فی لوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی لوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله کامل درباره زبان خصوصی

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله کامل درباره زبان خصوصی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره زبان خصوصی


دانلود مقاله کامل درباره زبان خصوصی

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :39

 

بخشی از متن مقاله

اهمیت مسئله « زبان خصوصی» و رابطه آن با نظریه « معنی»

مسئله زبان خصوصی یکی از مهمترین مباحث پژوهشهای فلسفی است که درباب آن نظریات مختلفی مطرح گردیده است. اکثر مفسران معتقدند که ایدة عدم امکان « زبان خصوصی» محصول نظریه جدید ویتگنشتاین در باب معنی و فهم آن است در پژوهشها معنی به عنوان کاربرد معرفی می شود به عبارت دیگر معنی یک واژه عبادت است از کاربرد آن در حوزة عمل اجتماعی و در نتیجه این معادل سازی، معیار و ملاک فهم معنا عبارت است از قابلیت و توانایی کاربرد واژه و جملات بر مبنای « قواعد» کاربرد آنها در صورتهای خاصی حیات اجتماعی. از نظر ویتگنشتاین تنها در صورتی می توانیم بگوییم زبانی را فرا گرفته ایم ومعنای واژه های آن را دریافته ایم که قواعد استفاده از واژه ها را رعایت کرده باشیم( پژوهشها بند 81) اصولاً از نظر ویتگنشتاین زبان برای اینکه معنایی داشته باشد از بعضی قواعد پیروی کند و از آنجا که قواعد بوسیله جامعه و بر اساس توافق افراد جامعه ساخته می شود و پیروی از قواعد نیز جنبه اجتماعی دارد و لذا نتیجه می گیرد چیزی به نام زبان خصوصی وجود ندارد.

( بر این مگی. فلاسفه بزرگ. صص 557و556) قبل از هر چند ابتدا باید مشخص کنیم که مواد و منظور ویتگنشتاین از مد زبان خصوصی، چیست، توجه با سخنان و می توان گفت که زبان خصوصی زبانی نیست که انسانها در تک گویی های خود بکار می برند زیرا با این امکان وجود دارد که شخصی دیگری بتواند زبان آنها را به زبان ما ترجمه بکند بلکه منظور او زبانی است که اصولاً  غیر قابل اشتراک و آموختن است زیرا واژه های این زبان به چیزهایی دلالت می کند که فقط برای متکلم آن زبان قابل شناخت است یعنی به تجربه های شخصی و مستقم او دلالت دارد: « اما آیا می توانیم زبانی را هم تصور کنیم که در آن شخص بتواند تجربه های درون خود- احساسها، حال و هوا و غیرعه.. را برای کاربرد شخصی خود بنویسد یا به آن بیان شفاهی ببخشد... واژه های منفرد این زبان قرار است به آنچه فقط برای شخص سخن گو می توانند دانسته باشد ارجاع دهند.» ( پژوهشها بند 243) از نظر پیرس این بند و طرحی کلی از  « زبان خصوصی است که بر اساس آن زبان خصوصی، زبانی است که تنها مبتکر این زبان
می تواند واژه های آن را بفهمد و هیچ شخص دیگری قادر به فهم آن نیست. از نظر پیرس ویتگنشتاین، دلایل اثبات می کند که حتی مبتکر این زبان نیز قادر به کاربرد این زبان نیست زیرا هیچ معیار و محک عملی برای تشخیص صحت یا سقم کاربرد واژه های آن زبان وجود ندارد.(David pears False prison , p.p328-329)

