و «بین تمثیلی» که موضوع اصلی این رساله است.
فصل اول: تمثیل
1- تمثیل در حوزهای بلاغت
تمثیل در لغت به معنای « مثال آوردن، تشبیه کردن، مانند کردن، صورت چیزی را مصور کردن، داستانی یا حدیثی را به عنوان مثال بیان کردن و داستان آوردن»(1) است. با توجه به ریشهی لغوی کلمه تمثیل – که شباهت و همانندی را میرساند-و نیز با مروری مختصر بر معانیای که ذکر شد، حوزهی کاربرد این کلمه مشخص میشود. کاربرد فراوان و بسامد زیاد این اصطلاح در حوزهی دانش بلاغت ما را بر آن میدارد که ابتدا در میان تعدادی از آثار بلاغی به جستجوی ردپای این اصطلاح بپردازیم و نظر چند تن از صاحب نظران علم بلاغت را در این باره گرد آوریم.
عدهای تحت تأثیر معنای لغوی این اصطلاح، آن را از جنس تشبیه یا حتی برابر با آن میدانند و عدهای دیگر آن را از خانوادهی استعاره و هم نوع آن میشناسند. سکاکی از جمله کسانی است که تمثیل را نوع خاصی از تشبیه میدانند و برای آن ویژگیهایی را برمیشمارند. او معتقد است تمثیل تشبیهی است که در آن «وجه شبه صنعتی غیرحقیقی باشد و از امور مختلف انتزاع شده باشد.»(2) عبدالقاهر جرجانی تشبیه را به دو قسم دسته بندی میکند: یکی تشبیهی که آنقدر روشن و واضح است که نیاز به تأویل و توضیح ندارد. دیگر تشبیهی که برای یافتن وجه شبه آن، نیاز به توضیح و تأویل باشد. او تشبیه نوع دوم را تمثیل مینامد و مینویسد: «تمثیل در اصل باید تصویر و تمثیل گردد و آن عبارت است از تشبیه منتزع از اموری چند و چیز است که جز از رهگذر یک یا چند جلمه حل نمیشود.»(3) آن گاه نتیجه میگیرد که «تشبیه، عام و تمثیل، اخص از آن است. پس هر تمثیلی تشبیه است هر تشبیهی تمثیل نیست.»(4)
انتزاع وجه شبه از دو یا چند چیز،, مشخصهای که در تعریف سکاکی و جرجانی از تمثیل آمده است. ضمناً هر دو معتقدند که تمثیل، زیرمجموعهی تشبیه است؛ پس وجود شبه و مشبهبه در ظاهر کلام ضروری است. این مشخصات ذهن را متوجه شیوهای میکند که در کتب بلاغت متأخر به «تشبیه مرکب» معروف است. و آن تشبیه حالتی است به حالت دیگر. تشبیهی که وجه شبه آن حاصل برهم کنش دو یا چند چیز است:
شکسته دل تر از آن ساغر بلورنیم که در میانهی خارا کنی ز دست رها
(خاقانی)
پیداست که در این تشبیه، دل شکستگی تنها به ساغر بلورین مانند نشده است؛ بلکه به ساغر بلورینی که در میان سنگ خارا از دست رها شود. به همین دلیل چنین تشبیهی برا کشف وجه شبه نیازمند مقداری کوشش ذهن و درجهای از تأویل و توضیح است. اما بهتر است این شیوهی بیان را «تشبیه تمثیلی» بنامیم تا از اقصام دیگر تشبیه متمایز شود.
اما صاحب جامع الکبیر دربارهی تمثیل نظر دیگری دارد. ابن اثیر میگوید تمثیل «تشبیه بر سبیل کنایه است بدینگونه که چون ارادهی اشارت به معنایی کنی، الفاظی به کاربری که دلالت بر معنایی دیگر داشته باشد. ولی آن الفاظ و آن معانی دلالت برمعنایی داشته باشند که مقصود توست.» آنگونه که از تعریف ابن اثیر برمیآید، در تمثیل لفظ مشبه ذکر نمیشود. بلکه تشبیه «برسبیل کنایه» و پوشیده میماند و تنها مشبهبه در کلام ظاهر میشود.