نظر رایج درباب زبان خصوصی

اغلب مفسران بند 243 پژوهشها را به عنوان آغاز بحث زبان خصوصی می دانند و معتقدند که این بحث مربوط به زبان حسی و واژه های مربوط به احساسات می باشد و به همین اساس در تعریف زبان خصوصی می گویند زبانی است که واژه های آن برای بیان تجارب طنی و خصوصی همچون درد، خارش، سوزش و ..... به کار می روند و لذا اسامی این تجارب تلقی می گردند. به نظر آنها که ویتگنشتاین در زمینه« زبان خصوصی» به آن مخالفت می کند این است که زبان خصوصی یک نوع بازی تسمیه نیست یعنی زبانی نیست که حاوی اسامی احساسات باشد زیرا واژه هایی که معرف چنین احساساتی اند شرایط لازم تسمیه را ندارند یکی از این شرایط قابل تشخیص بودن است علائمی که به عنوان اسم احساسات بکار می روند این شرط را بر آورده نمی کنند( هارت ناک، ویتگنشتاین، صص 116-115و111-110) ویتگنشتاین برای اثبات این امر می گوید فرض می‌کنیم که من احساسی را حاصل می کنم و علامت «S» را بریا تعیین آن بکار می‌بریم و هر روز که این احساس را پیدا کردم علامت«S»را در ردفترچه یادداشت ثبت می کنم ویتگنشتاین می پرسد در اینجا چگونه تشخیص می دهم که احساسات بعدی من همان احساسی است که اولین بار تجربه کرده ام و آن را « S» نامیدم آیا تشخیص من و« S» نامیدن این احساسات درست و صحیح است یا نه؟ از نظر ویتگنشتاین سخن گفتن از تشخیص درست و صحیح متظمن ملاک و مناط صحت است اما این ملاک نیز باید ملاکی بیرونی باشد بطوریکه برای دیگران قابل فهم باشد« پس کاربرد این واژه نیاز به توجیه دارد که همه کس بفهمد» ( پژوهشها بند 261) « توجیه عبادت است از توسل به چیزی مستقل» ( پژوهشها بند 265) به همین خاطر می گوید این سخن که « به نظر می آید که همان احساس است» ملاک صحیحی نیست «آدمی می خواهد بگوید. هر آنچه قرار است به نظرم درست بیاید درست است و این فقط یعنی اینجا نمی توانیم دربارة «درستی» سخن بگوییم لذا از نظر ویتگنشتاین صرف عقیده من به اینکه چیزی چنان است نمی توان ملاک و معیاری برای تعیین صحت تشخیص من باشد علاوه بر این از نظر ویتگنشتاین حافظه نیز نمی تواند ملاک صحت کاربرد واژه های مربوط به احساس باشد از نظر او اگر ما در برخی موارد به حافظه خود توسل می جوییم اما در این موارد ملاک مناطی وجود دارد که به موجب آن صحت  و نادرستی حافظه معلوم می شود به عنوان مثال زمانی که ما می خواهیم بدانیم ساعت حرکت قطار چه ساعتی بوده است می‌توانیم، با اعتماد به حافظه خود ساعت حرکت قطار را نجاط آوریم اما در اینجا صحت تصویر ذهنی جدول زمانی حرکت قطارها را می توان با یک ملاک بیرونی سنجید در صورتیکه طبق برنامه قطار در ساعت مورد نظر حرکت کند حافظه من درست بوده است در غیر اینصورت نادرست بوده اما در مورد احساسات اینگونه نیست و اگر بخواهیم برای صحت تشخیص احساس مان به حافظه توسط جوییم و هیچ ملاک بیرونی و مستقل نداشته باشیم عمل نادرست همانند کسی خواهد بود که چند نسخه از یک روزنامه را ؟؟ تا مطمئن بشود آنچه نوشته شده است راست است» ( پژوهشها 265) از آنجایی ک ما در تعیین درستی یا نادرستی تشخیص احساسات درونی خود ملاک و مناطی نداریم لذا میان این او جمله تفاوتی نخواهد بود که: در همان احساس است که قبلاُ داشتیم« « همان احساسی نیست که قبلاً داشته ام.» قضیه ی که چنان صورت یافته است که صدق و کذبش یکی است اصلاً قضیه نیست پس علامت  « S» اصلاً اسم چیزی نیست که  اشتباهاً به جای اسم گرفته شده بود اسمی که برای بکار بردنش ملاک و ماطی نباشد یعنی قاعده ای برای استعماش نداشته باشیم اسم نخواهد بود جزء هیچ یک از  «بازی های زبانی یا لغوی» نیستو عمل و وظیفه ای ندارد که انجام دهد» ( هارت ناک، ویتگنشتاین، ص 114) از نظر ویتگنشتاین کسی که امکان زبان خصوصی را می پذیرد منطق زبان را به درستی نفهمیده است فلسفه مدرن که از زمان دکارت امکان چنین زبان خصوصی را از پیش فرض گرفته اند دچار این سوء تفاهم شده اند منشأ این سوء تفاهم دو تصور غلط می باشد: اولاً همه کلمات اسم می باشند و معنی آنها مدلول یا مسمای آنها می باشد یعنی ابژه ای که آن واژه نمایانگرآن است ثانیاً بر طبق این مدل در مورد اصطلاحات روانشناسانه باید گفت که آنچه این واژه ها نمایانگر آنند پدیده های ذهنی اند که صرفاً برای شخص قابل فهم و در دسترس است از آنجایی که پدیده های ذهنی همچون احساسات و تجارب . ... انتقال ناپذیرند لذا از لحاظ معرف شناسی خصوصی می باشند بدین جهت گفته می شود که هیچ کس نمی تواند درد من را داشته باشد یا بداند هنگامیکه من درد می کشم چه احساسی دارم از نظر ویتگنشتاین مدل
« اسم- ابژه» تصور نادرستی درباب ذهن ( حالتها و فرایندهای ذهنی) ارائه می کند که در باب مفاهیم و اصطلاحات روانشناسانه ما را به این تصور سوق می دهد که یک حوزه ی مرموز پنهانی به نام قلمرو امور« درونی» وجود دارد که متمایز از قلمرو « بیرونی» با فیزیکی می باشد و از نظر ویتگنشتاین آنچه باعث می شود، فریفته چنین مدل شویم مبنای زبان شناختی دارد او برای توضیح این مطلب در کتابچه های آبی تمایز ایجاد می کند میان کاربرد ضمیر اول شخص « من» به عنوان ابژه و کاربرد آن به عنوان سوبژه.

(The blue Books p.p66-67)

از نظر ویتگنشتاین عباراتی همچون « من یک مترفد دارم در دستم شکسته است» ... نمونه هایی از کاربرد نوع اولند که در آنها می توان به جای ضمیر « من» واژه « بدن» را قرار داد جملاتی همچون « من دندان درد دارم» « من می فهم »و .....نیز نمونه هایی از کاربرد نوع دوم است که در آنها نمی توان به جای ضمیر«من» واژه « بدن» را به کار برد افعال این عبارتها بر خلاف افعال عبارات نوع اول بر اعمال جسمانی دلالت نمی کند از نظر ویتگنشتاین در اینجا ما تمایل داریم بگوییم روحی وجود دارد و افعال فهمیدن درد کشیدن بر یک سری فرایندها یا اعمال ذهنی دلالت می کنند ساختار زبانی جملاتی که در آنها ضمیر «من» به عنوان سوبژه بکار می‌رود شبیه ساختار زبانی جملاتی است که ضمیر«من» به عنوان ابژه بکار می رود این ساختار زبانی مشابه ما را دچار این اشتباه می‌کندکه بگوییم در این جملات ضمیر من اشاره و ارجاع دارد لذا جملاتی توصیفی یا گزارشی می باشند در اینجا ما به پیروی از دکارت تمایز میان جسم و نفس ایجاد می‌کنیم که مبنای زبان شناختی دارد این تصور غلط دو آلیستی به این نتیجه منتهی می شود که حالتها و وضعیتهای روانشناسانه ذاتاً و فی نفسه خصوصی اند ما هرگز نمی‌توانیم چیزی درباره اذهان اشخاص دیگر بدانیم و لذا هیچ کس دیگری نمی‌تواند معنی و منظور ما را از واژه هایی که بیانگر احساسات و حالتهای ذهنی من هستند.( همچون واژه«درد») بداند.Wittgenstein sans the private Languaye Argument. pp2-4) ) ویتگنشتاین برای حل این مشکل می‌گوید زبان خصوصی (یا زبان مربوط به احساسات و فراینهای ذهنی) یک نوع بازی تسمیه نیست و جملاتی که دال بر احساسات و فرایندهای ذهنی می کنند بر خلاف جملاتی که دلالت بر اعمال  جسمی دارند نقش خبری یا گذارشی ندارند این دو تحت یک مقوله قرار نمی‌گیرند بلکه به نظر وی جملاتی همچون
« می‌فهم»، « درد دارم» جزء مقوله عباراتی همچون « هورا» که «آفرین» و .. هستند این عبارات را ما به عنوان خبر یا وصفل تلقی نمی کنیم زیرا آنچه که به عنوان خبر یا وصف تلقی می کرد امکان صدق و کذب دارد اما سخن گفتن از صدق و کذب این عبارات سخنی بی معناست این عبارات مفاد نشانه ای دارند مثلاً واژه « هورا» که نشانه  تعجب است از نظر ویتگنشتاین عبارات و توصیفات زبانی همچون « من دندان درد دارم» جایگزین توصیفات طبیعی درد مصل گریه کردن و نالیدن می شوند( دکتر احمدی فلسفه تحلیلی ص 46و35)