نویسندهی انوارالربیع نیز در پوشیده بودن تشبیه با ابن اثیر موافق است. علاوه بر این او تعاریف و مفاهیم دیگری نیز بر تمثیل میافزاید: «و آن تشبیه حالی است به حالی، از رهگذر کنایه، بدینگونه که خواسته باشی به معنایی اشارت کنی و الفاظی به کاربری که بر معنایی دیگر دلالت دارد. اما آن معنا خود مثالی باشد برای مقصودی که داشتهای، و اینگونه سخن گفتن را فایدهای است ویژهی خود که اگر به الفاظ خاص خود گفته شود، چندان تأثیر ندارد و راز آن در این است که در ذهن شنونده، تصوری بیشتر ایجاد کند. زیرا شنونده هنگامی که در دل خویش مثالی را تصور کند که مخاطب مستقیم آن نباشد، با رغبت بیشتری آن را پذیرا خواهد شد.(6)» در این تعریف، تمثیل تشبیه حالتی به حالت دیگر است بدون ذکر مشبه. یعنی معنایی که مورد نظر است با لفظ دیگری بیان میشود. لفظی ناظر بر معنایی که خود، مثالی است برای مقصود مورد نظر. علاوه بر این تعریف فوق بر جنبهی تأثیرگذاری و جذابیت تمثیل نیز تأکید میکند و آن را یکی از فواید تمثیل برمیشمارد. بنابراین تعریف صاحب انوارالربیع نسبت به تعاریف دیگر کاملتر و شاملتر است.
اما با نظری دوباره بر دو تعریفی که از تمثیل بیان شد، در مییابیم که این گویندگان تمثیل را در حیطهی استعاره تعریف میکنند؛ از آن جهت که معتقدند مقصود گوینده از راه الفاظی بیان میشود که برمعنای دیگری دلالت میکنند. به بیان سادهتر یعنی حذف مشبه- که مقصود گوینده است- و ذکر مشبهبه – که مثالی است برای مقصود گوینده. به دلیل آن که این تعریف، شیوهای متفاوت با «تشبیه تمثیلی» را بیان میکند، شابد بهتر باشد که نام آن را «استعارهی تمثیلی» بگذاریم. بنابراین از این پس با دو اصطلاح در حوزهی علم بلاغت مواجهیم: تشبیه تمثیلی که تشبیه حالتی است به حالت دیگر با ذکر هر دو حالت در کلام و استعارهی تمثیلی که بیان حالت و وضعیتی است شبیه وضعیت مورد نظر؛ بدون آن که وضعیت مورد نظر مستقیماً به لفظ درآید البته جرجانی هم به شگردی هم چون استعارهی تمثیلی قایل است اما نام آن را مثل میگذارد: «هر گاه شبه در یک چیز به تنهایی وجود داشته باشد- بیآن که از پیوند آن چیز با چیز دیگر فراهم آید- یک کلمه میتواند استعاره باشد […] و هر گاه انتساب شبه به تنهایی به یک کلمه ممکن نباشد؛ بلکه، این شبه از حلال او و غیر او گرفته شود، دیگر آن اسم مستعار نیست؛ بلکه، کلام یک جا مثل است.»(7)
بد نیست از میان ادبای متأخر نظر صاحب معالم البلاغه را نیز در این باره جویا شویم. او «استعارهی مرکب» ،«استعارهی تمثیلیه» و «تمثیل بر وجه استعاره» را عناوین متعدد برای یک روش بیان میداند و مفهوم این اصطلاحات را این گونه توضیح میدهد: «دو صورت را که هر کدام منتزع باشد از امور متعدده در نظر گرفته یکی از آن و را به دیگر تشبیه نمایند. آن گاه لفظی که بر مشبهبه دلالت دارد بالمطابقه اطلاق کنند بر مشبه، به ادعای دخول مشبه در مشبهبه. پس در استعاره ی تمثیلیه هر یک از مستعارله و متعارمنه مرکب یعنی هیئت منتزع از دو یا چند چیز است و وجه جامع نیز لامحاله هیئت منتزع و مشترک بین الهیئتین خواهد بود.»(8)
مصراع دوم بیت زیرمصداق این تعریف است:
به هر که عرضه دهم درد خویش مینگرم که غرفهام منو او بر کنار میگذارد
(عرفی شیرازی)
اما همین نویسنده مثل را زیرمجموعهی استعارهی تمثیلیه میداند و معتقد است مثل استعارهای است که استعمالش جای و شایع باشد. پیداست که این تعریف ناظر بر مفهوم «ضرب المثل»یا همان «قول سایر» است.
مروری کلی بر تعاریفی که ذکر شد نشان میدهد، تمثیل- چه در ساختار تشبیهیاش به صورت تشبیه تمثیلی و چه در ساختار استعاری و به شکل استعارهی تمثیلی – یک مشخصهی ثابت دارد و آن ترکیبی بودن مثال و ممثول است. تشبیه حالتی به حالت دیگر، وضعیتی به وضعیت دیگر و ترکیب عناصری به ترکیب عناصر دیگر – و نه عنصر واحدی به عنصر واحد دیگر- همان چیزی است که شایستهی اصطلاح تمثیل است.
2- روایتهای تمثیلی 2-1- تمثیل از دیدگاه نقد ادبی معاصر
از بلاغت قدیم و انحصار اصطلاح تمثیل در چارچوب تشبیه و استعاره که بگذریم، به تعریفی دوباره، دقیقتر و ناظر به جزئیات بیشتری از ویژگیهای این کلمه میرسیم. تمثیل در اصطلاح ادبی معاصر «گونهای تصویر «ایماژ» یا داستانی است که پشت معنای لفظی یا ظاهری آن، معنای مشخص دومی هم پنهان باشد.»(9) به تعبیر دیگر «به داستان یا روایتی گفته میشود که دارای دو لایهی معنایی ظاهری و باطنی باشد که در آن تمامی وقایع، شخصیتها و اعمال سطح روبنایی دارای مرجع مشابهی در سطح درونی است.»(10) میبینیم که بر جنبهی روایی و داستانی بودن تمثیل تأکید میشود. هم چنین «معنای دومی» که در این تعرایف از آن یاد میشود، پنهان است و به راهنمایی لایهی معنایی ظاهری باید بدان دست یافت. داشتن معنای باطنی و پنهان همان است که در شیوهی ادبی استعاره به آن اشاره میشود. در استعاره نیز تنهه مشبه به ذکر میشود و رسیدن به مشبه محذوف – که مقصود استعاره پرداز است- با کوشش ذهنی مخاطب و با توجه به قراین لفظی یا معنو امکان پذیر است. نتیجهای که از این بحث حاصل میشود آن است که تمثیل در اصطلاح معاصر، شکلی از استعاره است؛ اما استعارهای که به گونهی داستان «روایت میشود» و شامل وقایع و اشخاص است. حال آن که استعاره در شکل سادهاش، تنها یک عنصر است که به جای عنصر دیگر- و البته با علاقهی مشابهت – در کلام میآید. جمع شدن چند عنصر و به اصطلاح چند بعدی بودن تمثیل سبب میشود که گاهی آن را «استعارهی گسترده»[1] بنامند. استعارهای که توسعه یافته، عناصر بعضاً متعددی در شکلگیری آن شرکت میکنند و به آن ساختاری روایی میبخشند.
2-2- ساختار روایی تمثیل
سؤالی که ممکن است در پی گفتار پیشین مطرح شود آن است که چگونه تمثیل، پس از گذشتن از مسیر تشبیه و استعاره، در چنین ساختار روایی ظاهر میشود؟ پیش از یافتن پاسخ این سؤال، بهتر است اصطلاح «روایت» را تعریف کنیم. روایت(1) «نقل رشتهای از حوادث واقعی و تاریخی یا خیالی است، به نحوی که ارتباطی بین آنها وجود داشته باشد.»(11) و «نوعی از بیان است که با عمل، با سیر حوادث در زمان و با زندگی در حرکت و جنب و جوش سر و کار داشته باشد.»(11)
اکنون اگر به خاستگاه اولیه و ژرف ساخت تمثیل – که همان تشبیه مرکب است – توجه کنیم، پاسخ سؤال مطرح شده را خواهیم یافت. در تشبیه مرکب و به تبع آن تمثیل در سادهترین شکل آن، ابتدا دو یا چند عامل در کنار یک دیگر جمع میشوند و سپس «وضعیت» حاصل از این گردآمدن و تأثیر و تأثر این چند عامل برهم، مثالی میشود برای آن چه قصد توصیف و بیان کردن آن در میان بوده است.
از طرفی پیش آمدن رویداد و حادثه – که سنگ بنای روایت است – نتیجهی بر هم کنش چند عامل و بیرون آمدن از حالت ایستایی و بیتحرکی است. توالی تعدادی از این حوادث و تحرک حاصل از آن روایت را میسازد و ساختن چند «وضعیت» و «حالت» از آن گونه که در تعریف تشبیه تمثیلی ذکر شد و سپس پیوند دادن این حالات در زمینهی یک روایت موجب ایجاد تحرک و توالی در تمثیل میشود. البته اطلاق اصطلاح «استعارهی گسترده» بر تمثیل را از این دیدگاه نیز میتوان توجیه کرد.