 

نظریه کاربردی

مسأله زبان و بالویژه مسأله « معنا» در دورة دوم فعالیت فلسفی نیز از اهمیت قابل توجهی برخوردار است اهمیت آن به این خاطر است که مفهوم «معنی» یکی از مفاهیمی است که به خطاهای فلسفی زیادی منجر گردیده است. واقعیت این است که واژه « معنی» به علت داشتن صورت « اسعی» با ما از ابژه ای سخن می گوید که فراسوی این علامت است و این علامت بدان استاره دارد این مطلب را می توان بطور واضحتری درباب واژه« Bedeutug» ( معنی مرجع ) ملاحظه کرد. زیرا این واژه از « beuten» به معنی « اشاره کردن» می آید. اکثریت نظریاتی که در باب « معنی» مطرح گردیده است فریفته صورت اسمی این اصطلاح گردیده اند. Awittgenstein dictionary P 377  برخی از آنها ابژه‌ی خارجی را به عنوان معنی تلقی کرده اند و برخی نیز تصویر ذهنی و یا مفهوم را. از جملة آنها می توان به نظریه دلالت[1] ( معنای یک واژه چیزی است که واژه بر آن دلالت می کند). نظریه تصویر ذهنی[2] ( معنی یک واژه، تصویر ذهنی آن است) و نظریه مفهوم[3] ( معنای واژه عبارت است از مفهوم آن واژه) اشاره کرد.

(Parkinsan, in theory of Meaning: p . 2-12)

آنچه در تمامی این نظریات مشترک است اینست که در مورد « معنی» شما باید به دنبال چیزی باشید که بتوانید به آن اشاره کنید. خواه بصورت عینی و یا بصورت ذهنی و بگوئید « این معنی است» ویتگنشتاین در این زمینه می گوید: در بگوئید مسأله واژه نیست بلکه معنای آن است و شما فکر می کنید معنا هم چیزی است مثل واژه، هر چند متفاوت از آن هم هست. اینجا واژه، آنجا معنا، یکی پول و یکی گاوی که با آن پول می خرید» ( پژوهشها بند 12) از نظر ویتگنشتاین این نظریات درست نمی باشد زیرا تمامی مواردی که در این نظریات به عنوان معنی تلقی می گردد، در مورد برخی از واژه ها به خوبی عمل نمی کنند به عنوان مثال واژه های « یا»، « نه» و.... مرجع مسمائی ندارند که واژه های مذکور بر آنها دلالت کنند و همچنین نمی توان گفت که معنای همة واژه‌ها تصویر ذهنی آنها ست زیرا هیچ تصویر ذهنی به عنوان مثال از واژة « فضای چهار بعدی» نداریم علاوه بر این تصاویر ذهنی خود علامت هستند و متشکل  رابطه تصویر ذهنی با واقعیت همچنان باقی است زهمانطور که در کتابچه ای آبی می گوید اگر ما معنی یک عبارت را تصویر ذهنی، تجربه ای روانشناسانه یا مفهوم آن واژه بدانیم، از آنجایی که همه اینها امروز هستی و شخصی هستند، لذا واژه به تعداد کسانیکه آنرا به کار می بردند، معانی مختلف خواهد داشت ( the blule boooks p.65) از نظر ویتگنشتاین اگر ما روش مشاهده و تحقیق را به کار بریم. برایمان معلوم می گردد که واژه می توانند معنی داشته باشند حتی زمانیکه هیچ مرجع و مدلول نداشته باشند و هیچ تصویر ذهنی درباب آنها وجود نداشته باشد، مشاهده و تحقیق به ما نشان خواهد داد که آنچه که درباب معنی واژه ها همواره لازم و ضروری است چیزی جز کاربرد آن نیست زیرا واژه به منظور اینکه معنایی داشته باشد و به عنوان کلام تلقی گردد و صرفاً صداها و آواهایی صرف نباشند، باید به روش خاص و معینی به کار رود. علاوه بر این کاربرد برخلاف تصاویر و مفاهیم ذهنی امری شخص و ذهنی نمی باشد همچنین نظر به کربردی با مشکل « اشاره کردن» نیز روبرو نیست زیرا کاربرد ابرژه‌ای نیست که بتوان به آن اشاره کردند یک ابژه مادی و نه یک موجر نامعلوم و خیالی که باید آنرا خلق کرد، در صورت عدم وجود ابژه ای مادی که مطابق، با اسم باشد و به آن معنی دهد. 

متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

/images/spilit.png

دانلود فایل 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره زبان خصوصی

دانلود تحقیق صحت گفتار

اختصاصی از فی لوو دانلود تحقیق صحت گفتار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق صحت گفتار


دانلود تحقیق صحت گفتار

فصل اول مقدمه:
صحت و گفتار نقش اساسی در ارتباط انسانها ایفا می‌کنند و یکی از دلایل پیشرفت انسانها است.
برای برقراری ارتباط کامپیوتر با انسان بوسیلة گفتار در کار لازم است انجام شود. یکی سنتزل گفتار است. و دیگری بازشناسی گفتار، سنتز گفتار بیان گفتار بوسیلة کامپیوتر می‌باشد و بازشناسی یعنی فهمیدن گفتار در بازشناسی گفتار. هدف بدست آوردن دنبالة آوایی یک گفتار می‌باشد و این دنبالة آوایی می‌تواند بر اساس واج، سیلاب، کلمه، جمله و ... باشد. بازشناسی گفتار عکس عمل سنتز است و گفتار را به متن تبدیل می‌کند. اما انجام بازشناسی گفتار به دلیل خاصیت صدای انسانها، دارای پیچیدگی‌های زیادی است. اما اغلب بازشناسی کامل و درست غیر ممکن است. حتی خود انسانها هم نمی‌توانند به طور کامل همه صداها را بفهمند و میزان، درک گوش انسانها حدود 70% می‌باشد. شکل 1-1 ارتباط گفتاری بین انسانها و کامپیوتر را نشان می‌دهد. به دلیل نقش مهم و کاربردهای فراوانی که بازشناسی گفتار دارد، تحقیقات و مقاله‌های زیادی در این زمینه انجام شده و راه حل‌های متفاوتی پیشنهاد شده است،‌ ولی بازشناسی گفتار کاملاً درست هنوز امکان‌پذیر نمی‌باشد.
بازشناسی گفتار دارای کاربردهای زیادی است. از جمله کاربردهای بازشناسی گفتار، حل مشکل تایپ است، با کمک بازشناسی گفتار می‌توان جمله‌ها را یکی پس از دیگری خواند و کامپیوتر آنها را تایپ کند. یکی دیگر از کاربردهای بازشناسی گفتار، حل مشکل صحبت دو فرد مختلف همزبان است. یکی از مشکلات انسانها ارتباط با افرادی است که با زبانهای متفاوت صحبت می‌کنند. ارتباط بدون دانستن زبان مشکل است. و یادگیری یک زبان دیگر کار وقت گیر و پر زحمتی است ولی به کمک بازشناسی گفتار به یادگیری زبانهای مختلف احتیاجی نخواهد بود و می‌توان با یک دستگاه کوچک با فردی که با زبان دیگری صحبت می‌کند، صحبت نمود. یک کامپیوتر کوچک صدای شما را گرفته و به تعدادی از کلمات تبدیل می‌نماید. سپس این کلمات به زبان دیگر ترجمه شده و در نهایت با زبان جدید گفته می‌شوند. دو مرحلة آخر این سیستم جزو مسایل انجام شده گفتار هستند و با کامل نمودن مسئله بازشناسی گفتار بدون دانستن زبان‌های دیگر به آنها تکلم نمود.
شکل 1-2 نشان دهنده ارتباط دو فرد با زبان‌های مختلف است. یکی از کاربردهای دیگر بازشناسی گفتار، برقراری ارتباط با کامپیوتر است. همان گونه که به انسانهای دیگر دسترس می‌دهید، به کامپیوتر هم می‌توان دستور داد و با آن صحبت کرد. یا حتی می‌توانید از او بخواهید کاری برایتان انجام دهد.
حتی با کمک بازشناسی گفتار می‌توان به انسانهای نابینا و ناشنوا کمک کرد. به طور مثال نابینایان می‌توانند با صحبت کردن و دادن دستور به کامپیوتر با آن کار کنند.
از دستاوردهای جدید بازشناسی گفتار و پردازش مدت کاربرد آن در آموزش‌های زبان دوم می‌باشد. بدین ترتیب که با ایجاد سیستمی‌که قابلیت آشکارسازی خطای تلفظ بین لهجه‌های زبان اصلی و لهجة یک فردی که به زبان دوم فرد سخن می‌گوید، وی را در یادگیری و تصحیح تلفظ و لهجه آن زبان کمک نمی‌کنند.
بازشناسی گفتار می‌تواند برای شرایط مختلفی انجام گیرد. هر کدام از این شرایط می‌توانند باعث مشکل شدن، پیچیدگی بازشناسی شوند. یکی از این شرایط، وابسته بودن بازشناسی به یک گوینده یا مستقل بودن آن از گوینده است. مستقل بودن از گوینده به معنای آن است که بتوان کار بازشناسی را برای هر فرد انجام داد. از دیگر شرایط بازشناسی گسسته یا پیوسته بودن گفتار است. راحتی بازشناسی گفتار گسسته، داشتن ابتدا و انتهای عصر کلمه یا اساساً خود کلمه یا همان واحد آوایی می‌باشد. همچنین از دیگر شرایطی که در بازشناسی مطرح است،تعداد واژگان می‌باشد. یعنی بازشناسی گفتار برای چه تعداد کلمه‌ای صورت می‌پذیرد.
هدف از انجام پروژة فوق در ابتدا بازشناسی کلمات گسسته قرانی و در مرحلة دوم ارزیابی نحوة بیان و تلفظ کلمات قرآنی می‌باشد. از آنجائیکه برای مقایسه بین کلمة ادا شده توسط کاربر و صدای استاد باید یک سیستم بهینه وجود داشته باشد. در مرحلة اول سعی می‌کنیم، سیستم را به حالت بهینه خود برسانیم و سپس پارامترهای این سیستم جهت انجام مرحلة  دوم استفاده کنیم.
اما چون در هنگام ارزیابی نحوة‌ بیان کلمه قرآنی، کلمه مورد نظر از قبل مشخص است، بناباین در مرحله دوم احتیاجی به بازشناسی گفتار نمی‌باشد.
در بخش اول برای بهتر درک کردن مفهوم بازشناسی به بررسی سیستم تولید صوت و شنوایی انسان می‌پردازیم. سپس وارد مفاهیم بازشناسی گفتار خواهیم شد. در این مرحله روشهای جداسازی سیگنال زمینه از روی سیگنال صحبت مورد بررسی قرار می‌گیرد. سپس نحوة استخراج ماتری ضرائب کپستروم و در نهایت بازشناسی گفتار بوسیلة الگوریتم انحراف زمانی پویا (DTU)  و مدل مخفی مارکوف مورد بررسی قرار می‌گیرد.
پس از آشنایی با ابزارهای بازشناسی گفتار، نحوة پیاده سازی الگوریتم‌های فوق ذکر خواهد شد. بعد از راه‌اندازی سیستم بازشناسی گفتار کلمات مقطع، بوسیلة الگوریتم DTN مشاهده شد نرخ بازشناسی گفتار پائینی است و حدود %47 می‌باشد. از این رو در جهت بهبود پارامترهای سیستم و بهینه کردن آن در مراحل بازشناسی و پارامترهای آن تغییراتی داده شد، که به ذکر آنها پرداخته خواهد شد.
پس از بهینه کردن پارامترهای سیستم بازشناسی گفتار و رسانیدن نرخ بازشناسی گفتار به 99% برای 20 کلمه قرآنی الگوریتم‌های ارزیابی نحوة بیان بوسیلة روش DTA بحث خواهد شد.
در بخش انتهایی به بررسی مدل مخفی مارکوف خواهیم پرداخت. سپس مراحل پیاده سازی الگوریتم فوق بوسیلة نرم افزار  و نکات عملی آن گفته خواهد شد. در نهایت سیستم بازشناسی گفتار کلمات مقطع قرآنی و نحوة پیاده سازی آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در مرحلة بعدی الگوریتم ارزیابی نحوة بیان بوسیلة ذکر خواهد شد.
تغییر محیط اکوستیکی روی نتیجه بازشناسی اثر خواهد گذاشت. از آنجائیکه سیستم فوق برای نمونه‌های آزمایشگاهی آموزش داده شده با تغییر محیط اکوستیکی مطمئناً نتایج بازشناسی تغییر خواهد کرد و نمونه‌های واقعی دارای نوین میکروفن، محیط و همچنین برگشت صدا خواهند بود.
در انتها به بررسی سیستم‌های بهبود گفتار خواهیم پرداخت، هدف از این بخش حذف هزینه ورودی از طریق میکروفن و از بین بردن تأثیرهای محیط بر روی سیگنال صدا می‌باشد.

 

 

 

شامل 141 صفحه Word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق صحت گفتار

دانلود فایل کامل گزارش تشریحی مطالعات کالبدی شهر ساری

اختصاصی از فی لوو دانلود فایل کامل گزارش تشریحی مطالعات کالبدی شهر ساری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود فایل کامل گزارش تشریحی مطالعات کالبدی شهر ساری


دانلود فایل کامل گزارش تشریحی مطالعات کالبدی شهر ساری

در این بخش فایل Pdf گزارش تشریحی مطالعات کالبدی شهر ساری برای دانلود قرار داده شده است. این فایل شامل 295 صفحه بوده و قابل کپی کردن می باشد. تصویر پیش نمایش مربوط به همین محصول می باشد همچنین فهرست مطالب  موجود در این فایل در زیر ارائه شده است.

 

 

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود فایل کامل گزارش تشریحی مطالعات کالبدی شهر ساری

مبانی نظری بورازین و بورازین های استخلاف دار

اختصاصی از فی لوو مبانی نظری بورازین و بورازین های استخلاف دار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

موسسه تحقیقاتی سحپا

فایل زیر شامل (  33 صفحه  ) و فایل ورد doc در راستای کمک به دانشجویان عزیز کشور در جهت نوشتن رساله خود می باشد.

این فایل از سری تحقیقات و پژوهش های موسسه تحقیقاتی سحپا  می باشد.  هر گونه فروش این فایل در سایت های دیگر مورد شکایت و پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.

 

تیتر ها و مباحث این مبانی شامل موارد زیر می باشد:

آروماتیک

معیارهای آروماتیک بودن

ناهمسانگردی تاثیر پذیری مغناطیسی

تأثیر پذیری مغناطیسی

شاخصهای ناشی از نطریه اتم در مولکول

شاخص عدم استقرار پارا

مدل هماهنگ کروی آروماتیسیتی

بورازین

ویژگی­ های بورازین

ساختار بورازین

واکنش های بورازین

کاربردهای بورازین

 طیفهای جذبی الکترونی Electronic Absorption Spectra

انتقالهای اوربیتالی

انواع حالتهای برانگیخته و تبدیل آنها به یکدیگر

فرآیندهای مقدماتی فوتوفیزیکی Primary Photo physical processes

 لومینسانس Luminescence

انتقال انرژی الکترونی Electronic Energy Transfer

واکنش های حالت های برانگیخته Reactions of excited States

واکنش های نوری اولفینها Olefin Photoreations

 


دانلود با لینک مستقیم


مبانی نظری بورازین و بورازین های استخلاف دار

دانلود مقاله کامل درباره بررسی نقش مدرسه در رشد

اختصاصی از فی لوو دانلود مقاله کامل درباره بررسی نقش مدرسه در رشد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره بررسی نقش مدرسه در رشد


دانلود مقاله کامل درباره بررسی نقش مدرسه در رشد

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :43

 

بخشی از متن مقاله

بعد از خانواده، عامل بسیار مؤثر در رشد و تکامل کودک، به ویژه در جامعه های کنونی آموزشگاه است. امروزه بیش از هر زمان دیگر، آموزشگاه در زندگی فرد تأثیر دارد، زیرا بیشتر مردم چند سالی از عمر خود را در آموزشگاه گاهی در دانشگاه می گذرانند به طوری که می توان گفت تقریباً 4/3 زنگی انسان در عصر حاضر در آموزشگاه سپری می‌شود. بهترین گواه اهمیت تأثیر آموزشگاه در رشد و تکامل کودک، این است که او آنچه را در مدرسه یاد می گیرد در زندگی به کار می برد.

هر کودک برای اینکه میان خود و دیگران بستگی فکری برقرار کند ناچار است لااقل خواندن و نوشتن را یاد بگیرد و در هر قدمی از زندگی از آنها استفاده کند. البته، نباید تصور کرد که یادگیری به آموزشگاه محدود است بلکه در تمام عمر ادامه دارد و آنچه را که شخص یاد می گیرد جزئی از توانایی او را برای سازگاری با محیط تشکیل می دهد زیرا اساس و پایه زندگی بر استعداد و یادگیری مبتنی است.