2-3- انواع روایت های تمثیلی
گفتیم که تمثیل در صورت نهایی خود در زمینهی روایت و به شکل داستان ظهور میکند. روایتهای تمثیلی را از نظرگاههای گوناگون میتوان تقسیمبندی کرد. یک دیدگاه ناظر به نوع عنصر به کار رفته در روایت و نیز ذکر یا عدم ذکر پیام و معنای اصلی تمثیل است. از این دیدگاه – که میتوان آن را یک دیدگاه ترکیبی دانست- روایت تمثیلی به سه نوع متفاوت تقسیم میشود:
2-3-1- افسانهی تمثیلی:[2]
افسانهی تمثیلی یا فابل عبارت است از «روایتی کوتاه به نثر یا نظم که دارای پیامی باشد» و «موجودات غیرانسانی یا اشیای بیجان معمولاً شخصیتهای آن هستند.»(12) در مفهوم کلی افسانهی تمثیلی داستانی کوتاه است که به سبب شخصیتهای موجود در آن، خیالی است و امکان وقوع آن در عالم خارج ناممکن است. میتوان گفت عنوان «افسانه» نیز به دلیل همین خیالی بودن بر آن نهاده شده است. شخصیتها در فابل «اغلب حیوانات اند اما اشیای بیجان، انسانها و خدایان نیز ممکن است در آن ظاهر گردند.»(13)
افسانهی تمثیلی را از آن جهت که شخصیتهایش غالباً حیواناتند، فابل حیوانی [3] نیز میگوییم. این نوع تمثیل با نیت انتقال پیامی سودمند روایت میشود و «به ضوح به بیان درسی اخلاقی میپردازد.» یعنی پیامی که منظور افسانه پرداز از روایت آن است، مستقیماً بیان میشود. حال یا در ابتدا و قبل از نقل داستان به عنوان یک حکم کلی میآید و سپس فابل به عنوان یکی از مصادیق آن روایت میشود؛ یا آن درس اخلاقی پس از افصانه و به عنوان نتیجهی آن ذکر میشود و یا در میان داستان و از زبان اشخاص بیان میگردد.
اگر چه اولین فابلها را به ازوپ یونانی نسبت میدهند، اما پیش از آن نمونههای فابل در میان هندیان رواج داشته است که بعدها تعدادی از آنها در کلیله و دمنه آمده است.
*** متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است ***

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :48
بخشی از متن کارآفرینی
مقدمه
طراحی و احداث صنایع نیازمند شناخت مبانی تیوری و برخورداری از دیدگاههای تجربی و علمی متناسب با شرایط اقتصادی و فرهنگی حاکم و دانش فنی موجود جامعه، به منظور نیل به اهداف تولید میباشد.
اطلاعات فنی ایجاد صنایع، مجموعه ای از تحقیقات در خصوص ماهیت مواد و محصولات، شناخت فرایند های تولید و تکنولوژی های موجود و بررسی سیستمها، تجهیزات و ماشین آلات مورد نیاز میباشد. این بررسی ها در راستای نیل به هدف توسعه، تولید و افزایش کیفیت محصولات تولیدی صورت میگیرد که با بهبود بافت فنی واحدهای جدیدالتأسیس در داخل کشور، پاسخگویی به نیاز بازار و رقابت با سایر تولیدکنندگان جهانی را امکان پذیر می سازد.
در بررسی های فنی ابتدا روشهای مختلف تولید محصول مورد مطالعه قرار میگیرد و پس از بررسی های لازم مناسبترین تکنولوژی که با فرهنگ کاری و تواناییهای بالقوه صنعت تناسب داشته باشد انتخاب می گردد. با انتخاب بهترین روش تولید هر محصول می توان دستگاهها و تجهیزات مورد نیاز را بر اساس فرایند منتخب، انتخاب نمود.
فصل اول: کلیات و سوابق
1ـ1 : معرفی اجمالی پروژه
2ـ1 : معرفی محصول
3ـ1 : سوابق تولید
4ـ1 : کاربرد محصول
5ـ1 : بررسی نیاز جامعه
6ـ1 : مصرف کنندگان
1ـ1 : معرفی اجمالی پروژه
مشخصه طرح:
نام محصول: نورافکن ظرفیت: 100 هزار عدد
فرایند تولید: 1ـ ذوب آلومینیم 2ـ ریخته گری تحت فشار 3ـ سوراخ کاری 4ـ قلاویز کاری 5ـ آماده سازی 6ـ آسترکاری 7ـ خشک شدن 8ـ رنگ کاری 9ـ خشک شدن 10ـ مونتاژ محصول
شاخصهای عملیاتی:
تعداد روز کاری: 270 روز
تعداد نوبت کاری: 1
زمان نوبت کاری: 8 ساعت
درصد تامین مواد اولیه: 100% داخلی
تعداد کارکنان: الف) مدیریت: 1 نفر ب) مهندس: ندارد ج) تکنسین: 2 نفر د) کارگر ماهر: 5 نفر ه) کارگر ساده: 13 نفر ی) کل پرسنل: 27 نفر
تأسیسات عمومی: الف) برق مصرفی: 103 مگا وات ساعت ب) آب مصرفی سالیانه: 2160 متر مربع ج) گازوییل: 4/106 متر مکعب
د) بنزین: 2/16 متر مکعب ه) اطفاء حریق: 8 کپسول آتش نشانی
دستگاهها و تجهیزات خط تولید: 100% داخلی
زمین و ساختمانها: 1ـ مساحت زمین:2800 متر مربع 2ـ سطح زیر بنا: 795 متر مربع 3ـ سا لن تولید: 400متر مربع 4ـ انبار: 140 متر مربع 5ـ تأسیسات و تعمیرگاه:80 متر مربع 6ـ اداری،رفاهی: 175 متر مربع
سرمایه گذاری: 1ـ سرمایه ثابت: 8/1899میلیون ریال 2ـ سرمایه در گردش: 2/652 میلیون ریال 3ـ کل سرمایه گذاری: 2552 میلیون ریال هزینه های تولید: 1ـ هزینه های ثابت 38/981 میلیون ریال
2ـ هزینه های متغیر: 82/3109 میلیون ریال 3ـ کل هزینه های سالیانه: 2/4091 میلیون ریال
شاخص های اقتصادی طرح: 1ـ نرخ بازده مالی طرح: 2/27%
2ـ سهم
منابع داخلی 100% 2ـ ارزش افزوده بر مبنای هزینه تولید: 4/42%
3ـ درصد تولید در نقطه سربه سر 5/56% 4ـ سالهای برگشت سرمایه: 3 سال و 11 ماه سرمایه گذاری ثابت سرانه 4/70 میلیون ریال
5ـ درصد کارکنان تولید به کل کارکنان 1/74% 6ـ نسبت سود به سرمایه نقدی: 1/37%
2ـ1معرفی محصول:
نام محصول نورافکن میباشد. این محصول جهت ایجاد روشنایی به صورت منمرکز یا نیمه متمرکز استفاده می شود و کار اصلی آن ایجاد نور و متمرکز کردن و بازتاباندن آن در محدوده مشخص می باشد.
3ـ1 سوابق تولید:
در قبل با وجود تولید این محصول در داخل کشور، به خاطر این که محصول تولید شده از کیفیت خوبی نسبت به مشابه خارجی خود برخوردار نبود، بخشی از طریق واردات بر طرف می شد. اما در حال حاضر بدلیل پایین بودن کیفیت تولید داخلی و برآورده شدن نیاز داخلی صادراتی از کالا به کشورهای دیگر نداشته ایم. اما میتوان با توجه به حمایت های دولت از صادرات غیر نفتی پیش بینی کرد که آینده صادرات این کالا نیز امکان پذیر شود.
4ـ1 کاربرد محصول :
به طور کلی نورافکن ها از نظر کاربرد به سه دسته اصلی تقسیم می شوند.
دسته اول برای ایجاد روشنایی و زیبایی در آب استفاده میشود. این دسته از نورافکن ها بیشتر در فواره های که در میادین شهرها، پارکها و سایر مکانها وجود دارد کاربرد دارد.
دسته دوم از نورافکن ها در فضاهای آزاد به صورت ثابت و قابل تنظیم استفاده میشود که نمونه آن در مکانهای عمومی همانند سالن های تیاتر، فضاهای سبز و... میباشد.
دسته سوم به صورت متحرک دستی و قابل نصب بر روی وسایل متحرک استفاده میشود همانند فیلمبرداری ها، بر روی اتومبیل ها و ...