دانش آموزان در دوران تحصیل به خصوص در دوره دبستان و نیمه اول دبیرستان در حال رشد می باشند و مرتباً تغییراتی در آنها ایجاد می گردد. این تغییرات چون نیازهایی را به دنبال می آورد، تربیت و آموزش خاصی را ایجاب می کند. آشنایی به اصول رشد و نیازهای دانش آموزان در سنین مختلف مسؤلان آموزشی را در شناسایی کودکان و فهم و درک آنها کمک می کند و موجب می شود که در طرح ریزی برنامه های آموزشی و تربیتی نیازهای آنها را مورد نظر داشته باشند و دامنه انتظارات و توقعات خود را از کودک و نوجوان متناسب با سن و موقعیت او را محدود سازند، زیرا امر یادگیری به میزان آمادگی ناشی از اثر بلوغ بستگی دارد.

اینک بعضی از راه های تأثیر و نفوذ آموزشگاه در رشد و تکامل کودک را به اختصار مورد بحث قرار می دهیم.

رشد بدنی

روانشناسی جدید، رفتارها و فعالیت های فرد را به صورت ترکیبی، کلی، و بدون تقسیم آنها به نفسانیات و بدنیات، مورد مطالعه قرار می دهد. به همین سبب، آموزش و پرورش جدید که مبتنی بر اصول روانشناسی جدید است توجه به بدن کودکان را از مهمترین و اساسی ترین وظایف معلم و مربی می داند. برخلاف سابق که جز انباشتن ذهن کودکان ا معلومات گوناگون و متعدد به خاطر پرورش عقل و روان آنها، هدفی وجود نداشت. روانشناسی کودک به ما ثابت می کند که هرگز نباید از رشد بدنی انسان غافل شد، زیرا چگونگی رشد و نمو بدن، تأثیر زیادی در چگونگی رشد و نمو عقلی و شخصیت دارد.

همچنین، تجارب روانشناسی، درستی مثل معروف «عقل سالم در بدن سالم است» را کاملاً ثابت می کند و منظور از بدن سالم، بدنی است که تمام اعضای آن وظایف خود را بهتر و به موقع انجام دهند. وظیفه معلم و مربی است که رفتار کودک را از هر دو جنبه «بدنی و عقلی» پرورش دهد وگرنه یکی را بیش از اندازه مورد توجه قرار داده از دیگری غافل نگردد و به این اصل معتقد باشد که انسان وقتی منطقی فکر می کند و در حل مشکلات زندگی موفق می شود که بدن سالم داشته باشد وگرنه از شخص علیل و مریض هرگز نمی توان فکر درست انتظار داشت. لابار (La Barre) زیست شناس معروف می گوید: «طبیعت بشری» شخص از نوع بدنی که او دارد سرچشمه می گیرد، از این رو هر کس که با اشخاص مخصوصاً کودکان و نوجوانان کار می کند، باید نمو و تغییرات بدن انسان را بداند. بهترین فرصت برای پرورش بدنی کودکان، ساعت های ورزش است که از نظر تعلیم و تربیت به اندازه مواد درسی دیگر ارزش دارد و از اتلاف بیهوده آن ساعت ها باید جداً خودداری شود.

ولی باید دانست ورزش که در برنامه تحصیلی به عنوان وسیله پرورش تن، منظور شده است هدف اصلی، همان پرورش عقل و شخصیت کودک است. به سخن دیگر، ورزش وقتی مفید خواهد بود که به پرورش عقلی و بهداشت تن و روان کمک کند. در اینکه منظور از رشد بدنی چیست نظریات گوناگونی اظهار شده اند، بعضی آن را تغییرات کمی بدن و گروهی تغییرات کیفی و برخی ترکیب همه این خصایص دانسته اند و با مطالعه آنها می توان رشد بدنی را چنین تعریف کرد:

مجموعه تغییرات تشریحی و فیزیولوژیک است که در زندگی پیش از تولد و نزدیکی پیری رخ می دهند.


رشد حرکتی و عضلانی:

رشد و تکامل کودک از لحاظ حرکت یعنی رشد، نیرو، سرعت و دقت او را در به کار بردن بازوها و ساق ها و عضلات دیگر، اهمیت خاصی در رشد عمومی او دارد. از طرف دیگر، رشد حرکتی کودک با رشد عقلی او بستگی کاملی دارد. بدین معنی که فعالیت‌های حرکتی کودک در بیشتر رفتارهای عقلی و هوشی او کاملاً مؤثرند زیرا با چشم و دست خود، دنیای محیطش را کشف و بررسی می کند. رفتار حرکتی کودک سبب می شود که با دیگران روابط اجتماعی برقرار کند و روش های همکاری را یاد بگیرد.

حرکت های کودک را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

دسته اول: آنهایی هستند که به عضلات بزرگ بدن مربوطند و این حرکات در مراحل اولیه بدون نظم و ارتباط میان آنها انجام می گیرد یعنی یک عده حرکاتی هستند که هیچگونه تعادل و سازگاری حرکتی در آنها مشاهده نمی شود. کودک به تدریج می تواند بر این حرکات تسلط یافته، آنها را کنترل کند و این امر به نضج و تمرین او بستگی دارد. از این رو، باید مراکز تربیتی به ویژه کودکستان ها، فرصت های زیادی جهت حرکات گوناگون، برای کودکان آماده سازند، و اسباب و وسای متنوع و بیشتر که کودکان را در بازی و به کار بردن اعضای گوناگون بدن کمک کنند در اختیارشان بگذارند. زیرا از این راه است که کودکان عضلات خود را تقویت کرده، مهارت های حرکتی گوناگون کسب می کنند.

دسته دوم: حرکاتی هستند که به عضلات کوچک بستگی دارند که از آن جمله «نوشتن» است. کودک عادی در چهار سالگی می تواند قلم یا قطعه گچی به دست گرفته خطوط نادرست ترسیم کند و علت آن، عجز او از تسلط بر عضلات کوچک است. وقتی که در 6 یا 5/6 سالگی به آموزشگاه وارد می شود، می تواند بنویسد ولی هنوز نظم و دقت لازم در نوشته های او مشاهده نمی شود، به کندی می نویسد و بیش از اندازه لازم به قلم فشار می دهد. به علاوه، هنگام انتقال از یک حرف به حرف دیگر، یا میان آغاز و انجام مقطع، بیشتر توقف می کند. روشی که در آموزش نوشتن پیش گرفته می شود اثر بزرگی در تحصیل این مهارت دارد.

معلم می تواند به تدریج کودکان را به برطرف کردن این معایب، راهنمایی کند و در این کار می توان از نمونه های خطی چاپی استفاده کند. این نمونه ها ابتدا عبارت از خطوط منفصل هستند که به صورت های گوناگون، افقی، عمودی، مایل (؟؟) درمی آیند. بعد مرحله حروف و کلمات منقطع می رسد و کودکان را وامی دارند که قلم یا مداد خود را روی این حروف و کلمات بکشند، این تمرین نیز در کسب مهارت های لازم برای نوشتن، کمک بزرگی به شمار می رود.

اهمیت تربیتی رشد عضلانی تنها به این نیست که سبب بستگی قسمت های گوناگون رشد، به یکدیگر می شود بلکه نقش بسیار مهمی را در تکوین شخصیت کودک، به طور کلی بازی می کند.

رشد حسی

چنانچه گفتیم «ادراک حسی، تنها وسیله ارتباط موجود زنده با عالم خارج است، مثلاً وقتی می تواند بخورد که ادراک کند چیزی در محیط خارج برای خوردن وجود دارد. زندگی خود را وقتی محفوظ می دارد که وجود خطرهایی را در جهان خارج ادراک کند. از این رو، پیشوایان آموزش و پرورش جدید، مربیان را به رعایت اصل «تعدد تجربه و آگاهی فرد» می خوانند.

بدین معنا که برای کودکان، محیط را آماده سازند که از لحاظ حرکات و احساسات غنی باشد و تجارب متعددی در اختیار اطفال بگذارد تا بدین وسیله بر فعالیت حواس ایشان کمک کرده موجب تکامل شخصیت آنان گردد. روی همین اصل، پرورش حواس کودک هدف اصلی آموزش و پرورش جدید است و این که میدان آموز «سمعی و بصری» روز به روز وسیع تر می شود به علت فایده و اهمیتی است که در پرورش صحیح کودک از لحاظ روانشناسی دارد:

چه اگر حواس کودک وظایف خود را بهتر و به موقع انجام ندهند او با زیان های زیادی مواجه خواهد شد، زیرا دیگر نمی تواند مستقیماً با محیط خود ارتباط یابد. چنان که کری کلی و جزئی، رشد گویایی کودک را به تعویق می اندازد و میان او و پیشرفت مورد انتظار خود و جامعه اش مانع می شود.

با توجه به اهمیت حواس در زندگی بشر، معلمان و مربیان را ضروری است که به روش‌های گوناگون و متعدد، در پرورش حواس کودکان در دوران رشد و نمو آنها بکوشند تا ایشان بتوانند به نحو احسن از حواس خود برای کسب علم و معرفت استفاده کنند.

وظایف معلم در پرورش حواس:

مهمترین وظایف معلمان در پرورش حواس عبارتند از:

1- اولین امر ضروری برای معلم این است که در سلامت و آزمایش حواس دانش آموزان و شایستگی آنها برای ادراک حسی بکوشد و کمترین کاری که می تواند در این خصوص بکند این است که در تدریس دانش آموزان مبتلا به ضعف بینایی یا شنوایی را رعایت کرده و آنها را در جایی از کلاس قرار دهد که نوشته ها و گفته های او را بهتر ببینند و بشنوند. بر معلم خوب لازم است که والدین این نوع دانش آموزان را از ضعف حواس آنها آگاه سازد تا تدابیر لازم را جهت درمان اتخاذ کنند، چه اگر ایشان به همین وضع در مدرسه بمانند اغلب به ضررشان تمام خواهد شد.

2- بعد از آزمایش، ابتدا باید تمام عوامل مؤثر در پرورش و تقویت ادراک را در تدریس خود، در نظر بگیرد. حداکثر کوشش را در تحرک دانش آموزان، با تشویق آنان به درس با روش های مناسب و طبیعی، مبذول دارد. یعنی بعد از اینکه مشکل تقویت و آماده ساختن حواس برای انجام دادن وظایف خود، بر معلم حل گردید. باید به مشکل دقت که در عصر حاضر یکی از بزرگترین مشکلات تربیتی است بپردازد. زیرا امروز دیگر نمی توان به اجبار دقت کودکان را جلب کرد. به همین سبب، کوشش و زحمت فراوانی لازم است تا رغبت و عشق حقیقی نسبت به علم در کودکان ایجاد گردد.

3- معلم باید در تدریس، روش تجزیه و تحلیل بعد ترکیب را در پیش بگیرد یعنی با روش استقرایی تدریس کند. به سخن دیگر، بر معلم لازم است که مشاهده را اساس کارش قرار دهد بدین ترتیب که ماده را به اجزایش تقسیم کند و دانش آموزان به جزء جزء آنها توجه نمایند به طوری که تا جزء اول را خوب و کامل نفهمیده اند به جزء دوم نروند. زیرا مقیاس موفقیت معلم در امر تدریس، میزان درسی نیست که در کلاس گفته است بلکه مقدار مطالبی است که دانش اموزان کاملاً فهمیده اند.

4- اینجا قواعد اساسی تدریس را که هربرت اسپنسر وضع کرده است یادآور می شویم. پیروی از این قواعد، معلم را در پرورش حواس کودکان کمک می کند:

الف- از مطالب ساده آغاز کردن و به مطالب مرکب و پیچیده رسیدن.

ب- از اشیای محسوس به اشیاء و مسائل معقول رفتن.

ج- از راه آزمایش به علت ها و دلیل ها پی بردن.

سه قاعده نام برده اهمیت زیادی در آموزش و پرورش دارند و با پیروی از این قواعد است که باید زبان را پیش از دستور یاد داد. معرفت خود اشیاء بر شناختن نام های آنها مقدم شود، شواهد و مثال ها پیش از استنباط قاعده یا تعریف یا حاکم عمومی مورد ملاحظه و مشاهده قرار گیرند.