5ـ1 بررسی نیاز جامعه:
با توجه به کاربرد زیاد این محصول در جاهای مختلف و همچنین برنامه توسعه اماکن، چه عمومی و چه فرهنگی، پیش بینی می شود که تقاضا برای این محصول نیز در راستای گسترش این اماکن روز به روز بیشتر شود.
6ـ1 مصرف کنندگان:
نور افکن موارد مصرفی زیادی دارد مثل اماکن عمومی، میادین شهر، پارکها، سالن های کنفرانس و تئاتر، فضاهای سبز، فیلمبرداری ها و...
فصل دوم : طراحی تولید
1ـ2 فرایند تولید
2ـ2 نمودار فرایند تولید
3ـ2 مواد اولیه و منابع تهیه آن
4ـ2 ابزار و ماشین آلات و منابع تهیه آن
5ـ2 برنامه زمان بندی اجرای پروژه
6ـ2 ظرفیت تولید
7ـ2 پلان سالن تولید
8ـ2 جایابی و محل اجرای طرح
1ـ2 فرایند تولید:
مراحل تولید محصول به شرح زیر میباشد :
1) ذوب آلیاژ آلومینیم: مواد اولیه از جمله شمش آلومینیم در کوره های با سوخت فسیلی یا گاز طبیعی ذوب میشود.
2) ریخته گری تحت فشار: مواد مذاب توسط قالبهای مختلف به صورت بدنه انواع نورافکن تولید می شود.
3)سوراخ کاری: عملیات سوراخ کاری در روی بدنه نورافکن توسط دریل انجام می شود.
4) قلاویز کاری: این عملیات با استفاده از دریل انجام می شود.
5) آماده سازی: با استفاده از مواد قلیایی یا آلی و سایر شوینده های سطح نظافت دقیق و چرب زدایی کامل انجام می شود.
6)آستر کاری: این عملیات برای کیفیت سطح انجام میشود
7) خشک شدن: قطعات به مدت 6 ساعت برای خشک شدن نگهداری می شود.
8) رنگ کاری: توسط دستگاه الکترواستاتیکو به صورت دستی انجام میگردد.
9) خشک شدن: قطعات به بیرون از قسمت رنگ کاری جهت خشک شدن فرستاده میشود.
10) اتصال سیم به سرسیم: یک سر سیم که به صورت افشان است، لخت شده و به سرسیم اتصال می یابد.
11) اتصال سیم به ترمینال فلزی: مجموعه سیم و سرسیم با کمک پرچ کن روی ترمینال فلزی پرچ میشود.
12) اتصال پایه های لامپ: با دو پیچ پایه های لامپ روی اتصال پایه های لامپ محکم بسته میشوند.
13) مونتاژ پایه لامپ به بدنه: بعد از قراردادن پایه لامپ روی بدنه با دو پیچ مجموعه را به بدنه متصل می کنند.
14) مونتاژ صفحه انعکاس: برای این کار ابتدا با دست لبه های این قطعه را به اندازه لازم به طرف داخل خم و سپس آن را داخل بدنه جای می زنند.
15) مونتاژ جعبه ترمینال: توسط دو عدد پیچ روی بدنه محکم میگردد.
16) مونتاژ پایه به بدنه: پایه در جای صحیح روی بدنه قرار داده می شود.
17) مونتاژ مجموعه بدنه، قاب و شیشه: بعد از جا زدن شیشه درون قاب ، با دقت روی بدنه قرار کرفته و با یک عدد پیچ محکم میشود.
2ـ2 نمودار فرایند تولید:
کنترل کیفیت جهت تعیین صحت عمل تولید مطابق مشخصات فنی تعیین شده برای محصول انجام می گیرد.
بدین ترتیب نمودار فرایند تولید در شکل (1ـ2) زیر مشاهده میشود:
1) ذوب آلیاژ آلومینیم
2) ریخته گری تحت فشار
3) بازرسی
4) سوراخ کاری
5) قلاویز کاری
6) آماده سازی
7) آستر کاری
8) خشک شدن
9) بازرسی
10) رنگ کاری
11) خشک شدن
12) بازرسی
13) مونتاژ سیم به سرسیم
14) مونتاژ سیم به ترمینال فلزی
15) مونتاژ پایه های لامپ روی اتصال آن
16) مونتاژ پایه های لامپ به بدنه
17) مونتاژ صفحه انعکاس
18) مونتاژ جعبه ترمینال
19) مونتاژ پایه به بدنه
20) مونتاژ مجموعه بدنه، قاب و شیشه
21) بازرسی محصول
22) بسته بندی
23) انبار کردن
*** متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است ***