5- البته تنها پیروی از قواعد نامبرده برای پرورش حواس کافی نیست، بلکه باید به دانش آموزان حداکثر آزادی در فعالیت های درسی داده شود. چنانچه فروبل (Friedrich Froebel) مربی بزرگ آلمانی در خطاب به معلمان می گوید: «بیایید با کودکان خود زندگی کنیم».

«دانش آموزان به آموزشگاه نمی آیند که فقط برای زندگی آماده شوند بلکه بالفعل باید در آن زندگی کنند» و «بگذارید کودک به عمل و تجربه خود، یاد بگیرد». منظور از تمام آنها این است که دانش آموز، عملاً در تعلیم خود به وسیله خود شرکت کند و شخصیت او اثر آشکاری در درس داشته باشد. معلم همواره باید این ضرب المثل چینی را به خاطر داشته باشد که «یک نگاه به هزار کلمه می ارزد» البته به شرط اینکه آن نگاه هدفی در بر داشته باشد زیرا برانگیختن حواس به طور خشک و خالی و تنها نگاه کردن به مناظر یا شنیدن صداها و لمس کردن اشیاء بدون هیچ گونه هدف معینی، کمترین ارزش آموزشی و پرورشی نخواهد داشت».

رشد عاطفی

هر فرد عادی می داند که دارای عواطفی است و زندگی بدون عواطف، زندگی تیره، مکانیکی و بیرنگ خواهد بود. از طرف دیگر، سلامت روانی و عقلی شخص به سلامت عاطفی او بستگی دارد. زیرا نظر شخص نسبت به خودش، دیگران، اوضاع اجتماعی و زندگی به طور کلی از چگونگی رشد و تکامل عواطف وی متأثر می شود. به سخن دیگر، داوری های هر فرد درباره خود و سایران و مسائل اجتماعی به کیفیت عواطف او بستگی دارد و شخصی که از رشد سالم انفعالی و عاطفی بهره مند نباشد هرگز فردی واقع بین، نیک اندیش، درست کردار، و در نتیجه فرد مفید و مؤثر در پیشرفت جامعه نخواهد بود.

از این رو، مطالعه و شناختن احساسات و انفعالات کودکان بسیار مهم است و هر معلم باید رشد و تکامل انفعالی عادی را بشناسد و انحراف ها و تکامل نیافته های انفعال و عاطفی و اثر آنها را در بهداشت عقلی دان آموزان بداند. زیرا معلم بیش از دیگران مسئول توجه و در صورت امکان درمان ناراحتی های عاطفی دانش آموزان می باشد و همواره باید این اصل مسلم را در نظر بگیرد که پیشگیری مقدم بر درمان است. از طرف دیگر، چگونگی رشد اجتماعی، عقلی، و تکامل شخصیت هر فرد چنان که گفتیم از کیفیت رشد و تکامل عاطفی او متأثر می شود به طوری که می توان گفت رفتار هر فرد زیر فرمان احساسات و عواطف او می باشد.

اینک به ذکر پاره ای از عواطف متداول در میان بچه ها اقدام می کنیم:

گریه: قبل از ورود به مدرسه بچه ها وقتی دچار درد بدنی می شوند یا مورد بی مهری والدین قرار می گیرند ناراحتی خود را به صورت گریه ظاهر می سازند. پس از ورود به مدرسه و تماس با دیگران بچه ها در مقابل برخورد با مشکلات و عوامل نامساعد کمتر گریه می کنند و. اغلب ناراحتی های خود را به اشکال دیگر ظاهر می سازند.

ترس: بچه ها تا قبل از ورود به مدرسه از مشاهده حیوانات دچار ترس می شوند. گاهی بچه ترس دارد از اینکه مادر یا پرستار او را تنها بگذارد. تاریکی، آتش، اتومبیل، رعد و برق و باد شدید و گاهی امور خیلی نیز در بچه ایجاد ترس می کند. در موقع ورود به مدرسه بچه به تدریج پاره ای از مهارت های بدنی را فرامی گیرد و با شرکت در بازی ها و استقبال از حوادثی که قبلاً برای او خطرناک بود به تدریج شجاع می شود و کمتر دچار ترس می گردد. در این دوره از رشد ترس بچه از اموری که اعضا و اندام او را تهدید می کند کم می شود ولی تأمین احتیاجات اساسی روانی مورد توجه او قرار می‌گیرد. ترس از اینکه مبادا مورد بی مهری دیگران واقع شود یا موقعیت او را در گروه همسن یا در میان اعضاء خانواده متزلزل گردد او را ناراحت می سازد و گاهی ترس از دست دادن مادر، ترس از دیر به مدرسه رسیدن، ترس از دزد و ترس از جنگ و دعوا سبب ناراحتی او می شود. شکست در فعالیت های تحصیلی نیز ایجاد ترس در بچه می‌کند. رشد اخلاقی و پرورش قوه قضاوت در بچه مانع از تخلف و اشتباه آنهاست و گاهی ترس از اینکه مبادا مرتکب اشتباه شوند آنها را ناراحت می سازد.

جو عاطفی خانواده و مدرسه در ایجاد ترس یا از بین بردن آن تأثیر فراوان دارد. منظور از جو عاطفی رابطه میان افراد است، اگر روابط خانواده یا رابطه میان شاگردان و معلم موافق با اصول دموکراسی باشد و عقل و منطق حاکم بر روابط افراد باشد بچه ها کمتر دچار ترس می شوند اما در وضعی که معلم یا پدر به صورت دیکتاتور کلاس یا امور خانه را داره کنند و احتیاجات اساسی و روانی بچه ها مثل احتیاج به محبت، احتیاج به رشد شخصیت اجتماعی و بستگی گروه، احتیاج به ابراز عقاید و نظریات خود تأمین نمی گردد، در این وضع عوامل و موجبات ترس فراوان می شود و بچه ها عمر خود را با ناراحتی و اضطراب به سر می برند.

متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

/images/spilit.png

دانلود فایل 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره بررسی نقش مدرسه در رشد